اهل دل را بوی جان می آید از نامم هنوز
سلام
نام من رفتست روزی بر لب جانان به سهو
اهل دل را بوی جان می آید از نامم هنوز
در ازل دادست ما را ساقی لعل لبت
جرعه ی جامی که من مدهوش آن جامم هنوز
ای که گفتی جان بده تا باشدت آرام جان
جان به غمهایش سپردم نیست آرامم هنوز
(حافظ)
تا دیگر آن
+ نوشته شده در سه شنبه ۱ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱:۲۹ ب.ظ توسط حدیثا
|
حالا بعد گذشت چند وقت