درست زندگی کردن کار سختی است

سلام

دوست ندارم اشتباه کنم

دوست ندارم با اشتباهاتم به باقی آدم ها صدمه بزنم

پروردگارا امروز از تمام آنچه نباید می کردم و انجام دادم ابراز پشیمانی می کنم

و به سوی تو باز می گردم بازگشتنی که امید دارم دائمی باشد

پروردگارا ما را به راه راست هدایت کن و از گمراهان قرار نده

و شجاعتی بده که هر گاه اشتباه کردیم و به آن آگاه شدیم

توان برگشت از آن را داشته باشیم و بر اشتباه خود پافشاری نکنیم

و توان آن را بده تا حقوقی را که از دیگران بر گردن ما باقی مانده جبران کنیم

و آنچه از توان ما خارج است تو جبرانش را بر عهده بگیر.

پروردگارا به تو پناه می برم از نفسی که به بدی حکم می کند.

پروردگارا شرق و غرب خودم و تمام کسانی را که دوستشان دارم و دوستم دارند به دستان پر توان تو می سپارم.

از نو

کتاب

سلام

برنامه ریزی کردم که تا پایان تعطیلات

"آدم سازی" ویرجینیا ستیر که درباره کار با خانواده است

و

"عبور از طوفان" که کتابی است برای راه اندازی کسب و کارهای جدید در ایران

کامل بخونم

از نظر خودم اتفاقات غیر مترقبه رو هم در نظر گرفته بودم

اما به این فکر نمی کردم که سه تا کتاب جدید هدیه بگیرم که سلیقه من رو در نظر گرفته باشن

 

"به کی سلام کنم؟"سیمین دانشور.

و

"گریز دلپذیر" از آنا گاوالدا که

مجموعه داستان "دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد"

و جمله معروفش "زندگی را آموختم.دسته گل های کوچک برای همسران و دسته گل های برزگ برای معشوقه ها..." به راحتی از یادم نمی ره و فکر می کنم این کتابش که درباره سفر چهار خواهر و برادر به دنیای کودکیشان است مطالب خواندی داشته باشه.

و

"ظرافت جوجه تیغی" که اسمش کافی است تا من تمام تعهدات کتابخوانی ام را برای لحظاتی فراموش کنم.و وقتی فصل اول و دومش رو که به طبقات اجتماعی که از دغدغه های اساسی من است خواندم و

به جمله

 ""زندگی مفهومی دارد که کلید آن در دست آدم بزرگ هاست "

دروغی جهان شمول است که همه ناگزیرند آن را باور داشته باشند."

ولی یاد قانون کلی زندگیم می یوفتم که

هیچ چیز جدیدی هر چند هم جذاب حق ندارد جای قدیمی ها را بگیرد

بلکه باید صبر کنه و جای خودش رو پیدا کنه حتی اگه یه کتاب باشه!

اگه نتونم این قانون رو درباره کتاب ها اعمال کنم

درباره آدم ها حتما شکست خواهم خورد چون آدم ها موجودات قوی تری هستند.

پروردگار شرق و غرب کمکم کن اگه قانونی مطابق سنت های توست در وجودم قوت بگیره و گرنه

قانونی که تباهی بیاره دیگه نمی شه قانون دونستش

هدف هر قانونی ایجاد نظم است و نشانه نظم پدیدار شدن زیبایی.

پروردگار شرق و غرب خودم و تمام کسانی را که دوستشان دارم و دوستم دارند به دستان پر توان تو می سپارم.

