سلام 

رفته بودم زمین فوتبال برای عزاداری

یاد برادر مجازیم افتادم وقتی داشتم کتاب عکس عاشورا رو ورق می زدم 

چند تا از بچه ها رو دیدم 

دمام زنی تماشا کردم شمع ها رو روشن کردم 

کبوترها رو جا به جا کردم 

و قتی قرآن رو خوندن که عزاداری رو شروع کنن

قرآن که تموم شد برگشتم