سلام

خیلی هم جوابش راحت نیست که چرا این مسیر رو که هر چند محتوای متفاوتی دارد اما یه مقطع تکراری است انتخاب کردم.

تو باور نکن هر وقت می گم نمی دونم یعنی انقدر دلایل پیچیده ای داره که گاه دلم می خواد همه اش را فراموش کنم به خاطر همین راه رو کوتاه می کنم می گم نمی دونم.

راستی می خوام داستان اون زندانی را بگم که وقتی گفتن حبست تموم شد گفت در رو باز کنید برم و زندان بان گفت در بازه و زندانی با خود اندیشید سال ها حبس نوع تفکرش بود که زندان مکانی است با در قفل.

تا دیگر آن