از نو

سلام

امروز روز پر تلاشی بود

درس دادن کار ساده ای نیست

مخصوصا به نوجوان ها

ادامه نوشته

من صبر می کنم چون کار دیگه ای نمی تونم بکنم

سلام

بسم الله الرحمن الرحيم

وَالْعَصْرِ

إِنَّ الإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ

إِلاَّ الَّذِينَ

آمَنُوا

وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ

وَ

تَوَاصَوْا بِالْحَقِّ

وَ

تَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ

تا دیگر آن

بار الها! خودت را به من بشناسان که البته اگر خود را به من نشناساني، پيغمبرت را نخواهم شناخت. بار الها! پيغمبرت را به من بشناسان که اگر پيغمبرت را به من نشناساني، حجّت تو را نخواهم شناخت. بار الها! حجّت خود را به من بشناسان که اگر حجّتت را به من نشناساني، از دينم گمراه مي گردم. خداوندا! مرا به مرگ جاهليت نميران و دلم را [از حق] پس از آن که هدايتم فرمودي، منحرف مگردان. خداوندا! همچنان که مرا به ولايت کساني که طاعتشان را بر من حتم فرموده اي، از واليان امرت بعد از فرستاده ات - که درود تو بر او و ايشان باد - هدايت کرده اي و من ولايت واليان امرت را در دل گرفتم، [ولايت]: امير مؤمنان و

حسن و

حسين و

علي و

 محمد و

جعفر و

موسي و

علي و

محمد و

علي و

حسن و

حجّت قائم مهدي - که درود تو بر تمامي ايشان باد -.

خداوندا! پس مرا بر دينم پايدار ساز و

 به طاعتت به کار گير و

دلم را براي وليّ امرت نرم ساز و

 از آنچه خلقت را آزموده اي، مرا معاف دار و

 بر طاعت وليّ امرت، مرا ثابت قدم بدار،

 آن که از خلق خويش پنهانش کرده اي پس به اذن تو از مردمان غايب گرديده و

[فقط] در انتظار فرمان تو است و

تو دانايي، بدون اين که به کسي اعلام کرده باشي که کدامين وقت امر (قيام) وليّ تو صلاحيت دارد، که او را اجازه فرمايي تا امر خويش را آشکار سازد و

 پرده [غيبت] از خود برگيرد،

پس مرا بر آن [غيبت] شکيبايي ده،

 تا دوست نداشته باشم زودتر شدن آنچه تو تأخير انداخته اي و

تأخير افتادن آنچه تو پيش انداخته اي، و

 از آنچه تو پوشيده داشته اي پرده برنگيرم و

 از آنچه کتمان فرموده اي کاوش نکنم،

و در تدبيري که داري با تو ستيز ننمايم و

نگويم چرا و چگونه و به چه جهت وليّ امر آشکار نمي شود و

 حال آن که زمين از ستم پُر گشته است و [بلکه] تمام امور خويش را به تو واگذار نمايم.

بار الها!

از تو مي خواهم وليّ امرت را آشکارا و در حالي که امرت جاري شده باشد به من بنماياني،

با آگاهي ام به اين که چيرگي و قدرت و دليل و برهان و خواست و اراده و توان و قوّت از آنِ تو است،

پس آن چنان لطفي در حقّ من و تمام مؤمنين بفرماي تا به وليّ تو - که درودهايت بر او و خاندانش باد - بنگريم،

در حالي که گفتارش آشکار،

دلالتش روشن،

هدايتگر از گمراهي و

 شفا دهنده از ناداني آمده باشد.

پروردگارا! ديدارش [يا مکان ديدارش] را آشکار ساز و

 پايگاه هايش را استوار گردان و

ما را از کساني قرار بده که ديده آن ها به ديدارش روشن مي شود،

و ما را به خدمت او بدار و

بر کيش او بميران و

 در زمره او محشور گردان.

خداوندا! او را از شرّ چيزهايي که آفريده اي و پديدار نموده اي و به وجود آورده اي و انشاء کرده اي و صورتگري فرموده اي، در پناه خويش قرار ده و

از پيش روي و پشت سر و از سمت راست و سمت چپ و از طرف بالا و پايينش محفوظش بدار

به حفظ خودت،

که هر کس را به آن نگهداري کني گم نشود،

و به او [در وجود او] رسولت و جانشين رسولت را حفظ فرما.

 بار الها! و عمرش را دراز کن و در [مدّت] اجلِ او بيفزاي و او را بر آنچه و آن که ولايت و سرپرستي داده اي ياري کن و

 در گراميداشتت نسبت به او بيفزاي، که او است هدايت کننده راه يافته و بپاخاسته هدايت شده،

 و پاکيزه باتقواي منزّه [از هر عيب و نقص] پاکيزه صفات،

داراي مقام رضا و

خشنودي خداوند،

 بردبار،

تلاشگر،

سپاسگزار.

