سلام

به نظرم تمرکز فیلم "مرز تسلیم"

انسان ،خانواده ، عدالت اجتماعی بود

درباره ساختار کلی داستان حرفی ندارم .

و به نظرم طرح کلی داستان تکراری و قابل پیش بینی بود.

ولی شروع فیلم و پایانش به نظرم محشر بود

مرد میانسالی در یک زمین بازی مشغول تاب دادن یک دختر بچه بود

و جملاتی با این مضمون گفت:

"بهای عشق پذیرفتن درد جدایی است

اما تاوان آن تحمل تنهایی است تا روزی که بتوانی این رنج را فراموش کنی"

و در پایان باز زمین بازی

و صحنه تاب دادن

و مردی که پشت به ما نظاره گر خالی شدن زمین بازی می ماند

و وقتی به سمت ما باز می گردد همان مرد میانسال است

مرد باز می گردد تا ماموریت ناتمامش را انجام دهد و

در پایان

مرد مقابل درِِ چرخان سرای عدالت

دخترش را_ که در تصادف از دست داده _در آغوش می گیرد

و نور ،همه جا را در بر می گیرد.

از نو