خیابان ها را دوست ندارم

سلام

خون سبب کینه می شه .

در این درگیری , خون بها چیست؟

چه قدر زمان نیاز است که بتوانیم با احترام و بدون قضاوت از  کنار هم بگذریم؟

تا دیگر آن

آنچه مهم است

سلام

آنچه در این جهان مهم است,

پایه گذاری خیر است.

تا دیگر آن

جانب

سلام

گاهی از جوانب امر است که برملا می شود.

بی جانب نمی توان دید.

تا دیگر آن

طبقات

سلام

برای دانستن نیاز به طبقه بندی داریم ,

طبقه بندی پس از شناخت ویژگی های  مشترک در پدیده ها ایجاد می شود.

ولی خطر طبقه این است که گاهی پدیده ای به دلیل ممتاز بودن یک طبقه ,خود را ملبس به ویژگی های آن کند.

تا دیگر آن

نمایانگر

سلام

چه چیز هایی نمایانگر  فضای ذهنی ماست؟

چیزهایی مثل چیدمان اتاق

روش کنار هم قرارگیری لباس ها

کتاب های قفسه کتاب

لینک های کنار صفحه

دوستانی که با آنها گپ می زنیم

تا دیگر آن

مهارت های به درد نخور

سلام

در طول زندگی متوجه مهارت های در خودم شدم که

به درد نمی خوره

بلکه بر درد می افزاید.

تا دیگر آن


فنر

سلام

می گذره,

نمی ره ,

انباشته می شه.

تا دیگر آن

درباره الی

سلام

نامزد الی از سپیده پرسید ,

او هیچ وقت حرفی از من نزد؟

سپیده گفت :نه

اگه نامزد الی هیچ وقت نفهمه که الی از او گفته بود؛

سپیده هم هیچ وقت فراموش نمی کنه که دروغ گفت.

تا دیگر آن

حداقل قبلش اعلام نمی کردید

سلام

باید آخرین شب که فقط یک نفر برای دفاع آمد

و گفت شما که شکست خوردید

من هم که هستم

می فهمیدم نتیجه بازی چیست.

تبریک بر "ملتی  شریف" که ما را نادیده گرفت.

تا دیگر آن


درباره الی

سلام

"یه پایان تلخ بهتراست

تا یه تلخی بی پایان."

تا دیگر آن

سلام

سلام

یکی از بچه ها می گفت وقتی به کسی سلام می دهی

به او اطلاع می دهی از من در امانی

ولی چند نفر هنگام سلام دادن

به معنی آن می اندیشند.

تا دیگر آن

بی رویدادی

سلام

"بی رویدادی هم گاهی مهم ترین رویدادٍ روز بود.

روزٍ بی رویداد بیش از هر چیز آدم را به فکر وا می داشت."

"مارگریت دوراس,حیات مجسم"

تا دیگر آن

راه رفته

سلام

بچه که بودیم هر وقت علی جمله  حکیمانه ای می گفت که حاصل مکاشفات خودش بود؛

یه نفر پیدا می شد از آدم مشهوری جمله مترادف آن را می گفت,

 ناراحت بود چرا هر چه را می خواهد بگوید یکی پیش از او گفته.

حالا که فکرش رو می کنم, حداقل حسنش اینه که  نشون می ده پا در مسیر متروکه نذاشت.

تا دیگر آن

عنکبوت

سلام

من به سان عنکبوتی می مانم

که شکار تار خود شده باشد.

تا دیگر آن

بعضی سوالات

سلام

بعضی سوالات برای همیشه در پی جواب خویش می ماند.

واقعا چه کسی راست گفت؟

تا دیگر آن

آقای رضایی متشکرم

سلام

آقای رضایی من هیچ گاه به اطلاعاتی ها رای نخواهم داد

اما با تمام وجود از شما متشکرم که به عنوان یک نماینده "اصول گرا "در صحنه از حق ما دفاع کردید.


ادامه نوشته

آقای میرحسین موسوی

سلام

آقای میر حسین

من فکر کردم شما آمدید اندیشه را جان تازه ببخشید.

 شما می دانستید مردم ما از اندیشه گریزانند و

شما می دانستید که مردم ما معرکه را دوست دارند و

از ته دل شاد می شوند وقتی معرکه گیر زنجیر را پاره می کند.

ادامه نوشته

خفقان

سلام

تا دیگر آن

تئوری" اثر پروانه ای"

سلام





تا دیگر آن

آموزش

سلام

ما واقعا نمی توانیم چیزی را که کسی نمی داند به او بیاموزیم.

