از رنجی که می کشم
سلام
از وقتش که بگذره دیگه حوصلم نمی یاد بنویسم.
اومدم بگم که ارتباط بین رنجی که می کشم و ساختار شخصیتم رو یافتم
بعد که از وقتش گذشت حوصله توضیحش رو ندارم
سر جمع اینکه
رودررویی بایدها و نبایدهای پذیرفته شده با فکر می کنم هایی که باید با تجربه آزمایش شود
رنج را در من پدیدار می کند.
فکر هایی که آزموده شود منجر به بایدها و نباید هایی می شود که در آینده رنج های از نو می آفریند.
من معتقدم انسان با درد زنده است
و سوال این روزهای من این است که
آیا افزودن رنج بر درد ثمری هم دارد؟ افتخار آمیز؟؟!!!!!!!
تا دیگر آن
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۲۳ ب.ظ توسط حدیثا
|
حالا بعد گذشت چند وقت