قلم
خواب دیدم نشسته و من خم شدم و دستم رو روی قلبش گذاشتم
با حیرت نگاهم کرد
گفتم: حالا قلبت آروم می شه
گفت: مگه قلب راسته؟
و به دستم نگاه کرد؛
دیدیم همانجا می تپد.
من که بعد خواب آرام شدم ؛
حالا نمی دونم قلب راسته یا نه؟
تا دیگر آن
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۶ دی ۱۳۸۸ ساعت ۸:۱۴ ق.ظ توسط حدیثا
|
حالا بعد گذشت چند وقت