مهارت خوشبختی
امروز باز فهمیدم
خوشبختی یعنی انتخاب درست
و انقدر باید برای چیزهای ساده وقت بذاری و
درست انتخاب کنی تا
در مواقع سرنوشت ساز به کمک خدا بتونی درست تصمیم بگیری
خوشحالم که سخت می گیرم
چون اگه الان نتونم خوشبخت باشم
هیچ جا
و به کمک هیچ کس
نمی تونم خوشبخت باشم
تو این راه کسانی می تونن به ما کمک کنن که مفهوم
ایمان
و استقامت رو بفهمن
هر چیزی یه قیمتی داره
فتوت نامه
من استاد یاوری رو دوست ندارم!
ولی دلیل نمی شه ازش به شدت برای جزوه
به شدت محبوبم "آداب معنوی"که من رو با "سنت گراها" و "فتوت نامه "آشنا کرد
با تمام وجود قدردان نباشم؛
و براش آرزوی نکنم که خدا بهتر از اینش بده تا به دست او به دانشجو جماعت برسه
آدم بهتره منصف باشه.
از نو
رقیب
قکر نمی کردم
هیچ وقت
هیچ کس رو
هیچ جا رقیب خودم بدونم
چون معمولا تنها راه می رفتم
ولی امروز دیدم باید وقت یه سری آزمون ها برسه تازه می فهمی کجای کاری؟!
خدایا من به ضعفم اعتراف می کنم تو حمایتم کن.
از نو
به راستی بلند مرتبه است چنین خدایی
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
عَالِيَهُمْ ثِيَابُ سُندُسٍ خُضْرٌ
وَإِسْتَبْرَقٌ
وَحُلُّوا أَسَاوِرَ مِن فِضَّةٍ
وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا
طلب قدرت بینایی می آورد
ممکنه ندونم
شیر
عسل
شراب
چیست!
ولی می دونم وقتی فکر آدم به چیزی مشغول شه
همه جا نشانه هاش رو می بینه
و انقدر ازش حرف می زنه که اونی که اهلش باشه
راهش رو بهش نشون می ده.
طلب،
قدرت بینایی می یاره و اونموقس که تو چیزایی رو می بینی که بقیه نمی بینن
حتی اگه جلوی چشماشون باشه؛
شنیدین می گن
وفتی امام زمان خودش رو معرفی می کنه می بینیم بارها دیدیمش ولی نشناختیمش.
بعد طلب ,عشق پدید میاد و گام بعدی معرفت است و استغنا و توحید و حیرت و فنا
چه بهتر که مطلوب به قدری با وجود باشه که حل شدن در او بر وجود بیفزاید.
بدین صورت
روزه/آنکه بی روزیست روزش دیر شد
رجب
شعبان
رمضان
امثال چه ماه رمضانی بشه؟!
اذان
صبر
اذان
چای
دعای عهد
چه شب های قدری؟!
کمک کن آماده شم.
تا دیگر آن
وقتی معلم خواست حیرت رو بهمون درس بده توقف ساعت را مثال زد
صبح وقتی دیدم
ساعت 6 مثل همیشه 6 ضربه نواخت خیلی خوشحال شدم
درست سر 11
روز جمعه
ایستاد و دیگه تکون نخورد
و من به صبر
امام زمان
اندیشیدم.
تا دیگر آن
اول رجب دوشنبه است
برا اهلش خبر مهمیه
برا کسانی که کلی منتظر چنین هم زمانی باشه
رجب
واقعه
شیر
تا دیگر آن
قادر متعال
من پروردگاری را می پرستم
که موسی را به مادرش بازگرداند
او قادر متعال است
بر او درود و سلام.
تا دیگر آن
زنده باد تعادل
اگر بیش از حد به روح بپردازی
جسم ضعیف می شود
اگر بیش از حد به جسم بپردازی
روحت ضعیف می شود
و جسم قوی و متناسب
نمایانگر روح متعادل است
زنده باد ورزیدگی.
تا دیگر آن
مراقب خودت باش
"نرگس" می گفت : اگه به خدا می سپاریم
چرا دیگه می گیم مراقب خودت باش؟
بهش گفتم به خدا می سپاریم چون معتقدیم
لا حول و لا قوه الی ...
و در محضر چنین بزرگی باید مراقب بود نفس را .
تا دیگر آن
بانو
تولدتتون مبارک
بانو می خوام بشناسمتون
برام وقت می ذارین لطفا؟
از نو
وقتی سروان به جای معترضین به فرمانده شلیک کرد یاد داستان مسلم افتادم
"زمان زیادی برای مسلم لازم نبود که قکر کند و تصمیم بگیرد،
که همه چیز را رها کند و به خدا بسپارد و تیز بدود و ...
