مطالعه خود در مسیر زندگی, برای درست زندگی کردن.
چرا یادداشت های این روزام انقدر طولانی است؟
به این نتیجه رسیدم که
دارم به خودم اجازه می دم
چیزی رو تجربه کنم که تا به حال به هر دلیلی
تا اینجا جلو نیامده بودم؛
و خودم را در وضعیت جدید مطالعه می کنم.
شاید این سبب شود که جنبه های جدیدی از
امکاناتی را که خداوند در وجودم گذاشته را کشف کنم!
و البته دیدن خیلی از خصوصیات
نه تنها آدم رو شکه می کنه!
برخی مواقع شرمنده می کنه,
و خیلی وقتا پیش می یاد که خیلی دردناک می شه,
این رو در رویی با واقعیات رفتاری
که چون تا به حال موقعیتش پیش نیامده بود,
چنین رفتارهایی ازت بروز نکرده بود
و از وجودش مطلع نبودی
خیلی راحت می گفتی اگه من بودم چنین می کردم و چنان می کردم
تنها چون فکر می کردی چنین و چنان می کنی.
اما به وقت عمل
باعث می شه اگه با مراقبه باشه منصف تر باشی
و دیگه خیلی راحت به خودت اجازه ندی رفتار دیگران را در چنین موقعیت هایی ارزشیابی کنی.
تا حالا برام مهم نبود مخاطب این صفحه بفهمه چی داره اتفاق می یفته
ولی حالا چون احتیاج دارم خودم رو بهتر بفهمم شروع کردم به توضیح دادن خودم
دیدن می گن اگه می خواین چیزی رو خوب یاد بگیرین
اون موضوع رو درس بدین
اونوقته که می فهمین چه قدر دربارش نمی دونستین
حالا من سعی می کنم
ابتدا رفتار کنم و سپس رفتار خودم رو توضیح بدم تا خودم رو بیشتر بشناسم
و بفهمم چه ویژگی هایی داشتم که تا حالا نمی دونستم
و تا کسی خودش رو نشناسه پروردگارش رو نمی شناسه
و تا پروردگارش رو نشناسه نمی تونه پروردگار محمد رو بشناسه
و البته شناخت پروردگار محمد که در دین من نماد انسان کامله برام مهمه
ولی یه زمانی لازمه که این اطلاعات
را جمع آوری کنم.
و قوانین جدیدی بر اساس یافته هایی که از عملکرد خویش در واقعیت به دست آوردم
برای پیشروی خودم تعریف کنم
و به این فکر می کنم که
چه ضرورتی داره این اتفاق در یه فضای عمومی صورت بگیره؟
و به این نتیجه رسیدم که
چون من فکر می کنم
هیچ کس نمی تونه مشق خودش رو خودش خط بزنه
و این فضا این امکان رو پدید می یاره تا
آدم هایی که در فضاهای متفاوت فرهنگی رشد کردن
بتونن موضع گیری خودشون رو نسبت به یه دیدگاه اعلام کنند
حالا چرا در جامعه واقعی این ابراز را نمی کنم؟
چون در جامعه واقعی باید با داشته ها پیش رفت
و این فضای مجازی مانند یه باشگاه برای تقویت اندیشه می تواند باشد
یا یه کارگاه که در اون تمام جزییات رو مشق می کنی
تا بتوانی در صحنه یه ژوژمان_قضاوت_ چکیده تلاشت را به نمایش بگذاری
تا نتایج آن را در زندگی واقعی به یک باره نمایان کنی.
به اضافه اینکه در این فضا می توان بار اندیشه را پیاده کرد
و انرژی بیهوده جهت جابه جایی اندیشه های نامنظم را
به خود تحمیل نکرد و سپس
در یک بازنگری به اصلا ح اندیشه که در حقیقت مادر رفتار است پرداخت.
البته این چیزی است که الان فکر می کنم .
کسب مهارت در این مرحله احتیاج به یه هم گروه داشت
که باید شاخص ها و قابلیت های خاصی رو می داشت
خدا همیشه همه چیز رو به موقع و در جای خودش قرار می ده
امیدوارم برنده _ برنده باشه.
از نو
حالا بعد گذشت چند وقت