دوشنبه ساعت 8:30
نبودن انتخابی که مرا به چالش می کشد برایشان اتفاق افتاد
خون , اسکناس و جل پارچه
نگاهم از جمعیت متوجه پلیس و سپس
خون , اسکناس و جل پارچه
در این لحظه است
که پی می برم چقدر
لبخند مادر
نگاه قدرتمند پدر
کلافگی این روزهای علی
و هانیه که چقدر به سان نامش شاد و شادی آور است
فقط ممکن است به غفلتی دیگر...
تا دیگر آن
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۹ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۶:۱۲ ب.ظ توسط حدیثا
|
حالا بعد گذشت چند وقت