دعای عرفه
اَلْحَمْدُ لله الَّذی لَیْسَ لِقَضآئِهِ دافِعٌ
اَلْحَمْدُ لله الَّذی لَیْسَ لِقَضآئِهِ دافِعٌ
.
آها نقطه رو اینستا می ذاشتم متنم به هم نخوره
یادم نمی یاد اینجا چطور شروع می کردم ولی تموم کردنش رو یادمه.
درباره نوشتن هر روز و پیدا کردن آن
اینجا اینجوری شروع شد
اون موقع درباره جستار نمی دونستم و اینجا یه مغازه یا دکه یا به قول بعضی ها دفتر من بود.
کرکرش رو هر روز می زدم بالا و می نوشتم.
۳۶۰ اومد و فیس بوک و اینستا و ...
من تو اینستام هنوز ولی اینجا هم سر می زنم.
با مهسا از تاریخ شفاهی و ثبت صداهایی که اگر نوشته نشه خاموش می شه می گفتیم.
گفت تو کشورهایی که عادت به یادداشت برداری دارن وقتی می خوای تاریخ شفاهی رو ثبت کنی کافیه بری سراغ یادداشت های افراد ولی اینجا وقتی می خوای بنویسی باید بگردی و از اول تازه بنویسی و مکتوب کنی.
خیلی وقته به فکر ثبت خاطرات زنان اثر گذار معاصر در حوزه هنر و موسیقی هستم.
امیدوارم بشه.
البته امروز داشتیم با اسما درباره جنگ حرف می زدیم گفت احتمال مرگ هر دومون در جنگ یکی هست و به سن ربط نداره.
حالا به شرط حیات فکرم که با شخصیت های زن اثر گذار مصاحبه کنم و صداهاشون رو ثبت کنم.
تا دیگر آن
.
آها نقطه رو اینستا می ذاشتم متنم به هم نخوره
یادم نمی یاد اینجا چطور شروع می کردم ولی تموم کردنش رو یادمه.
درباره نوشتن هر روز و پیدا کردن آن
اینجا اینجوری شروع شد
اون موقع درباره جستار نمی دونستم و اینجا یه مغازه یا دکه یا به قول بعضی ها دفتر من بود.
کرکرش رو هر روز می زدم بالا و می نوشتم.
۳۶۰ اومد و فیس بوک و اینستا و ...
من تو اینستام هنوز ولی اینجا هم سر می زنم.
با مهسا از تاریخ شفاهی و ثبت صداهایی که اگر نوشته نشه خاموش می شه می گفتیم.
گفت تو کشورهایی که عادت به یادداشت برداری دارن وقتی می خوای تاریخ شفاهی رو ثبت کنی کافیه بری سراغ یادداشت های افراد ولی اینجا وقتی می خوای بنویسی باید بگردی و از اول تازه بنویسی و مکتوب کنی.
خیلی وقته به فکر ثبت خاطرات زنان اثر گذار معاصر در حوزه هنر و موسیقی هستم.
امیدوارم بشه.
البته امروز داشتیم با اسما درباره جنگ حرف می زدیم گفت احتمال مرگ هر دومون در جنگ یکی هست و به سن ربط نداره.
حالا به شرط حیات فکرم که با شخصیت های زن اثر گذار مصاحبه کنم و صداهاشون رو ثبت کنم.
تا دیگر آن
دیروز می خواستم درباره غذا بنویسم در این دوران، وارد نشد.
گویا بدون فیلتر شکن اینجا هم نمی شه اومد!
معلمم گفت: بچه ها اگه جمعه جنگ نشد دور هم جمع بشیم.
نوشتم الان هم در جنگ هستیم؛ منظورتون حمله هوابی هست؟
حتی برای اینکه این پیام رو در گروه بذارم باید با خودم بجنگم که تبعاتش به گفتنش می ارزه؟!
هر روز هزار تصمیم بیشتر باید بگیرم مبنی بر اینکه
به مدرسه بفرستم یا نه؟
خرید کنم یا نه؟
پول نقد بگیرم؟
چمدان ببندم؟
قرار بذارم؟
وقت دکتر بگیرم؟
چقددر دورتر بروم؟
چقدر مکالمه رو ادامه بدهم؟
و چقدر چون می ترسم هر تصمیمی رو می گیرم و چقدر چون حوصله ندارم؟
مگر این نزاع و درگیری هر لحظه چرخ دنده های ذهن جنگ نیست؟
گاهی به سمت درون و گاهی به سمت بیرون.
