اجازه

سلام

وقتی سوالی به ذهنم می رسه به شخص مقابلم می گم می تونم یه سوال بپرسم ؟

خیلی وقتا, نه می شنوم.

بعد یه آدم دیگه همون موقع سوالش رو می پرسه و جواب می گیره!

وقتی بچه ها رو می بینیم می گم اجازه هست لوپت رو بگیرم؟

بچه با تعجب می گه نه!

یکی می یاد می چالوندش و لوپش رو که می گیره هیچ می بوسدش!

انگار اجازه گرفتن من یه فرصتی می شه برای تمام نه هایی که آدما نتونستن بگن.

البته برای من هم بله ها را ارزشمند می کند.

تا دیگر آن


فکر کن

سلام

فقط کسی می تونه بفهمه اصل و مثل یه موجود چه فرقی داره که

با صرف لحظات عمرش اون رو همون طور که هست بشناسه.


تا دیگر آن



ادامه نوشته

از خود هجرت کن

سلام

یک درخت کهنسال را تصور کنید.

به نظر من کل انسان ها اجزای تشکیل دهنده این درختند که از یک ریشه آب می خورند.

و به نظرم خنده دار می آید آدمی مدعی وحدت گرایی باشد

واز انسان های بی تاریخ و انسانهایی با تاریخ چند هزار ساله حرف بزند.

آقا جان قبول کن

یا به ریشه نزدیکی و بی ثمر

یا سر شاخه ای که ثمر می دهد.

اگر طالب ثمری از خود هجرت کن.

تا دیگر آن

1,2,3

سلام

چه کسی می دونی ریشه این "1,2,3

شروع می کنیم" کجاست؟

وحدت"هو"

ثنویت"اهورا و اهرمن"

تثلیث"پدر ,پسر ,روح القدس"

آیا این ارتباطی به تکامل 7 داره ؟

وقتی تا 3 می شمریم هفت تا فرصت تا 10 که متشکل از" 0و1 "که همان عدم و وجود است داریم.

این هفت مورد چه چیزهایی می تونه باشه؟


تا دیگر آن

اجابت

سلام

می گن دوستای ما دعاهای ما هستند که برآورده شدند.

بنابراین ما هم دعای برآورده شده دوستانمان هستیم.

جالبه نه ؟

تا دیگر آن

منجی

سلام

من رو ببخش چون با دوست داشتنم به تو ظلم کردم.

من در قالب تو که زلالی ,به انعکاس خودم دل بستم.

و تو را هم قدر خودم کردم.

برای آنکه اثبات کنی مرا بخشیدی مرا تبدیل به آینه ای کن.

تا آینه در مقابل آینه ات بگذارم وتو را به ابدیتی تبدیل کنم.*

منتظر می مونم.

تا دیگر آن

*فکر کنم "شاملو "است که می گه

"آینه ای در مقابل آینه ات می گذارم تا تو را به ابدیتی تبدیل کنم."

خودتی






ادامه نوشته

منطق دزدا چیه؟

سلام

کیف قاپ ها مرا به فکر وامی دارند.

چرا تا آدم بوده دزدها هم بودن؟

آیا کیف قاپ ها هم فکر می کنند؟

 می شه تنها دردشون درد نون باشه؟

در سلسله مراتب دزدی جای کیف قاپ ها کجاست؟

چرا این همه تلاش می کنن چیزی رو که تو تلاش کردی ازت بگیرن وتلاش نمی کنن مستقیم اونو با تلاش خودشون به دست بیارن؟

آیا مشکل از شاخص های طبقه اجتماعی است که می توان این شاخص ها را دزدید پس گروهی اینچنین پدید آمدند؟


تا دیگر آن

فرضیه ای درباره عشق

سلام

نشد که بگم ؛

مهم نیست.

تا دیگر آن

وقتی نماد عاشقی مجنون است

سلام

گاهی انقدر می ترسیم

که مبادا تعادل سبب

سکون , روزمرگی ,نامرئی شدنمان شود

که هر محرک ساده روحی را چنان کشدار می کنیم

که موردی خاص باقی بمانیم.

