ولی نمی تونم انکار کنم که کشف هر موجود جدید دلپذیره حالا چه با تصوراتت هماهنگ باشه چه نه.

اصلاح می کنم نه هر موجود ,موجوداتی که دستاویزی در ذهن تو می یابند .

حیف که بازی زندگی یه جاهایی خیلی خیلی جدی می شه و به آدم سخت می گیره

شاید هم تا یه جای این بازی پیش برم

شاید.

بازی نه به معنای سرگرمی که به معنای مهارت آموزی و آماده شدن برای یک مسئولیت جدی.

بابا می گه اگه بچه بچگی نکنه بزرگ که بشه بچگی اش به خطر می ندازدش.

اما در طبقه بندی ذهنی من انتخاب هر گزینه تو را محروم می کند از گزینه های موجود

و این باید ارزشش رو داشته باشه

ما به خودمون متعهدیم.

امیدوارم که روزی از اینکه خودم رو از این همه بازی محروم کردم پشیمان نشم.

واقعیت اینه که هر کسی تو زندگی دنبال یک چیزه و

من همیشه دوست داشتم مثل یه جهانگرد به همه جا سر بزنم وهیچ جا نمانم

شاید

یه روز

یه جا

یه کس

پایبندم کنه.

راستی امشب ساعت دوازده سال نو را تحویل می گیرم.

تا دیگر آن