تعطیلی
سبب ساز این است که دست از فکر کردن به تو بر نمی دارم.
نمی دونم چرا می هراسم که به تو بیاندیشم؟
شاید به این دلیل که در اندیشه ات جایی برایم نباشد؟
واقعیت این است که تو برای همیشه قسمتی از اندیشه من خواهی شد
چه بخواهم چه نخواهم.
امیدوارم فرصتی باشه که اونجور که هستی در فکرم بمانی نه آنگونه که خیال من است.
به هر حال تو منجر به قانونی در ذهنم خواهی شد.
فقط یک چیز باقی می ماند
خوشحالم که ارزشش رو داری و متشکرم.
تا دیگر آن
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۴:۳۳ ب.ظ توسط حدیثا
|
حالا بعد گذشت چند وقت