تا دیگر آن

ریتم کهنسالی

سلام

خیلی شیرینه

وقتی در پیاده رویی راه می روم که جای برای سبقت نداره,

و فردی کهنسال با گام های آهسته پیش از من راه می ره

اصلا خودم رو به زحمت نمی اندازم که ازش جلو بیافتم

بلکه با ریتم او گام بر می دارم.

و به این فکر می کنم دنیا اگه چیزی داشت پیش از من به او می داد .

آهسته گی را , دوست دارم.


تا دیگر آن

کوچک شمردن

سلام

کوچک نمی شمری

جز اینکه

پیش از آن اثبات کرده ای

کوچکت شمردند

زمانی.

تا دیگر آن

خیلی ساده است یه کم دقت می خواد

سلام

ما را با ارزش های خودمان به چالش می کشند؛

آگاهانه گوش دهی در می یابی.

هیچ کس نمی تونه به ما فشار بیاره مگر با ارزش های خودمون.

تا دیگر آن



تکذیب عین تایید

سلام

...

اگه قبول نداری ,

از تکذیب شدن لذت ببر.

دیدی بعضی ها فقط خودشون رو مسخره می کنن

با تمام وجود یه سیستم رو  رد می کنند

و با تمام وجود خودشون رو می کشن از سیستم تایید بگیرن؟

به قول" آزاده "گاهی تکذیب عین تایید است.

تا دیگر آن


اعتبار

سلام

گاهی افراد از مکان اعتبار می گیرند.

گاهی افراد به مکان اعتبار می دهند.

این مهمه که تکلیفمون را با خودمون روشن کنیم.

از یا به؟

تا دیگر آن

کشیدگی

سلام

یه نمودار فرض شود عمودی؛

نمودار

از بی نهایت منفی آغاز می شود

تا بی نهایت مثبت

حالا تصور کنید که این دو بی نهایت ارزش های متضاد باشد

حالا تصور کنید که  زه کمان به دو سر این نمودار متصل شود

سوال

برد این کمان چقدر است؟

هدف این کمان کجاست؟

تا دیگر آن

زندگی یه بازیه

سلام

کل زندگی یه بازیه.

کل مراحل آن تکراری است.

کل تئوری های جدید بازی را تغییر نمی ده بلکه

فقط نشون می ده چند تا راه پیچیده جدید هست که به نتیجه نمی رسه.

ساده بازی کنیم زندگی خیلی ساده است.

تا دیگر آن


زیباترین چیز

سلام

آیا زیباتر از چشمانی

که از فهمی عمیق

به اشک می نشیند

چیزی در دنیا دیده اید؟

تا دیگر آن

دوایر متحدالمرکز که ماییم

سلام

یک تعداد زیاد دایر متحدالمرکز با تفاوت شعاع جزئی تصور کنید.

حالا اگر بر روی هر دایره _در راستی بلندترین شعاع _یک علامت بگذاریم

به نظر شما آیا نقاط پس از شروع حرکت با سرعت مساوی تجربه یکسانی خواهند داشت از مسیر حرکت ؟

آیا کنار هم باقی خواهند ماند؟

آیا کنار هم بودن نشانه تجربه مشترک است؟

آیا کنار هم بودن بهتر است یا از پی هم دایره ای های خود رفتن؟

آیا.........

تا دیگر آن



همانند خورشید

سلام

بزرگترین راز ها , آشکار ترین هستند

چه قدر درباره

خورشید

دریا

زمین

وستاره ها می دانیم؟

تو در تو

سلام

هر پدیده ای ظاهری دارد و بطنی ؛

هر گاه از ظاهر به بطن راه یافتی,

بطن به ظاهر تبدیل شده و خود دارای بطنی نو می شود.

تا دیگر آن

دوردست ها

سلام

اگر اینجا پدید آمدم ,

پس چرا در آرزوی جایی در دوردست به سر می برم.

