سلام

ای دلیل دل گمگشته خدا را مددی

که غریب ار نبرد ره به دلالت برود

حکم مستوری و مستی همه بر خاتمت است

کس ندانست که آخر به چه حالت برود

حافظ از چشمه حکمت بکف آورجامی

بو که از لوح دلت نقش جهالت برود

تا دیگر آن