سلام

بهرام پای غزال را با تیرٍ کمان به گوشش دوخت

آزاده گفت :

کار نیکو کردن از پر کردن است.

آزاده گاو را به دوش گرفت و از پله ها بالا رفت

بهرام گفت:

کار نیکو کردن از پر کردن است.

از نو