هیچ چیز این دنیا دل بستنی نیست

سلام

یاد صندلی دم در زیر تابلو" علی" به خیر

شما ها همه تو کلاس بودید

فکر کنم همون روز بود که "جابر " اگه درست اسمش رو یادم باشه گفت

چرا اینجا نشستی ؟بیا داخل ,بعد نگی نگفتی! به این فکر کن چرا همه رفتن ولی موندی؟

اون نمی دونست خیلی ساده من منتظر "لعیا "بودم

ولی حرفش رو گوش دادم و سلام کردم

ولی همیشه صندلی دم در رو ترجیح می دم

آهان این رو می گفتم همون روز بود انگار که استاد گفت

مثل اینکه وقتی شمع روشن می کنی

باید بدونی خاموشی رو تو خودش داره

یاد لبنیاتی و کافه و کاسه به خیر.

تا دیگر آن

صفا و شان

سلام

در خوشنویسی دو توصیف برای خط وجود دارد

"صفا" و "شان"

شاید بشه اینها را مترادف

"حال" و "مقام "

قرار داد

کاش آدم ها حواسشون باشه گاهی رفقایی هستن که باهاشون "صفا "می کنی اما در "شانت" نیستن.

تا دیگر آن

می دونم یه حرف بیشتر برا گفتن نیست

سلام

دارم دائم می چرخمم و یه جمله رو تکرار می کنم ببینم تو چشمای کسی اثری از هم دلی پیدا می شه

می تونی تصورش کنی؟

اونوقت نمی خوام بایستم و ابراز خوشحالی کنم ؛

می خوام دست به دستش بدم و دوباره همراهش بچرخم و بچرخم و بچرخم............................

تا از چرخشمان گردبادی پدید بیاد

که تمام مسیرش رو در خودش ببلعه و با خودش همراه کنه.

تا دیگر آن

برای تویی که به واسطه من تو شده

سلام

می خوام گاهی برای تو بنویسم

برای تویی که به واسطه من تو شدی

بنابراین می تونی هر کسی باشی که مخاطب منه.

کافی است بدونی که خیلی از وقتم رو بهت فکر می کنم

ادامه نوشته

می دونی یکی از آرزوهام چیه؟

سلام

می دونی یکی از آرزوهام اینه که بدونم یعنی هیچ وقت هیچ وقت دلت برام تنگ نشد؟

تا دیگر آن

بهانه قابل

سلام

ما بهانه می شویم

دیگران بهانه می شوند 

تا عواطف بروز  کنند و صاحبانشان را متحیر کنند

بهانه هر چه قابل تر , عاطفه قابل تامل تر.

اصالت از نظر من با این تحیر است.

تا دیگر آن

محبت یه طیفه و درجاتش با توجه به شرایط تغییر می کنه!

سلام

اگه چیزی توجهم رو جلب کنه براش زمان می ذارم و بهش حسم رو بروز می دم .

به قول مامان : می تونه یه میخ باشه ,

به دوستم می گفت:

حدیثا رو نمی شناسی, او میخ رو هم می تونه همین قدر دوست داشته باشه ؛شما نمی شناسیدش!


ادامه نوشته

چه قدر وقت باقی است؟

سلام

زلزله شما را هم تکان داد؟

اگه نموندیم خداحافظ ؛

اگه موندیم هم ,که موندیم دیگه !روز از نو.

و چه کنم, برای تکالیف کلاس مبانی.

تا دیگر آن

"ملحدان راستین ,دیوانه وار شیفته ی خدا هستند" انامونو

سلام

می خوام به خواندن چند جمله از "اونامونو" مهمانتان کنم.

"ما به خداوند

نه برای پی بردن به علت آفرینش

بلکه برای حس کردن و حفظ کردن غایت و معنی بخشیدن به جهان نیازمندیم."


