وَلا أَسْمَعُ لَكَ حَسيساً وَلا نَجْوى،

عَزيزٌ عَلَىَّ أَنْ تُحيطَ بِكَ دُونَىِ الْبَلْوى،

وَلا يَنالُكَ مِنّى ضَجيجٌ وَلا شَكْوى

بِنَفْسى أَنْتَ مِنْ مُغَيَّبٍ لَمْ يَخْلُ مِنّا،

بِنَفْسى أَنْتَ مِنْ نازِحٍ ما نَزَحَ عَنّا،


بِنَفْسى أَنْتَ أُمْنِيَّةُ شائِقٍ يَتَمَنّى،

مِنْ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ ذَكَراً فَحَنّا

بِنَفْسى أَنْتَ مِنْ عَقيدِ عِزٍّ لا يُسامى

بِنَفْسى أَنْتَ مِنْ أَثيلِ مَجْدٍ لا يُجارى

بِنَفْسى أَنْتَ مِنْ تِلادِ نِعَمٍ لا تُضاهى

 

بِنَفْسى أَنْتَ مِنْ نَصيفِ شَرَفٍ لا يُساوى إِلى مَتى

أَحارُ فيكَ يا مَوْلاىَ وَ إِلى مَتى،

وَ أَىَّ خِطابٍ أَصِفُ فيكَ وَ أَىَّ نَجْوى

عَزيزٌ عَلَىَّ أَنْ أُجابَ دُونَكَ وَ أُناغى

عَزيزٌ عَلَىَّ أَنْ أَبْكِيَكَ وَ يَخْذُلَكَ الْوَرى

عَزيزٌ عَلَىَّ أَنْ يَجْرِىَ عَلَيْكَ دُونَهُمْ ما جَرى

و هيچ از تو صدايى حتى آهسته هم بگوش من نرسد. بسيار سخت است بر من بواسطه فراق تو؛
و اينکه تو به تنهايي گرفتار باشي و
نالة من نيز به حضرتت نرسد و شكوه به تو نتوانم.
به جانم قسم كه تو آن حقيقت پنهانى كه دور از ما نيستى.
 به جانم قسم تو آن شخص جدا از مايى، كه ابداً جدا نيستى.

به جانم قسم كه تو، همان آرزوى قلبى و مشتاق اليه مرد و زنِ اهل ايمانى كه هر دلى از زيادت شوق او نالة مى زند.

به جانم قسم تو آن عزّتي هستي که هم طرازي ندارد.

به جانم قسم تو آن عظمتي هستي که هم قطاري ندارد.
از آن نعمتهاى خاص عالى خداوندي، كه مثل و مانند نخواهد داشت.
به جانم قسم كه تو از آن خاندان عدالت و شرفى كه احدى برابرى با شما نتواند كرد.
اى مولاى من؛
تا كى در (انتظار) شما حيران و سرگردان باشيم؟
تا به كى و به چگونه خطابى درباره تو توصيف كنم و چگونه راز دل گويم؟
اى مولاى من
 بر من بسى سخت است كه پاسخ، از غير تو يابم.
سخت است بر من از تو بگويم
  و خلق تو را واگذارند.
سخت و مشكل است بر من كه بر تو ماجراي ديگرى (غيبت ممتد) پيش آمد.
...
فرازی از دعای ندبه