هنر و صنعت
به نظر من ارتباط بسیار مهمی بین
پیشرفت هنر و صنعت یه جامعه وجود داره .
تا نیازی نباشه ،تخیلی نیست
تا تخیلی نباشه ،راه جدیدی برای پاسخ به نیاز متصور نمی شویم .
این هنرمندان خیال پرداز هستند که با تصور راه های جدید برای پاسخ به نیازهای بشر
و نمایش بصری و قابل مشاهده تخیلاتشون
باعث پیشرفت های شگرف صنعتی می شوند.
اگه بتونیم نظریه بالا رو بپذیریم این سوال پیش می یاد
که آیا هنرمندان سرزمین من دیگری خیالی نمی پرورند؟
آیا نیازی وجود ندارد که هنرمندان برایش پاسخی در عالم خیال متصور شوند؟
آیاهنرمندان سرزمین من توان بروز و به نمایش درآوردن تخیلاتشان را از دست داده اند؟
آیا هنرمندان و صنعت گران از هم فاصله گرفته و بیگانه از هم پرورش می یابند؟
شاید من درست زمان خودم را نمی شناسم و بی علم به قضاوت آن نشسته ام؟
من به خودم قول می دهم که بیش از این تاریخ هنرم را بکاوم و بفهمم
خیال چیست؟
تصور چیست ؟
هنرمند کیست ؟
صنعت چیست؟
صنایع دستی چیست؟
و هنر یعنی چه؟
حالا بعد گذشت چند وقت