قدم زدم و فکر کردم
سلام
اندازه ها رو نبرده بودم
زنگ زدم بابا نتونست پیدا کنه
زنگ زدم بچه ها دانشکده وسیله نداشتن اندازه بگیرن
برگشتم بدون اینکه کاری کرده باشم
قدم زدم و فکر کردم
وسط راه خودم رو از تنهایی نجات دادم
و یه گلدان پامچال زرد برای "بهارک" خریدم
بقیه راه را سه تایی آمدیم.
من و گلدان و او
از نو
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۴:۲۵ ب.ظ توسط حدیثا
|
حالا بعد گذشت چند وقت