آموزش تنها یک یاد آوری است.

یادآوری آنچه از قبل نزد ما بوده.

همه چیز در درون ماست.

تا دیگر آن

ترس

سلام

من از دروغ بیزارم.

من از نا امنی ناراحتم.

من از جنگ داخلی تنفر دارم.

من از دیکتاتوری و فلج حرکتی ملتم گریزانم.

من از زندگی در کشوری با اقتصاد ورشکسته می ترسم.

من از زندگی در کشوری که سران آن چشمانشان را می بندند و دهانشان را باز می کنند ناخرسندم.

من از دوستانی که در چنین وضعی مرا به آرامش دعوت می کنند تعجب می کنم.

من از مردمی که تقدیر را به دست پروردگاران ناشناخته اشان می سپارند دورم.

من از اوضاع موجود در مملکتم می ترسم.

بنابراین منتظر بر پایی عدالتم.

بیا

تا دیگر آن

قد

سلام

شاید بهتر این باشد که هیچ گاه قد فهمت را برای هیچ کس کوتاه نکنی.

شاید بهتر باشد قد صلابتت را برای هیچ کس کوتاه نکنی.

اما نه

اگر اینطور فکر کنم باورم نمی شود

که کسی هم حاضر است قد خود خواهیش را برای فهم من کوتاه کند

تا من هم قد بکشم برای رسیدن به آسمان.

تا دیگر آن

مکعب شیشه ای

سلام

از کودکی آرزو داشتم در یک مکعب شیشه ای باشم .

بدون آنکه متاثر از رنگ و بوی محیط باشم سفر کنم .

و گاهی دستی تکان دهم از روی مهر,

و گاهی لبخندی از سر رضایت,

تعهد به سفر و بی تعلقی

آرزوی من است.

تا دیگر آن

داستان تو بر مبنای تیپه یا شخصیت

سلام

آدم ها در شرایط تنگنا نشان می دهند که

چقدر شبیه آن چیزی که می اندیشیدند و می گفتند هستند.

این صحنه بزرگ مبارزه در دل خود داستان های کوچکی دارد

که اهمیت آن کمتر از داستان اصلی نیست.

حالا این به تو مربوطه که تیپی یا شخصیت؟

تا دیگر آن

میزان

سلام

کاش ایمانی قوی داشتم که دلم نمی لرزید.

اگر گوش هایمان را نبندیم و

نخواهیم به دلیل ترس از تزلزل ,

جلوی ورود اطلاعات را بگیریم.

می بینیم که هر بار میزان به سمتی میل می کند.

کاش محکی از جنس حق داشتم که با آن می آزمودم

خود را.

تا دیگر آن

رابطه عقل و آزادی

سلام

به نظر من خیلی ساده است هر چه

عقل فعال تری داشته باشی,

آزادی کمتری داری.

ادامه نوشته

تقلب

سلام

مرز تقلب کجاست؟

اگه از رو دست کسی بنویسم متقلبم و اگه کسی از رو دستم  با رضایت من بنویسه نه؟

اگه کار دیگری را جای کار خودم ارائه بدم متقلبم اگه کسی کار مرا با رضایت من ارائه بده نه؟

احساس می کنم باید تعریف دقیقی از تقلب با توجه به وضعیت فعلی ارائه شود.

ادامه نوشته

پس من مردم

سلام

بعضی استدلال ها قابل قبول و زیبا هستند اما منطقی نیستند.

به طور مثال:

"مرد برای هضم دلتنگی هاش گریه نمی کنه قدم می زنه "

من هم که برای هضم دلتنگی هایم قدم می زنم,

پس  من مردم.

تا دیگر آن

الکل

سلام

"زن که بنوشد سرشت ملکوتی بشر انگار آسیب می بیند"

حیات مجسم,مارگریت دوراس

می ترسم به میر حسین موسوی رای بدم رئیس جمهورم زهره کاظمی(زهرا رهنورد )شه

سلام

وضعیت سختیه

خیلی ها می گن به حال تو چه فرقی می کنه؟

فکر می کنی هر کسی بیاد وضعیت خیلی متفاوت می شه؟

من می گم ما در مسئول انتخابمون هستیم و ما باید پاسخ گوی نسل آینده باشیم.

ادامه نوشته

سانسور

سلام

بعضی سیستم ها به طور ظاهری آنچه را نمی پسندند حذف می کنند.