تا دیگر آن

کلید واژه

سلام

مسابقه.

بازیکن.

مربی.

تماشاچی.

داوری.

برد.

باخت .

پیروزی.

دیدن.

رفتن.

خدا کجاست؟

شاید کلید واژه ی دغدغه هایم باشد.

تا دیگر آن

دعا

سلام

سما گاهی برای عابرها  آیه الکرسی می خواند

یک بار پرسید:

 آیا کسی برای من هم نا شناس دعا می کند؟

تا دیگر آن

بی ربط

سلام

عادت دارم حواسم پرت باشه

نمایش که می رم حواسم به اتاق کنترل و گروهی است که موسیقی را زنده اجرا می کنند.

در سیرک برای نوازندگان که در بالای صحنه جای می گیرند جایی که دیده نمی شود دست می زنم.

تا دیگر آن

چشم

سلام

به چشمانی بیاندیش که نا مرئی هر روز تو را جست وجو می کند!

اینگونه تو هم هر روز چیزی برای جست وجو داری .

چشمانی که تو را جست وجو می کند.

تا دیگر آن

تاریخ

سلام

"امروز,

 تاریخی می شود که به قضاوت می خوانن آن را,

 فردا."

خیلی باید با دقت نقشمون را بازی کنیم.

تا دیگر آن

نشر

سلام

کافیه که چیزی باشی که می خوای؛

من به نشر معتقدم.

از تو جریان شروع می شه

تا دیگر آن

سهم من

سلام

همه شنیدیم

 اون کشیش معروف رو که در لحظه مرگ به این نتیجه رسید

باید خودم رو تغییر می دادم.

در کتاب" آدمیت" چیز ها ی جالبی مثل این رو می شه خوند.

تا دیگر آن

موت

سلام

فوت مرگ غیر اختیاری است

گریزی نیست از آن .

اما موت مرگی است اختیاری

و آرزوی هر سالک.

مبارک باد موت بر هر آنکه به آن دست یافت.

تا دیگر آن

درست انتخاب کن

سلام

مهم اینه که

اونی که باید ببینه , می بینه.

اگه طرف معامله را درست انتخاب بکنی

می تونی با تمام وجود و درست کارت رو انجام بدی

بقیه رو بسپر به خودش.

مهم اینه که

اونی که باید ببینه , می بینه.

تا دیگر آن

سالار

سلام

اهل قافله ما

بدجوری منتظر قافله سالارشه

شاید اگه جورش رو درست کنیم به ما بپیونده.

تشنه و خسته و بی دل و.............. باز هم تشنه

در انتظارتم بیا

تا دیگر آن

جنس محبت

سلام

استاد می گفت:

"محبت معنوی از جنس نوره ؛

نور برای نور تزاحم ایجاد نمی کند."

اگر دیدی که وقتی چیزی رو دوست داری و از دوست داشته شدنش ناراحتی

به جنس محبتت فکر بکن؟

تا دیگر آن

شباهت

سلام

به نظر من ما درست شبیه افکارمون می شیم.

پس چه بهتر به چیزهایی فکر کنیم که دوستشون داریم.

من نور رو دوست دارم.

می خوام تمرین کنم که فقط به نور فکر کنم.

تا دیگر آن

تجربیات

سلام

می گذره ؛

نمی ره!

انباشته می شه.

پس باید خیلی مراقب نحوه زندگی کردنمون باشیم.

موافقی؟

تا دیگر آن

زندگی کردن

سلام

بعضی ها به حداقل زندگی کردن قانع اند؛

دست وپا می زنند تا زنده بمانند.

از هیچی که خیلی بهتره.

تا دیگر آن

انسان شدن

سلام

یه عمر وقت داریم انسان بشیم.

وقته مناسبی به نظر می رسه.

آیا موفق می شیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تا دیگر آن

یافتن

سلام

تنها وجود است که وجود را درمی یابد.

تا دیگر آن