سلام

من احساس می کنم در یک گودال دست و پا می زنم

و بیش از هر چیز به زمان می اندیشم و قدرت حیرت آور آن در برملا کردن واقعیات عینی

زمان یه موجود غیر قابل وصف از نظر منه

کاری به تئوری های فیزیک درباره زمان ندارم و به فلسفه آن فکر نمی کنم

به زمان آنگونه که آن را دریافته ام می اندیشم

حس شکر گذاری دارم نسبت به آن و از پیش روی آن تا میانه خوشنودم و به سمت انتها از نظر من ترسناک و ابهام آمیز می شه

خوش به حال اونایی که ذهنی برای خودشون طراحی می کنن که حرکت از زمان به بی زمانی تو دلشون رو خالی نمی کنه

من در گودالی دست و پا می زنم و به اهمیت داشته هام از جمله زمان فکر می کنم

من راهش رو پیدا می کنم چون هنوز یادم هست یه خدایی رو متصورم که بزرگتره

من راهش رو پیدا می کنم حتی اگه سال ها طول بکشه آرزو می کنم امیدم رو از دست ندم

از نو