سلام

دوستم اشک می ریخت و کاری از دستم بر نمی یومد

هیچی بهم نگفته اما حدس می زنم قضیه رو

اگر قراره چیزی رو به کسی نگیم نباید یه کلمه اش رو هم بگیم این اعتقاد منه گفتن یکی دو تا کلمه

مثل چکه کردن چند قطره از بدنه سد می مونه که بدنه رو سست می کنه و کل آب میل به عبور از سد پیدا می کنن

اشک می ریزه

و من حدس می زنم

از طرفش متنفرم به نظرم خیلی بی لیاقته

دوستم انسان پاکبازیه و من می ترسم از چیزی به خاطر این آدم گذشته باشه که لیاقتش رو نداشته باشه

بعضی وقت ها همه ما می تونیم واقعا نالایق باشیم

من آدم خوبی نیستم اما دلیل نمی شه چون خوب نیستم از بدی بیزار نباشم

بعضی از آدم ها انقدر بد هستن که وقت از مسیر زندگی ما عبور می کنن نه اینکه به ما صدمه می زنن

نه تنها ما رو نا امید می کنن باعث می شن نیکی را درون ما بخشکانند

خدایا کمک کن اگر خوب نیستم خشک کننده حس خوبی در کسی نباشم

خدایا اگه دوست داشتن تو باعث نشه آدم بهتری باشم پس دوست داشتنت به چه کارآمده؟

خدایا امیدش رو بهش برگردون و اون آدم نالایق هم به تو می سپارم تو آفریدیش و خودت یه سرو سامانی بهش بده.

چه روزهایی رو می بینم نمی دونم کجای کارم گیر داره لطفا گیرش رو بردار که باعث شکایت کسی به تونشوم.

به هر حال تو خالقی و سر و سامان این ملک با توست

از نو