چیزی درون مسلم بود که سال ها با او بوده و وقتی موقعش شد،
بدون حساب و کتاب عمل کرد و او را به قافله شهیدان رساند.
تا دیگر آن
آدم از خودش چیزایی می بینه که می مونه
فکر نمی کردم یه روز برسه که انقدر با شرح و توضیح بنویسم
اما رسیده
خدایا در معرض هر رسیدنی قرارم می دهی تاب و توان رویارویی با آن را نیز پدید آور.
از نو
این جدایی به خدا رابطه با سیب نداشت
اگه خوردی قسمته
اگه نخوردی قسمت نیست.
آدم ها هیچ راهی را برای نرسیدن نمی روند
باید نعمت ها را شکر کرد
تشکر
خدایا من می بینم
من می بینم که دارم دانشکده می رم
دارم فعالیت می کنم
دارم انجمن می رم
خدایا متشکرم
می تونست این طور نباشه.
از نو
و را
داری می بینی؟
خدایا اینو فهمیدم که همواره داری باهام حرف می زنی
اما حق بده, زمان می بره تا حرفات رو بفهمم
امیدوارم دیر نشه!
بنابراین تلاشم رو ببین و کمکم کن.
تا دیگر آن
جمعه
آقایی که امام زمان ما هستی
چه قدر کارت سخته
گل ها رو فقط او دید
گفت می گن کسایی که گمشده دارن زمین رو نگاه می کنند
تازگی ها می فهمم چه مدعی سر به هوایی هستم.
دوست ندارم باری باشم بر دوش زندگی دیگران
حالا یه قهرمان محسوب می شم.
پس چرا هیچ کس برام دست نمی زنه؟
از نو
هیچ میوه ی پخته با کوره نشد
هیچ آیینه دگر آهن نشد
هیچ نانی گندم خرمن نشد
هیچ انگوری دگر غوره نشد
هیچ میوه ی پخته با کوره نشد
تو درون چاه رفتستی ز کاخ
چه گنه دارد جهان های فراخ؟
مولوی
از نو
برمی خیزم
من اگر بنشینم
تو اگر بنشینی
چه کسی برخیزد؟
محمد جهان آرا ابر انسان نبود و گاهی گریه می کرد
من این آدم رو نمی شناسم
ولی بارها شنیدم
"ممد نبودی ببینی..."
و هر بار دلم را لرزانده
این شعر
آن مرد
و پایداری برای حفظ مرزها به قیمت جان
درود بر تو ممد
درود بر تو خرمشهر
هر چند برخی معتقدند ثمر خونت به یغما رفته
من به این می اندیشم که شهید زنده است و نزد خدا روزی می خورد
و چه چیز برتر از هستی و روزی نزد خدا!
"اي امام! از روزي که جنگ آغاز شد تا لحظه اي که خرمشهر سقوط کرد من يک ماه بطور مداوم کربلا را مي ديدم هر روز که حمله ي دشمن بر برادران سخت مي شد و فرياد آنها بي سيم را از کار مي انداخت و هيچ راه نجاتي نبود به اتاق مي رفتم، گريه را آغاز مي کردم و فرياد مي زدم اي رب العالمين بر ما مپسند ذلت و خواري را."
قسمتی از وصیت نامه جهان آرا
الکی که نیست, باید ساخت
این مشکل ترین کار است
"خیلی خوب, پس تو می توانی خودت را محاکمه بکنی.
این مشکل ترین کار است.
محاکمه کردن خود بسیار مشکل تر از محاکمه کردن دیگری است.
اگر بتوانی درباره خودت درست قضاوت کنی معلوم می شود که حکیم واقعی هستی.
شازده کوچولو/ترجمه ابوالحسن نجفی
قدرت پیش از هر چیزی متکی به عقل است
"صحیح است. باید از هر کسی کاری را خواست که از او بر می آید.
قدرت پیش از هر چیز متکی به عقل است.اگر تو به ملتت دستور بدهی که
خود را به دریا بیندازند آنها شورش خواهند کرد. من حق دارم که از آنها اطاعت بخواهم,
چون دستور هایم عاقلانه است.
شازده کوچولو/ترجمه ابوالحسن نجفی/50
زندگی بدون پاک کن
نامنتظر های دردناک
اصلا فکرش رو هم نمی کردم
هانیه تلاش کرده بود
حالا مجاز شدن نه با رتبه ای که پیش بینی می شد
الکی که نیست, باید ساخت
حالا بعد گذشت چند وقت