سلام

خیلی سادست

انقدر ساده که نمی شه توضیح داد .

فقط مثال می زنم


باید هزار تا خط کشید که آخرش یه خط درست دربیاد!

هر هنرمند یه نقطه اوج داره که بهترین خطتش رو در آن نقطه خواهد کشید

و بعد قوس نزول آغاز می شود،

چون بدن ضعیف و ناکارآمد می شود!

وقتی نتونی بکشی یه دنیا حسرت و یه سیل خاطره می مونه.

این وقتی است که خط رو برای خط بکشی.

اما اگه هر خط رو بکشی تا خط و خالق خط رو بشناسی

تنها ذره ذره و با هر خط اهمیت خط کم می شه

و فهم خالق خط زیاد و ذوق پیوستن به او بیشتر،

تو هم ناگزیری از فرسودگی تن

ولی یه نکته هست

تو نقطه اوج خط، روح به نیت، قوت گرفته و تن افول یافته به ممارست؛

اینجا دل کنده می شود و حسرتی نیست و توصیف یک حقیقت آغاز می شود ،

دم، بار می دهد به هر بستر مستعد.

تا دیگر آن