تفاوت لذت معنوی و لذت مادی

سلام

اگه لذتی معنوی باشه

"تکرار "

لذت بخش تر و عمیق ترش می کنه و تمرکز رو بالا می بره .

اما

تکرار "

از لذت مادی کم می کنه و ملال و خستگی می یاره!

در لذتی که آن را معنوی تصور می کنیم ولی تکرار باعث ملالش شده

باید پی ببریم که در صورت آن متوقف شده ایم.

لذت خواندن کتاب:

می تونه معنوی باشه:

 آنگاه که بر معنی کلمات تمرکز کنیم ٫ تکرار خواندن کتاب ما را به لایه های پنهانی تر حرکت می ده!

می تونه مادی باشه :

وقتی فقط کتاب را می خوانیم که بگوییم کتاب را خوانده ایم و آن را می دانیم و تکرار خواندن آن برامون رنج آور می شه!

هر چیزی صورتی داره و باطنی

و "تکرارِِصورت" ناخوشایند و ملال آور است و بی تنوع

و تکرارِِ مواجهه با صورت ٫به نیت ِیافتن معنای جدید٫

فرح بخش

و لذت آفرین

و دوست داشتنی

و عطش انگیز است.

هر چیز صورتی دارد و باطنی

خدایا کمک کن که از صورت امور عبور کرده و در جست و جوی باطن آن گام به گام به تو نزدیک تر شویم.

دوستت دارم پروردگار شرق و غرب

تا دیگر آن

قدرت جز از راه تسلیم به دست نمی آید

سلام

خیلی دقت نمی خواد ولی یه کمش لازمه

به صاحبان قدرت دقت کنید!

چه آنانی که صاحب قدرت های جسمانی و مادی هستند

و چه آنانی که صاحبان قدرت های روحانی و معنوی هستند

رمز موفقیت هر دو گروه تسلیم شدن است

اهالی قدرت جسمانی و مادی تسلیم نیازهای مادی خود شده اند و

از وقت خود گذشته اند و خود را تسلیم تمارین مادی کرده اند

اهالی قدرت روحانی و معنوی٫ تسلیم نیازهای فرامادی خود شده اند و

از وقت خود گذشته اندو خود را تسلیم تمارین معنوی کرده اند

یه راه وجود داره و اونم تسلیم است

و یه قیمت که اونم وقت است

و یه صفت که اونم از خودگذشتگی است.

تا دیگر آن

زور

سلام

من ایمان دارم کسی که زورش نمی رسه و کم آورده زور می گه

پس هیچ وقت از آدم زورگو نمی ترسم.

خدایا به تو پناه می یارم

تا دیگر آن

سادگی

سلام

باید خیلی خیلی خی...

سختی بکشی تا ارزش زیبایی و سادگی رو بفهمی

و راه سخت و دشواری تا سادگی هست

بعضی چیزهای متناقض نما به شدت شیرین و درون کشنده هستند

مثل نمود سیر یک موجود متناهی به سمت لایتناهی به شکلی که متناهی فرض نشود

و بر حرکت چرخشی مارپیچ ـاسپیرالـ.

تا دیگر آن

ماهی ها

سلام

مامانم می خواست رو ماهیاش اسم ماها رو بذاره

می گفت خیلی شبیه هم هستن،نمی تونم از قیافشون تشخیصشون بدم

اما همیشه یه راه حل هست!

یه روز با اشتیاق کسی که یه کشف بزرگ کرده بهم گفت:

اسم تو رو رو اونی گذاشتم که هر وقت براشون غذا می ریزم سرش به کار خودش گرمه

و آخر از همه می یاد برای غذا.

از رو رفتارشون اسم گذاریشون کرد.

از نو

جاش می سوزه

سلام

چند وقته بچه ها هی می گن گزارش ٫گزارش و...

و من هی نمی نویسم

آخه می دونستم بیام سراغ یادداشت هام همه چیز زنده می شه

و جای خالی دلم بد جوری می سوزه.

این ابیات خیلی خیلی داغم می کنن

"بیچاره آهویی که صید پنجه شیری است

بیچاره تر شیری که صید چشم آهویی

اکنون ز تو با نا امیدی چشم می پوشم

اکنون ز من با بی وفایی دست می شویی

آیینه خیلی هم نباید راست گو باشد

من مایه رنج تو هستم راست می گویی"

نمی دونم خود "فاضل نظری" این شعرش رو به اندازه من دوست داره؟!!!!

راست می گن که نباید روی زخم رو کند !!!!

