لحظات تکراری و درد تازه
می دونی این بار هم تموم می شه ولی خیلی سخت و انرژی بر است.
عدم هماهنگی بین فکر و جسم و امکانات مادی و آمادگی اجتماعی محیط اطراف و ناهماهنگی ارزش های درونی شده با ارزش های شعاری جامعه مثل دستگاهی می شود که خرد و داغونت می کنه ,
کاش بتونم کاری کنم که دنیا جای بهتری برا نفس کشیدن باشه برای نفرات بعد من.
کاش آخرین لحظه که می خوام به نتیجه کلی برسم فکر نکنم حیف از راهی که رفتم.
تا دیگر آن
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۲:۱۸ ب.ظ توسط حدیثا
|
حالا بعد گذشت چند وقت