چشم
سلام
انقدر چشم هاش آشنا بود
گفتم برم بگم شما رو من قبل تر دیدم انگار
بعد گفتم: اگه گفت من همانم چی دارم بگم؟!
بگم فقط خواستم مطمئن شم چشماتون آشناست
به خودم خندیدم و حس کردم چقدر می تونه از بیرون مسخره به نظر بیاد
بری به یه نفر سلام کنی و بگی چشماتون رو انگار یک بار یک جا دیدم و هیچ حرف دیگه ای نداشته باشی
خوشحالم که نمای بیرونی خودم رو نمی بینم
فکر نکنم آدمی با رفتارهای خودم از بیرون بدون شناختی که من از من دارم رو بتونم بپسندم.
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۴۹ ب.ظ توسط حدیثا
|
حالا بعد گذشت چند وقت