سلام

سرنشین پشت راننده گفت: لعنت به این شهر با این ترافیکش

سرنشین کنار دستیش گفت:لعنت به مردم این شهر

شهر که جز ساختمان و خیابان نیست

راننده گفت: به جای اینکه به ملیون ها آدم لعنت بفرستی

می شه با هم صحبت کنیم صبر کنیم

می شه تو سکوت فکر کنی و صبر کنی

بهتر از اینه که عصبانی بشی

سرنشین کنار راننده گفت:_با عصبانیت_آقا کرایه من رو حساب کن

آقا کرایه من رو حساب کن و بدون عصبانیت بشین تو ترافیک

برای تو که هدف نداری

و تو خیابون ها چرخ می زنی

و مقصدت مقصد مسافرهاست

ترافیک چه معنایی داره اینا رو گفت و در ماشین رو کوبید و پیاده شد

واقعا کی راست می گفت؟

کسی که چشماش رو می بنده و دهنش رو باز می کنه می فهمه هدف چیه؟

بعضی حرف ها ظاهر بی نقصی دارن اما جون ندارن

و اگه دیر به مقصدمون می رسیم دلیلش نوع مقصدمون نیست

دلیلش از نظر من تهی شدن کلماتمون از معنی است.

کلمه ها خیلی مهم هستند

کلمه ها سرنوشت ما را رقم می زنند.

تا دیگر آن