ولی خیلی فاصله بین دونستن حق و تسلیم و سر سپرده شدن به حق وجود داره

خدایا چون دلم به تو گرمه به عواطفم اجازه بروز و ظهور می دم  چون تو رو بهترین طبیب می دونم.

خدایا خودم و تمام کسانی رو که دوست دارم به دستان پر توان تو می سپارم

ما را آنی و کمتر از آنی به خودمون وامگزار.

از نو

سالک

سلام

سالک فامیلی زیبایی برای یه استاد

استاد "سالک" با اینکه بسیار متین است و کلمات رو با دقت انتخاب می کنه و آروم و مودبه

به دل من نمی شینه و خیلی دوستش ندارم

ولی طوری با ادب من رو دعوت به انجام تکالیفم کرد که دلم نمی خواد فکر کنه روشش ناکارآمد بوده

و کلامش اثر نداشته به همین خاطر از کلاس محبوب "بررسی ویژگی های مکاتب" گذشتم

تا من باعث نشم که روشی حقی٫ ناکارآمد به حساب بیاد.

خدایا هیچ کس رو از انجام کار درست نا امید نکن.

خدایا در بدترین شرایط امید به بهتر شدن رو ازمون نگیر.

می پرستمت

از نو

سمت نگاه

سلام

دارم ایمان می یارم اگه چیزی رو بخواهیم و طلب کنیم

به شرط اینکه آن را از صاحب امرش بخواهیم و سمت نگاهمان به وجود لایتناهی باشد

فرق نمی کند که کجای این کره خاکی باشیم

بهمون می ده.

ای قادر متعال می پرستمت

تا دیگر آن

مادر

سلام

خواستم از نگرانی مادر و پدرم برای آدم شدنم بگم

یاد شهادت حضرت زهرا این موضوع را کوچک کرد .

خانم شنیدم که در مراسم سوگواری خواستن بی ادبی است

خانم ادب خواستن به موقع را می شود خواست؟

خانم من شما را درست نمی شناسم می شود کمی بیشتر خودتان را معرفی کنید

من آب خیلی دوست دارم

می گن تمام آب ها مهر شماست

بانو ی من تشنه ام کمی از مهرتان را به من می بخشید؟

تا دیگر آن

پدیده ای به نام "به نام خود تمام کردن"

سلام

بعضی وقت ها

تو زندگی هر کسی پدیده هایی هست که کلی براش زحمت کشیده

و دیگریه تازه از راه رسیده ای٫ می یاد و

اون رو به نام خودش تموم می کنه

این پدیده می تونه

ایده یه اثر هنری باشه

 یه دست آورد علمی باشه

 رابطه با یه آدم باشه

می تونه ...

اما من تو همچنین اوقاتی همیشه به یاد خودم می یارم

"به نام خود تمام کن ها "فقط می تونن یه لذت بی مایه از یه تشویق بیرونی ببرن

و اونچه که لذت واقعی است مسیر تا رسیدن به محصول نهایی است

مسیری که با همه 

پستی ها و بلندی ها و

اشک و لبخندها و

 آدم هایی که ماندن و رفتن

تاثیراتی در روح من می ذارن که هیچ کس نمی تونه اونا رو مال خود کنه و

شاید نشه هیچ گزارشی ازش تهیه کرد و

 پروندش فقط تو ذهن آدم هایی می مونه که کنار تو اون مسیر رو طی کردن.

خدایا متشکرم که از همه چیز آگاهی و صدایی از صدای دیگر غافلت نمی کند.

ما را آنی و کمتر از آنی به خودمون وامگذار ای پروردگار شرق و غرب.

تا دیگر آن

 

 

پس از هر رنجی آسایشی است

بهانه دارم دلم هوای حرم داره

سلام

دلم رو تو دستات نگیری می ترکه خداها

نگی نگفتی !

اونوقت کی می خواد دونه دونه بشینه و دونه هاش رو جمع کنه؟؟؟

شدم مثل آدمایی که پاشون رو قطع می کنن

و اونا می گن پام می خاره

و چیزی رو که نیست چطور می شه خاروند.

یادم رفته بود که سال هاست بی دلم !

و چیزی رو که نیست تو چطوری تو دستات بگیری؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!

بهانه دارم دلم هوای حرم داره.

