حافظ از چشمه حکمت بکف آور جامی
سلام
ای دلیل دل گمگشته خدا را مددی
که غریب ار نبرد ره به دلالت برود
حکم مستوری و مستی همه بر خاتمت است
کس ندانست که آخر به چه حالت برود
حافظ از چشمه حکمت بکف آورجامی
بو که از لوح دلت نقش جهالت برود
تا دیگر آن
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۱۹ ب.ظ توسط حدیثا
|
حالا بعد گذشت چند وقت