اگر چه کتاب محشری نبود اما
اگر چه کتاب "بارون درخت نشین " اثر "ایتالو کالوینو" ترجمه "مهدی سحابی" به نظرم کتاب محشری نیست
اما می شه جملات جالبی مثل این ها درونش پیدا کرد
"همان نیاز رخنه به درون دنیایی دست نیافتنی"
ص76
"کارهای برجسته ای که آدمی به پیروی از وسوسه های درونی می کند
باید ناگفته بماند،
همین که آن را به زبان بیاوری و از آن لاف بزنی
چیزی بیهوده و بی معنی جلوه می کند
و پست و بی مقدار می شود"
ص66
"این را می دانست که همبستگی و سازمانیابی انسان را نیرومند می کند،
توانایی و استعداد هر کس را شکوفا می سازد،
و شادی و شوری را به وجود می آورد که در زندگی تکروانه به ندرت حس می شود
و شادی پی بردن به این نکته که
مردمان بسیاری هستند که همه
خوب
و درستکار
و کارآمدند
و می توان به آنان اعتماد کرد.
هنگامی که آدمی تنها و تکرو زندگی می کند
فقط یک جنبه انسان های دیگر را می بیند،
جنبه ای که آدمی را وامی دارد همواره به هوش باشد و حالتی دفاعی به خود بگیرد."
از نو
حالا بعد گذشت چند وقت