"در بعضی شرایط خاموش ماندن دروغ گفتن است ,چون سکوت ممکن است علامت تایید تلقی شود."

ادامه نوشته

موزائیک کاری کلیسای سانتا آپولیناره

سلام

کسی می تونه به من بگه در موزائیک کاری معروف کلیسای "سانتا آپولیناره "متعلق به "صدر مسیحیت "

دو موجود سمت راست (سمت راست مخاطب تصویر) مسیح ,

یک / چه موجودی هستند؟

دو / نماد چه هستند ؟

در "هلن گاردنر" نه عکس و نه مطلبی در این باره نیافتم.

(اصلاح می شود پایین صفحه 241 یک تصویر از این موزائیک کاری هست.)

یا چگونه می شود تصویر را در اینترنت جست و جو کرد برای رسیدن به مطلب؟

توضیح تصویر رادر ادامه مطلب آوردم.

ادامه نوشته

آنچه برای ما تاریخ است برای او خاطره است

سلام

چند استاد داریم که انچه قسمتی از تاریخ هنر معاصر ایران است

برای آنها و دوستانشان خاطرات تلاششان است,

به این سبب به راحتی نمی توانند نقد بپذیرند

بالاخره قسمتی از عمرشان را برایش گذاشته اند.

این رو هم بگم ؛بد نیست :

گاهی ما وقتی از چیزی بد می شنویم و آن چیز محبوب ماست ,

ناراحت می شویم چون چیز بدی انتخاب کردیم نه اینکه چرا کسی از محبوب بدش می آید.

تا دیگر آن

اگه انجمن علمی راه بیفته چی می شه!

سلام

امروز از چند تا از سال بالایی های گروه خودمون خواستم برا نمایندگی نام نویسی کنند.

اگه بچه ها رای بیارن دانشکده یه ذره از این خمودی در بیاد عالی می شه!

برای گروهمون دعا کنید.

تا دیگر آن

یه حس جالب

سلام

انقدر برام جالبه که یکی از دوستان الان نظر  می ذاره

و من  داغ داغ همان موقع می خوانم و تایید می کنم.

همین جا ازتون تشکر می کنم که همه مطالب رو می خونید و نظر می ذارین.


اگه قرار باشه من فهرست پست ترین ها رو مشخص کنم

سلام

اگه قرار باشه من فهرست پست ترین ها رو مشخص کنم

در راس آن آدم هایی رو قرار می دم که از ارزش خانواده غافل هستند

و انقدر به توجه احتیاج دارن که همه چیز رو زیر پا می ذارن

نه تنها پست ترین هستند که رذل ترین ها نیز همی اینانند.

تا دیگر آن

کمک

سلام

من می خوام بدونم "اجراق" یعنی چه؟

تا دیگر آن

آمار گرفتن

سلام

خیلی خوبه آدم اطرافیانش رو بهتر بشناسه ولی

از آمار گرفتن خیلی خوشم نمی یاد!

خوب نمی دونم چند نفر اینجا اون "مدل مربع " تئو ری خودشناسی را می شناسید ؟

ولی به هر حال مسیر شناخت خود راه طولانی است.

تا دیگر آن


وقتی تکلیف انجام نمی دم

سلام

وقتی تکلیف انجام نمی دم

هیجان زده ,

پر حرف و

فیلسوف می شم .

دیشب یکی از این شبا بود.

 تا دیگر آن

سر خوشی

سلام

دوران

چرخ

هورا هورا هورا

تا دیگر آن

ادامه نوشته

پیمان

سلام

این واژه می تونه برا هر کس یه معنی داشته باشه!

امروز این واژه برا من خیلی زیبا بود.


امروز  با "بسم الله , امنت بالله , توکلت الی الله " شروع شد.

تا دیگر آن

ادامه نوشته

راه حل کاستی

سلام

برخی چیزها که برا دیگران راه حلی است برای جبران کاستی ها

برا ... می شه مد؟؟؟؟؟؟؟؟؟!

