سلام

وقتی استاد خواست "تصور" رو در کلاس منطق به ما درس بده

از ما معنی یه کلمه تخصصی فنی رو پرسید که ما نمی دونستیم ،

 وبعد برامون کلمه رو معنی کرد.

و بعد به ما گفت فرق دانستن و ندانستن به همین سادگی است

دانای این کلمه از این کلمه تصوری دارد که نادانِ این کلمه آن تصور را ندارد؛

و حالا که شما از این کلمه این تصور رو دارین دیگه نسبت به آن نادان نیستید.

بیشتر علم همینه .

مثل اینکه ندونیم چطور می شه یه فایل رو ضمیمه یه پست کنیم 

و وقتی که دونستیم دیگه نمی تونیم ندونیم

_فقط ممکنه فراموش کنیم البته یادآوری خیلی راحته_

از اونجا بود که من ارزش جادویی کلمات رو که کلید دانایی هستند شناختم

چون پیش از آن تصور روشنی از دانستن و ندانستن نداشتم.

من بی اندازه کلمات را که از نظر من نور هستند دوست دارم.

من از کلمات روزی می خورم.

بدین صورت