بعضی سیستم ها طوری طراحی می شه که

با حرکت در مسیرهای تعریف شده آن,

جز آنچه می خواهند تولید نمی شود

که نیاز به سانسور باشد.

تا دیگر آن

آقای مجری شبستانه خسته نباشید

سلام

برنامه" شبستانه" رادیو "فرهنگ" یه مجری جالب داره,

که برنامه را با این قطعه زیبا تمام می کند.

"گفتم: بگو

سکوت کرد و رفت

و من همچنان گوش می کنم"

تا دیگر آن

حیرت

سلام

برای درک بزرگی یک چیز,

برای حیرت,

قدری دانش لازم است.

تا دیگر آن

تو

سلام

در یکی از کتاب ها که درست یادم نمی یاد

یه حرف جالبی بود که آن را هم به طور کامل به یاد ندارم.

فقط می دونم چه زیبا توصیف کرده بود

تبدیل واژه "شما "در یک دیالوگ به" تو " را برای ویران کردن هر چه می تواند انسانی باشد.

تا دیگر آن

تحمل غیر

سلام

تا چند درجه تن ارزشی متفاوت از خودت رو می تونی تحمل کنی؟

یه کشور برای اندیشمند های آن است یا برای هر که در آن زندگی می کند؟

من دوست دارم پیرو حقیقت ناب باشم ولی تو این کلاس آیا لزومی داره همه نمره برابر بگیرن؟

تا دیگر آن

مکعب

سلام

یه فیلم به نام" مکعب" است که به نظر فلسفی می یاد.

در یه فصل از فیلم آدم هایی که در دو مکعب همجوار هستند با سرعت متفاوت عمل می کنند.

به زندگی روزمره نگاه کنیم این فصل به شدت قابل فهم است.

تا دیگر آن

دفترچه راهنما

سلام

من اکثر مردم کشورم را اینگونه شناختم,

که علاقه به هیچ دفترچه راهنمایی ندارند.


ادامه نوشته

کتابخانه شخصیت

سلام

ما چه وقتایی به دیگران کمک می کنیم؟

واقعا کمکی از دست کسی بر می یاد؟


ادامه نوشته

ساده اما سخت

سلام

تو چه قدر ساده ای.

چه قدر همه چیز رو سخت می گیری.

"راه رسیدن به هر مطلوب خیلی ساده است

 برداشتن یه گام از خود

 گذاشتن یک گام به سوی مطلوب."

قانون ساده ایست

اما راه سختی است.

تا دیگر آن

درخواست کمک وبلاگی

سلام

یکی به من بگه

چه جوری از ناپدید شدن نظرات قدیمی که دوستان می گذارند می شه جلو گیری کرد؟

منظورم دقیقا نظراتی است که برای هر پست گذاشته می شه.

این خیلی بده که با ورود هر نظر جدید نظرات قبلی نا پدید شه

بدون بازخورد انگار گم می شوم و علامتی نیست از چگونگی گذر زمان خارج از من ؛

انسان بی زمان در جا می زند حتی در دنیای مجازی.

تا دیگر آن


امیدوارم شایعه باشه

سلام

شنیدم قراره آقای رئیس جمهور لایحه ای مبنی بر برداشتن محدودیت امکان شرکت یک فرد در دوره های متوالی ریاست جمهوری ارائه کند.



ادامه نوشته

هیچ چیز به وقت گفته شدن به بزرگی زمان دریافت درونی اش نیست .حتی خشم.پس فریاد می زنم خشمم را

سلام

رگ های مغزم داره از خشم می ترکه.

خسته شدم از این نقاب آرامش

ادامه نوشته

انتخابات

سلام

اولش شد که همه چیز به هم بریزه.

اگه تونستی نظر بذاری!

تا دیگر آن

جمعه

سلام

طبق قرعه کشی امروز جمعهیکم خرداد سال 1388

نوبت  اولین سخنرانی  مهندس میر حسین موسوی بود.

و

طبق قرعه کشی رنگ سبز برای مهندس میر حسین موسوی انتخاب شد.

سید اگر آمدی نا امیدمان نکن.

تا دیگر آن

یقین

سلام

حتی وقتی پیروز می شوم بر مزار دشمن می گریم.

خوش به حال اونهایی که یقین دارن بندگان گزیده خدا هستند.

اونها به هیچ چیز خود شک ندارند

نه به دوست داشتنشون ,نه به برحق بودنشون,نه از کشتن می هراسند ونه از کشته شدن

من به همه چیز شک دارم.

تا دیگر آن