سلام

چند بار دکمه راست موس را فشار می دهم تا حروف مناسب پیدا کنم

نمی شود که نمی شود هربار تق به زبانم می آید اما صدای کلیک تق نیست

ذهنم سد دارد خیلی جاهای دیگه هم این سد وجود دارد که بی رحمی بیشتری دارد

اگر نخواهی یک روایت رو نویس از زندگی باشی باید با دقت و موشکافانه همه چیز را از نو تجربه کنی

البته این امکان وجود دارد که در نهایت یک عقب افتاده باشی و جامعه تو را نپسندد و تنها بمانی

از تنهایی گفتم یه جا که یادم نمی آید درست کجا بود خواندم اگر یک آدم تنهای واقعی دیدید

به هر قیمتی شده از تنهایی در بیاوریدش و در دنیای او شریک شوید تنهاهای واقعی خیلی خیلی ...

یادم نمی یاد با چه واژگانی توصیف کرده بود

فقط از این جهت برام به یاد موندنی شد که من به شدت معتقدم تنهایی واقعی خیلی قیمتی است.

دارم به این فکر می کنم که چقدر پادشاه "جاودانگی"سیمون دوبوار را خوب می فهمم وقتی صبح به پاک کردن شیشه ها مشغول بود.

کشف حروف مناسب برای صدای برخاسته از کلیک راست موس برای من مثل بیان دقیق آنچه احساس می کنم است ؛بعضی از احساسات به راحتی شادی و غم و حوصله سر رفتن و...نامیده می شه اما یه کم دقت ...

این همه دقت برای توصیف چیزهای پیش پا افتاده به چه دردی می خوره؟

دلم می خواد یه جایی رو پیدا کنم که افرادی هم صحبت داشته باشم که بتونیم ساعت ها درباره چیزهای پیش پا افتاده و ساده و روزمره صحبت کنیم.

این دل هم موجودیه برای خودش ها:)

خوش به حال اونایی که برای سلامتی مردم تلاش می کنند و به فکر شاد شدن کودکان هستند و تلاش هاشون باعث ایجاد خاطرات خوش و بی منت در ذهن آدم ها می شود

خوش به حال آدم هایی که خوب هستند و به خوبی هیچ گاه شک نمی کنند

خوش به حال آدم هایی که فکرهاشون دنیا رو جای امن تر و دوست داشتنی تر برای زندگی می کنه

...