دست و زانو
سلام
خیلی چیزهایی که می شنوم رو از قبل می دونم
اون چیزی که نمی دونم اینه که چطور از چیزهایی که می دونم استفاده کنم.
فکر نمی کردم که زمان انقدر کم باشه
ساعت های زیادی هست که هیچ کاری نمی کنم اما به حساب عمرم محسوب می شه
می گفت دستت رو بذار رو زانوهات و بلند شو
نمی دونست در حال حاضر چقدر به نظرم این کار سختیه
بیشتر از هر وقت دیگه تو زندگیم به اهمیت امید پی بردم.
از نو
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۱ ساعت ۱۲:۴۹ ب.ظ توسط حدیثا
|
حالا بعد گذشت چند وقت