تا دیگر آن

نبض

سلام

قبض

بسط

قبض

بسط

قبض

قبض

قبض

مرگ

خسته شدم

حوصلم سر رفت

من آدم راه های سخت و کارهای بزرگ نیستم

می خوام تا آخر زندگیم رو لی لی بازی کنم تا تموم شه

مگه این همه به خودم سخت گرفتم حالا کم پشیمونم

دلم می خواد تا آخر ش رو فقط پیاده برم

هیچ چیز جدیدی وجود نداره

فکر کنم افسرده شدم

آخه موجود تنبلی مثل من به چه درد این عالم می خورد

دوستت دارم خدا ٫که ته هر چیز خودت نشستی

دوستت دارم پروردگار شرق و غرب.

تا دیگر آن

فاصله

سلام

یکی از مهم ترین چیزها در زندگیم درک فاصله مناسب از هر چیز است ٫

چون وقتی از موضوعی خیلی فاصله داریم کوچیک به نظرمون می رسه هر چند عظیم باشه ٫

مثل ستاره ها وقتی از زمین بهشون نگاه می کنیم.

و برخی چیزها چون زیادی بهش نزدیکیم خیلی بزرگ به نظر می رسن

مثل ساختمان ها وقتی درون آنها هستیم.

ای پروردگار شرق و غرب من رو در فاصله مناسب برای شناخت قرار بده.

من و تمام کسانی رو که دوست دارم آنی و کمتر از آنی به خودمون وامگذار.

تا دیگر آن

گاهی نمی دونم چه کاری درسته و بهترین صورت برای انجام یه کار درست چه شکلی است

سلام

شاید خنده دار به نظر بیاد اما چند وقته دارم فکر می کنم بدون اینکه به هم کلاسیم بربخوره و دلخوری پیش بی یاد و فکر کنه من چه بی ظرفیتم و حساسیت برانگیز بشه بگم

"من رو به اسم کوچیک صدا نزن"

من خیلی حساسم که چه کسی مرا می تواند به اسم کوچک صدا بزند و چه کسی نه!

اما حساسیت ها نباید باعث شود به کسی توهین شود.

ادامه نوشته

مرغ سر بریده دلم را یاد تو آرام کرد

سلام

از بعد از ظهر بود دلم مثل مرغی سر بریده دل دل می کرد

رفتم و به آسمان نگاه کردم تا یادم بیاد که تو بزرگتری

 آروم نداشتم 

به سنگ ها نگاه می کردم و فکر می کردم تا دل سنگم خاک نشه

تواضع مقابل تو خوردش نکنه

بذر ایمان درش جونه نمی زنه

به ایمان و صبر فکر می کردم

به امام رضا سلام دادم

به تغییر نور نگاه کردم و به صدای ولو شده ی اذان تو ی وسعت آسمون بی لک گوش دادم

دلم هوای امامزاده قاسم و حضرت عبدالعظیم داشت ولی می دونستم نمی تونم برم

و بهانه گیری

تا بهترین دوستم از حرم پیام داد

وقتی می بینم فقط من نیستم که به یاد تو ام و تو هم هستی

فکر می کنم چقدر خوشبختم که خدا دارم

و خدایی که بزرگتر است

پروردگار شرق و غرب ما را آنی و کمتر از آنی به خودمون وامگذار.

تا دیگر آن

 

خبر

سلام

"اول ز تحت و فوق وجودم خبر نبود

در مکتب غم تو نکته دان شدم"

تا دیگر آن

خدایا یه سوال

سلام

چرا مسیر رشد ما که جنس لطیفیم انقدر سخت تره؟

چرا برای یه سری حقوق ساده باید آرزو کنم که کاش مرد بودم ؟

خوشحالم که نه مردی و نه زن و تنها وجودی.

و من به وجودت دلگرمم

مرا آنی و کمتر از آنی به خودم وامگذار.

تا دیگر آن

حرف های از سر دل تنگی

سلام

دلم هوای غروب ماه رمضان

انتظار الله اکبر اذان

و چشیدن چای و

احساس گرمایی که از  نوشیدن چای پدید می یاد داره.

من چایی خور به حساب نمی یام !

ولی قدر نوشیدن گاه به گاه چای را می دانم.

خدایا صبر بده تا چیزهایی را که نباید تغییر بدهم بپذیرم.

فکر کنم به وضعیتی که توش هستم صبر بگن

اما من صبر جمیل می خوام.

من پذیرفتم که جز اراده تو چیزی محقق نمی شه ،

و از اونجایی که تو رو موجود مهربان و عادلی یافتم

خوشحالم که اراده تو بر اراده من چیرگی داره ؛

پس خودم و تمام کسانی رو که دوست دارم به دستان پر توان تو می سپارم.

ای پروردگار شرق و غرب.

تا دیگر آن