گاهی به آسمان نگاه کن
رفتم رخت ها را روی بند بیاندازم
_دو تا کار که تو خونه دوست دارم شستن ظرف است و پهن کردن لباسهای شسته روی بند رخت
و احساس خوشایندی دارم از
نگاه کردن به ظرف های شسته که با ترتیب خاص کنار هم چیدمشان و منتظر خشک شدنن
و لباس ها که برای خشک شدن روی بند خودشون رو به دست باد می سپرن_
به آسمان که نگاه کردم دلم باز شد, دیدم
چه آبی خوش رنگی داره و ابرها چقدر آرامن
حتی این آسمان با همه عظمتش گاهی متلاطم می شود ولی وقتی آرام می گیره باورت نمی شه که چه لحظه های وحشتناکی رو تونسته پشت سر بذاره و به نظر من آسمان بعد یه وضعیت طوفانی خیلی رنگ خالصی پیدا می کنه و لطیف می شه.
مهم اینه که تو زندگی نذاری حالات بد دوام بیارن و خودت رو تسلیم بی قراری نکنی
و باید دونست هر نیکی با ضد خودش معنا می یابد
خدایا برای همه احوالاتی که خلق کردی سپاسگذارم.
پ.ن.سوره نسا را مطالعه می کنم.متشکرم.
از نو
حالا بعد گذشت چند وقت