کسی که مسابقه می ده

اگه بخواد رشد کنه

ترجیح می ده یه حریف قدر داشته باشه .

که هر حرکتش رو یه جواب درست بده,

چون یه حرفه ای از نظر من از اینکه براش دست بزنن خوشحال نمی شه !

از اینکه مرز ها رو جا به جا کنه و به قابلیت های شناخته نشده انسانی اش پی ببره خوشحال می شه؛

و لازمه این مسئله آن است که تو در یک چارچوب در برخورد با یه حریف قدر قرار بگیری .

و اون موقع است که ,برنده از میدان بیرون می یای

چه او امتیاز بیشتری گرفته باشه چه تو .

توجه کردید که یه قهرمان واقعی در انتهای بازی  با حریفش دست میده و دستش رو بالا می بره,

چون می دونه وجود او بوده که تونسته همچنین تجربه ای رو پدید بیاره

و شاید از این طریق بهش می گه که چقدر ازش ممنونه

چون اگه حریفش نبود هیچ کدوم نمی تونستن به تماشاچی ها نشون بدن چه مهارتهایی دارن!

و تازه دیدن و قضاوت تماشاچی ها قسمت اصلی نیست ؛

چون تماشاچی ها خیلی از ظرایف رو درک نمی کنن

چون اونا نبودن که طی تمرین های زمان بر به این نقطه رسیده باشن

و حتی مربی و داور هم نمی تونن خیلی ظرایف رو درک کنن

لذت واقعی لحظه برخورد تجربه ها با هم در زمین است.

فکر کنم اهالی هنر و ورزش بهتر بتونن چیزی رو که تلاش می کنم بگم درک کنن.

به هیچ کس چیزی رو که ندونه نمی شه یاد داد

درسته بعضی ها به مرتبه ای رسیده اند که بیان هنری منحصر به خودشون رو در انتقال مفاهیم دارن

ولی من تمام تلاشم رو می کنم تا چنین روزی دست و پا شکسته هم شده کشفیاتی که همه می دوننش

ولی معلوم نیست چه طور تجربش کردن رو انتقال بدم.

خلاصه عدم بیان هنری مرا ببخشید و سعی کنید قدر امتحانات و مسابقاتی رو که خدا براتون پیش می یاره بدونید

او مربی , داور و ناظر عادل و صبوری است

که نگاه کردنش دل گرم کنندست

چون اون خیلی چیزها رو می دونه که بقیه نمی دونن

او "آلرائی است".

تا دیگر آن