مرگ
سلام
این روزها هر جا می رم بوش رو حس می کنم
دیشب داشتم به مرگ فکر می کردم و اینکه مرگ فقط وقتی نیست که کسی نفس نکشه
خیلی وقتا بعضی تو دنیای ما می میرن ولی به واقع دارن به حیاتشون ادامه می دن
و هستن چیزهایی که با طراوت تو ذهن ما به حیاتشون ادامه می دن
داشتم با یکی از مرگ می گفتم گفت برخی سوگواری می کنند و برخی دچار مالیخولیا می شوند و
از دست دادن رو باور نمی کنن
گفتم باشه من مالیخولیایی ـ هر چند پذیرفتن چنین انگی برای من سخته ـ اما نمی تونم به این راحتی ها با از دست دادن کنار بیام
من آدمیم که گاه به گاه به لینک های غیر فعال کنار صفحم سر می زنم به امید اینکه نویسندش دوباره فعالش کرده باشه
ولی زندگی خیلی جدیه یا آدمهایی مثل من رو همراه خودش می کنه یا پشت سر می ذارتش.
از نو
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۱ ساعت ۷:۳۱ ب.ظ توسط حدیثا
|
حالا بعد گذشت چند وقت