اذان
اذان می گه
دارم کم کم همه چیز رو می پذیرم خدا
دارم می فهمم برای چی می گی تسلیم شدن بهترین راهه
داشتم عکسای سعدآباد رو نگاه می کردم
و عکسی رو که بهم گفت بیا کنار هم یه عکس بندازیم ببینیم واقعا شبیه هم هستیم
شاید اجزای صورتمون شبیه هم باشه و ماه تولدمون و کسی که نقش جدی تو زندگی هر دو مون بازی کرد
شاید حتی رفتار های شبیه به هم داشته باشیم و هر دو امام حسین رو دوست داشته باشیم
شاید هر دو نگران آیندمون بودیم و خیلی شباهت ها ی دیگه
اما متعلق به دنیاهای متفاوتی هستیم
اذان تمام شد
برات آرزو می کنم که در کنارش خوشبخت باشی
براش آرزو می کنم کنارت خوشبخت باشه
برام آرزو کنید که با کسی همراه شم که خدا رو خیلی خیلی بیشتر از من دوست داشته باشه و بپرسته
زندگی انقدر که من جدی گرفتم جدی نیست
مهم اینه که اونی که از دستش بر می یاد به موقع حواسش به آدم باشه
خدایا من اگه تو رو نداشتم چی کار می کردم؟
خدایاااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
دوستت دارم
از نو
حالا بعد گذشت چند وقت