تا دیگر آن

آنقدر در می زنم تا ...

سلام

مدت ها

منتظر می شینی و

جم نمی خوری و

نفست را حبس می کنی

و درست در لحظه وقوع واقعه سر بر می گردانی!

کم آوردی یه تازه نفس به راحتی جات رو می گیره.

می مانی انتظار ارزشش را داشت

من می گویم انتظار همیشه ارزشش رو داره.

تا دیگر آن

پ.ن :بعد" تا " را شما بگویید.مثال تا (بشنوی)

فیلم نامه نویس

سلام

من فیلم نامه نویسانی که از ارزش های من مخاطب با خبر هستند دوست دارم

چون یا

داستانی خواهند ساخت که به دلیل لحاظ ارزش هایم مرا مجذوب می کنند

یا مرا با ارزش هایم مجذوب می کنند تا حرف خود را بزنند .

این بهتر از فیلم نامه نویسی است که به ارزش های من پایبند باشد

اما  با فیلمی که می سازد مرا از ارزش هایم مایوس می کند.

تا دیگر آن

زیبای آمریکایی

سلام

فیلم "زیبای آمریکایی" را دوست دارم برای صحنه ای که

مرد داستان در حالی که در خون خود باز تابیده لبخند به لب دارد

برای قسمتی که دختر و پسر داستان به تماشای گردش یک شیئ در داستان باد نشسته اند

نوع نگاه پسر

نوع فهم دختر

برای نحوه روایت داستان

هر چند فکر کنم هر شخصیتی محصول رفتاری خاص خود را دارد

و گاه ما شخصیت های "فرانکشتاینی"  می سازیم با رفتار های یک قدیس.

تا دیگر آن

دانشکده

سلام

تو دانشکده یه سری دوست داری که از سال اول تا سال آخر یه کلمه هم با هاشون صحبت نمی کنی؟!

اینها دوستانی از جنس نگاه هستند !

دوستانی که گاه ماندگار ترند از همه کسانی که می شناسی.

تا دیگر آن

سلام

"حاج سینا " بهتر بود قبل از رفتن خداحافظی می کردی برادر !

از "بلاگفا" ناراضی بودی؛خوب چرا بی خبر تعطیل کردی؟

نکنه در دیار غربت دچار "آنفولانزای نوع a "شدی؟


حیف

سلام

دور و برم اتفاقات قابل تامل زیادی می افته

ولی انقدر این ترم کار عملی داریم که فکر کنم نه تنها نتونم همه اتفاقات رو بنویسم

که حتی به اندازه قبل تر هم نتونم اینجا سر بزنم

من خیلی به در اینجا گفتن عادت کرده بودم.

حیف

تا دیگر آن

یه مسئله که هر کسی باید پاسخش رو به خودش بده

سلام

اگه اهل مدی باید بدونی تاریخ مصرف داری

و اگه با مد پیش نمی ری بدون تعداد مخاطبت کم خواهد بود.

خلاصه کلام با خودت رو راست باش.

تا دیگر آن

دلم می خواد این شب رو فراموش نکنم

سلام

دلم می خواد همیشه یادم باشه

دو سنگی که سر به سرن نه پهلوی هم و نه دومینو وار

یادم باشه فقط غلطیدن رو خاکش مرتبه است

یادم باشه اصل مطلب داشتن تعادل

و یادم نره نقطه نظر ها رو در سلام های اول و جابه جاییش رو

و یادم باشه فقط درباره یکیبود که نگاه از پایین به بالا چرخید

کاش امشب در دلم نشسته باشد کاش.

تا دیگر آن

شخم می زنم

سلام

چشمام درد گرفته

و خسته ام

از این همه شخم زدن

کاش تموم می شد.

تا دیگر آن

پس خداوندا ,کسانی که دوستشان دارم, از شر من محفوظ بدار.

