استاد گفت:کار هنرمند مثل روایت رویای یه گنگ است برای یه نابینا
سلام
استاد "حاصلی" امروز داستان
یه فردی رو تعریف کرد که
هی به گردش می رفت و
برای مردم از دیدن دیو و موجودات تخیلی می گفت
و مردم باورش نداشتن و بهش می خندیدن
یه بار که از گردش برمی گرده
بی سر و صدا می ره به خونش
این بار مردم می رن پیشش تا کمی از داستانهاش بخندن
و او سکوت می کنه علتش رو می پرسن
می گه این بار واقعا دیدم.
شاید از نو
+ نوشته شده در چهارشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۵۱ ب.ظ توسط حدیثا
|
حالا بعد گذشت چند وقت