اذان
سلام
من عاشق طنین اذانم
وقتی انگار رو هرم گرما نشسته
و گاهی شفاف گاهی مخفی به گوشم می رسه
و من ٫رو به خونه قدم می زنم
و تشنه هستم و چیزی نمانده تا خنکای آب.
من عاشق صدای رسای اذانم
وقتی روی بام خانه چشم به آسمان دوختم و
نور کم کم داره برچیده می شه و
آسمان نه روشن است و نه تاریک.
من عاشق صدای اذان هستم وقتی از میان همه هیاهوی شهر پر سرو صدای ما به گوشم می رسه
و می گه خدا بزرگتر است.
تا دیگر آن
+ نوشته شده در چهارشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱:۲۵ ب.ظ توسط حدیثا
|
حالا بعد گذشت چند وقت