سلام

با اینکه دخترم خیلی خیلی کتاب "ابله محله"

را دوست دارم!

شاید به نظرم چون یه واقعیت تلخ بیشتر انسانی است

تا مسئله ای مردانه.

اگه دسترسی دارین صفحات 26و27و 28 و29

رابخوانید.

با "مگس ها" شروع می شود

و با عبارت

"خداوندا , ما را ازشر کسانی که دوستمان دارند ,محفوظ بدار ."

تمام می شود .


پ.ن. آدرس دقیق این کتاب رو در پست قبل گذاشتم.

تا دیگر آن

برای اینکه یک راز ,راز بماند, باید آن را به کسی گفت.

سلام

"برای اینکه یک راز ,راز بماند, باید آن را به کسی گفت."
ادامه نوشته

ایستگاه متروک و انتظار

سلام

این روزها به سان مسافری

چشم در افق دوخته

زلف به باد سپرده

پا یمرد

در ایستگاهی متروکم


ادامه نوشته

سهیل

سلام

می دونید پر نورترین ستاره که از نیمکره جنوبی دیده می شود

ستاره "سهیل" است؟

و ما در نیمکره شمالی موفق به دیدن آن نمی شویم,

"ستاره سهیل شدی "

ضرب المثل ما نیمکره شمالی هاست.

تا دیگر آن


تا دیگر آن

چنگ به گذشته

سلام

وقتی هیچ چیز نداریم

یاد افتخارات گذشته می افتیم.

تا دیگر آن

توجه

سلام

شاید خسته ام از این

تکرار آویز چشمانم

بر میخ های بی وجودی که

توجه هزینه اشان می کنم

نمی دانم چرا هر چه بیشتر خرج می کنم

بیشتر می یابم

ولی چشمانم زخمی شده!

تا دیگر آن

آبی

سلام

متعجبم من که هیچ میل به نشستن ندارم

چگونه ناشناسی

بر جا می نشاندم


تا دیگر آن

انقدر بدم می یاد

سلام

انقدر بدم می یاد 

کسی تو را به راهی بخواند که

نداند

تو را چگونه در مصاف با مشکلات آن

هدایت کند.

تا دیگرآن

دلتنگم

سلام

دلتنگم به سان کودکی که عروسک محبوبش را گم کند.

تا دیگر ان

قلب

سلام

چند سالی می شود که نان قلبم را

تکه تکه به دهان گنجشگکان گرسنه می ریزم

تا من بمانم و بی دلی

تا دیگر آن

منجم

سلام

چون منجمی شده ام

در کار رصد ستاره ها

که شعاعشان

موهای پریشان است

تا دیگر آن

گستاخ

سلام

گستاخ

نگاه در نگاه

این احمقانه ترین

عمل انسانی

چشم در چشم شدن

تا دیگر آن

حفره

سلام

حفره می شود 

نه سیاه

بی رنگ

پر از شراره

بی تو جایت 

که فقط به دیدگان من

می نماید خود را

تا دیگر آن

جامعه شناسی 1

سلام

اولین چیزی که استاد "حسینی" یادمون داد ؛

یا بهتر بگم جزو اولین درسایی که استاد در کلاس جامعه شناسی 1 گفت:

تعریف" نقش "بود.

و اینکه برخی انسان ها نمی توانند از عهده نقش های مختلفی که در زندگی دارن بربیان  و گاهی افراد نمی دانند که هر نقش تکالیف و حقوق تعریف شده متفاوت از دیگر نقوش دارد و گاهی به دلیل اینکه با صرف زمان یکی از نقش هاشان را بهتر ایفا می کنند فکر میکنند که از عهده سایر نقش ها نیز به خوبی بر میان و باید بدانیم که هر نقش تکالیف و حقوقی دارن که لازمه ارزشیابی مثبت از یک نقش آن است که فرد بتواند از عهده تکالیف آن براید و حقوق خود را فراموش نکند.

