هانیه خوشحالم که خواهر نارنینی چون تو دارم.
سلام
پیشنهاد هانیه بود بریم با هم بیرون
قرار نبود امامزاده قاسم بریم
کمی از اذان مغرب گذشته بود که وارد صحن شدیم.
از نو
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۴ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۱۰ ق.ظ توسط حدیثا
|
حالا بعد گذشت چند وقت