خدایا دلم را خالی از "هوا" کن حالا که بهانه جوشیدنش مهیاست.
سلام
استاد می گفتن سالک _ تو بخوان رهرو_
در ابتدای مسیر می جوشد و می خوروشد .
_حالا این راه, رو تو هر چه می خواهی در نظر بگیر و
هدف را هر چه می پسندی قرار بده_
بعد که به جوش آمد آرام می شود و به راحتی قرار از کف نمی دهد.
و برایش آب را مثال می زد
آن گاه که می جوشانندش تا قبل از رسیدن به دمای جوش
چه سر و صدایی می کند و چه حباب هایی از دل آن بیرون می زند,
من می گم آب که خالی از "هوا" شود
آرام می گیرد.
خدایا دلم را خالی از "هوا" کن حالا که بهانه جوشیدنش مهیاست.
تا دیگر آن
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۶:۱۹ ب.ظ توسط حدیثا
|
حالا بعد گذشت چند وقت