به کلافی می مانم که چندین سر رشته دارد
مهم آن است که یکپارچگی حفظ شود و از عهده انجام نقش ها برآییم.
این زندگی منه ولی باید برای اینکه از دیگران می خواهم به هستی من در جوار هستی خودشان اهمیت دهند به آنها نیز احترام بگذارم.
زندگی من یک تجارت بزرگ محسوب می شود قوانین آن بر اساس سود و زیان نوشته شده سودمند و بی فایده .حتی غذا خوردن.
برای همه آن باید پاسخی موجود باشد با چه هدفی و این مربوط به همه لحظات نیست.
وحدت و تکثر
و به دور از اینکه در چه مختصات زمان _مکان پدید آمده باشیم و تحت تاثیر چه قوانینی رشد کرده باشیم نگران تفاوت وضع موجود خود با وضع مطلوب به سر می بریم.
نمود این نگرانی در انسان های مختلف با توجه به بستر فرهنگی متفاوت است.
ما انسان ها به دنبال خوشبختی رهسپاریم.
واژه ها کمک نمی کنند و ما مجبوریم برای نشان دادن دغدغه هامان و محکوم نشدن به اینکه این فهم تکراری از دنیا است کلمات جدید خلق کنیم .
ما در یک رفت و آمد بین سادگی وپیچیدگی برای دریافت خوشبختی عمر می گذرانیم و برای مشخص کردن اینکه ما چقدر بهتر و پایا تریم خط کشی از خیر و شر می سازیم تا با قضاوت از طریق آن محیط امن و آرام و قابل پیش بینی برای خود خلق کنیم .
من ساختن احجام را دوست دارم چون نه تنها به هنگام ساخت آن باید به تناسب کلی اجزا توجه کنی باید به تاثیرات فضا بر مخلوق نهایی نیز بیاندیشی.
تا دیگر آن
حالا بعد گذشت چند وقت