مگر این قحطی دسترسی به شبکه های اجتماعی و گفت و گوی آزاد جنگ نیست؟
مگر این دستور چند جانبه به اینکه طرف درست تاریخ رو انتخاب کم جنگ نیست؟
تا دیگر آن
سلام
اسما روز تولدت امسال تنها باری بود که فهمیدم تا صد سال زنده باشی چقدر دعای مهمیه در شعر تولد
۱۲ روز طول کشید
استراحت و
حسین درسته تولد تو هست ولی حس می کنم یه آغاز جدید برای هر سه هست و ما منتظر دهه فجر قرن اخیریم.
امروز پاشدم جارو بزنم و بعد مدت ها به خونه برسم
و می خوام از دغدغه های یه چشم انتظار جنگ بنویسم.
تا دیگر آن
سلام
من دوستان زیادی داشتم که آزاده بودن
هم شخصیتشون و هم نامشون
الان درباره آزاده ای می نویسم که نامش هست و شخصیتش
آزاده از لحاظ تحصیلات و طبقه فاصله خیلی زیادی از من داره
ولی یه نقطه پیدا کردیم که دلامون بهم گره می خوره
انسان دوستی و تمرکز مهر بر زنان و کودکان
وهر آنچه مرتبط به این مساله باشه مثل رفتار و هنر و فرهنگ و تاریخ شفاهی و غیره بهانه گفت و گوی بیشتر بین ما می شه
آزاده شهرزاد زندگی من هست که با قصه هاش در تلاش نجات بخش به فراموشی نزدیک زندگیست
آزاده توان به تماشا نشستن فردیت انسان ها رو داره و از این راه اونا رو پیوند می ده بهم
سلام
من دوستان زیادی داشتم که آزاده بودن
هم شخصیتشون و هم نامشون
الان درباره آزاده ای می نویسم که نامش هست و شخصیتش
آزاده از لحاظ تحصیلات و طبقه فاصله خیلی زیادی از من داره
ولی یه نقطه پیدا کردیم که دلامون بهم گره می خوره
انسان دوستی و تمرکز مهر بر زنان و کودکان
وهر آنچه مرتبط به این مساله باشه مثل رفتار و هنر و فرهنگ و تاریخ شفاهی و غیره بهانه گفت و گوی بیشتر بین ما می شه
آزاده شهرزاد زندگی من هست که با قصه هاش در تلاش نجات بخش به فراموشی نزدیک زندگیست
آزاده توان به تماشا نشستن فردیت انسان ها رو داره و از این راه اونا رو پیوند می ده بهم
سلام
اکثر اوقات این رو شنیدم که تو متفاوتی
یا خاصی
اوایل دنبال این بودم که یعنی خوبم یا بد
اما این روزا که تجربه ام از زندگی بیشتره یه نکته ای رو فهمیدم
ما انسان ها از اونجایی که از طریق من خودمون و تجربه زیستمون دنیا رو فهم می کنیم
دائم دنبال این هستیم که جهان رو باز تعریف کنیم و بسنجیم تا معناش رو بیابیم
و در این مسیر هر چیز با قالب و الگوی ذهنی ما شباهت نداشته باشه بهش می گیم متفاوت یا خاص
من فهمیدم انسان کمتر تجربه شده ای تو زندگی اطرافیانم بودم و این مسیر معنایابی رو در ذهنشون ناهموار می کنه
و دوستانی که وارد گفت و گو با من می شن اگه من خودشون رو لحظاتی آروم کنن و من من رو بشنون دیگه به نظرشون متفاوت نیستم شاید تفاوتم در همین حد باشه که جست و جوگری رو زندگی می کنم و در زیستم ورود می دم و از مسیر مطمئن مورد توافق جمع اطرافیانم همیشه استفاده نمی کنم
حالا که چی تو نوشته بعد می نویسم
خیلی رابطه امون رو نمی شه عالی تعبیر کرد
وقتی براش لیوان آب رو بردم که بعد مسواک و قبل خواب یه آبی تو دهنش بگردونه
تو خواب و بیداری گفت
چه کیفی داره یه مامان مثل تو داشتن
سرخوش و مست شدم
نمی دونستم چیکار کنم
شگفت زده شدم اینو بهم گفت