سلام

اعتراف می کنم سخته دل به موجود لاینتاهی ببندی و اسیر ماده متناهی باشی

شنیدم عادلی و نیازی را در موجودی قرار نمی دهی مگر پاسخش را پیش از آن پدید آورده باشی

پس اگر نیاز رسیدن به خودت را در من قرار دادی بر مبنای آنچه پیش از این گفتم رسیدن به تو محال نیست

و هر ممکنی با تلاش برای خروج از امکان به وجود خواهد رسید

پس از نظر عقلی ممکنه اگه تلاش بیشتری کنم روزی به تو برسم

ولی این کافی نیست من می خوام تو من رو دوست داشته باشی و این سخت تر از رسیدن است

ازت متشکرم که راه رو نشون دادی که چطور می شه محبوب تو بود

حالا می مونه که من نشون بدم چقدر صادقم و آیا انقدر طلب در وجودم هست که با همه کاستی ها خودم را وا ندهم و در راه نمانم.

من همه امیدم به توست و دستانم را که خیلی وقت است از خالی بودنش آگاهم به سمت تو داراز می کنم.

مرا به خودم وامگذار.

تا دیگر آن