سلام

چون دوست ندارم کسی بهم ترحم کنه دلیل نمی شه که از بی مراعاتی خوشم بیاد!

چون دوست ندارم به کسی ترحم کنم دلیل نمی شه مراعات احوالش رو نکنم.

ولی از آدم هایی که حس کنم در سایه رقابت می کنند خوشم نمی یاد

اگه کسی فکر می کنه که وضعیتی حق اوست نه من٫ باید در شرایط برابر با من رقابت کنه

رقیب خیلی هم خوبه

چون

کمک می کنه که توانایی های پنهان من آشکار بشه

اما کسی که منتظر می مونه من چیزی رو به دست بیارم از کنار مالکیت من به نوایی برسه

برام محترم نیست

اگه چنین حسی به کسی داشته باشم براش موضعم رو روشن می کنم

 و رفتار های جدیدش رو بررسی می کنم

اگه دیدم طرف نه تو باغه و نه قصد تو باغ اومدن داره ازش رو بر می گردونم

چون معتقدم بدی ما آدم ها برامون کافی است

و فکر کی کنم وقت صرف کردن برای مبارزه با بدی وقت تلف کردنه!

باید برای برپایی خوبی تلاش کرد و چنین تلاشی به شدت ثمر بخشه

وقتی می گه حق آمد و باطل رفت و باطل رفتنی بود

می شه فهمید که همین که من کار درست رو انجام بدم همه چیز خود به خود درست می شه.

پروردگار شرق و غرب کمکم کن که همواره درستی را تشخیص دهم و همواره تسلیم حق باشم.

خودم و تمام کسانی را که دوست دارم به دستان پر توان تو می سپارم.

تا دیگر آن