همین خیلی وقت بود می خواستم درباره "نقش "ها بنویسم چون در زندگی از جایگاه مهمی بر خوردارن.

باز هم درباره نقش خواهم گفت چون نقش مهمی در زندگی داره!

تا دیگر آن

اینا رو می خواستم بگم

سلام

این روزها چه می کنی؟

دوست داری از خاطرات دانشکده ما بشنوی؟

چرا هیچ وقت از کتابایی که می خونی چیزی نمی گی یا فیلم هایی که دیدی و می بینی؟

چرا چند بعدی نیستی؟

چرا وقتی ناراحتی فقط ناراحتی و نمی تونی جور دیگه ای باشی؟

آدم که نمی تونه همش یه حال داشته باشه مگه اینکه اهل مقام باشه که تازه فکر کنم تو سایر احوالاتش حالی به حالی می شه؟

تا دیگر آن

عمر

سلام

برای یکی از دوستان یه فال گرفتم این بیتش محشر بود:

بی عمر زنده‌ام من و این بس عجب مدار       روز فراق را که نهد در شمار عمر

بی ربط

سلام

خیلی مهمه, ولی نمی دونم چگونه کلمه اش کنم.

فقط دو تا چشم لازمه...

نه ,

من هم باید باشه

و یه فضای مملو از جمعیتی آشنا و هیچ دلیل قانع کننده برای ماندن !

صندلی خالی که کنارش بایستی و اصلا هم قصد نشستن نداشته باشی

اونوقت تمامشون می یان !بی اونکه تلاش زیادی بکنی ؟

همه اشان یکجا.

تا دیگر آن


آبی

سلام

رفت و آمد

آمد و رفت

نگاه !

آمد و

شاید اگر نرود

بایستد

و باز از نو.

تا دیگر آن


جای خالی درخت

سلام

بیچاره من

که

یادت دست از خاطرم برنمی دارد.

تا دیگر آن

فال

سلام

حافظ می گه:

گره به باد مزن گر چه بر مراد رود     که این سخن به مثل باد با سلیمان گفت
ادامه نوشته

از کتاب "ناتورٍ دشت"

سلام

"اون می گه:

مشخصه ی یک مرد نابالغ این است که میل دارد به دلیلی, با شرافت بمیرد؛

مشخصه ی یک مرد بالغ این است که میل دارد به دلیلی, با تواضع زندگی کند."

و

آخرین جمله "هولدن"

"هیچ وقت به هیشکی چیزی نگو.اگه بگی دلت برا همه تنگ می شه."

ناتورٍ دشت/جی. دی. سلینجر /محمد نجفی/انتشارات نیلا

تا دیگر آن


خداحافظی

سلام

همیشه به دوستام می گم  شما اول برین

من اگه خدا حافظی کنم و برم, پشت سرم رو نگاه نمی کنم.

حالا اگه کسی نخواسته باشه قبل من خداحافظی کنه خودش می دونه!

راستی این رو می گم و نگاه هم نمی کنم؛

ولی به شما اعتراف می کنم

کمتر دوستیه که براش وقت گذاشته باشم و فراموشش کنم.

تا حالا که اینجوری بودم.

تا دیگر آن

بی پولی

سلام

نمی دونم قرار بود از دیدن" بی پولی " گریه کنیم یا بخندیم؟

من که کلی لحظات دردناک دیدیم که از خنده مردم.

تا دیگر آن

اشتباه

سلام

طالب باید غالب باشه

نه بر مطلوب که بر نفس.

تا دیگر آن

آیینه

سلام

تمام تلاشم این است

تا رسوب خودم را ذره ذره بردارم

آنگاه که مقابلم بایستی جز خودت نمی بینی!

پس تو هم ذره ذره از خودت رها شو

تا در تقابل این آیینه ها

تنها ابدیت بماند.

تا دیگر آن