بار الها! و به سبب طولاني شدن دوران غيبت او و قطع گرديدن خبرش از ما، يقينمان را مگير و

يادش را از خاطرمان مبر و

 انتظار و

 ايمان به او و

نيروي يقين در ظهورش و

دعا براي حضرتش و

درود فرستادن بر او را از ما مگير،

تا به دراز کشيدن غيبتش، ما را از ظهور و قيامش نااميد نسازد و

باورمان در مورد آن همچون باور داشتنِ مان نسبت به قيام فرستاده ات - که درود تو بر او و آلش باد - بوده باشد،

[و همچون يقينِ مان] بر آنچه از وحي و تنزيلت آورده محکم بماند، و دل هايمان را بر ايمان به او قوّت دِه، تا ما را به دست او در مسير هدايت سلوک دهي و

 به برترين دليل و ميانه ترين راه نايل سازي و

 ما را بر فرمانبرداري از او نيرو عطا فرماي و

بر پيروي او پايدار گردان و

ما را در حزب و ياران و انصار او، و از خشنودان به کارهاي حضرتش قرار ده،

 و اين [عقايد] را نه در زندگي و نه در هنگام مرگ، از ما سلب مکن،

تا اين که ما را بميراني در حالي که بر همين باور باشيم، بي آن که در شکّ افتيم و

 نه پيمان شکنيم و

نه در ترديد واقع شويم و

 نه دروغ شماريم.

بار خدايا! فرجش را زودتر برسان و به ياري ات او را تأييد فرماي و

 يارانش را ياري دِه و مخالفانش را خوار و ذليل ساز و

کساني که با او به ستيز برخيزند و تکذيبش کنند، نابود گردان و

 حق را به او آشکار کن و باطل را به او نابود ساز،

 و به [ظهور] او بندگان مؤمنت را از مذلّت و خواري رهايي بخش و

شهرهاي جهان را به او [با نعمت ها و آسايش ها] شاداب گردان و

به [تَيَغ عدلِ او] سرکشان کفر پيشه را به قتل برسان و

سران گمراهي را درهم بشکن و

 جبّاران و کافران عالم را به او خوار گردان،

 و منافقين و پيمان شکنان و تمام مخالفان و ملحدان را در شرق و غرب زمين و خشکي و دريا و کوه و دشت آن به باد فنا ده،

تا اين که احدي از آن ها را باقي مگذاري و

 اثري از آنان برقرار نداري و

 از لوث وجودشان بلاد خويش را پاک سازي،

 و سينه هاي بندگانت را از آنان شفا دِه و به وجود او،

آنچه از دينت محو شده دوباره تجديد کن،

 و به [حکومت] او آنچه از حُکمت تبديل گشته و از سنّتت تغيير يافته اصلاح فرماي،

 تا دين تو به [وجود] او و بر دست او، تر و تازه و راست که هيچ گونه کجي در آن و هيچ بدعتي با آن نباشد بازگردد،

 تا به وسيله عدالت او، آتش هاي کافران را خاموش سازي،

 راستي که اوست بنده تو، که براي خودت خالص گردانيده اي و

 به منظور ياريِ پيامبرت [دينت] انتخاب فرموده اي و

به علم خويش او را برگزيده اي و

 از گناهان محفوظ و معصومش ساخته اي و

از عيب ها مبرّايش نموده اي و

بر غيب ها آگاهش کرده اي و

 بر وي نعمت داده اي و

 از پليدي پاکيزه اش داشته اي و از آلودگي برکنارش قرار داده اي.

 خداوندا! پس بر او و بر پدرانش، امامانِ پاکيزه و بر شيعيان برگزيده شان درود فرست و

 آنان را به برترين آرزوهايشان برسان و

آن را خالص از هرگونه شکّ و شبهه و ريا و شهرت طلبي قرار ده،

 تا جز تو از آن منظور ديگري نداشته باشيم و غير از رضاي تو چيزي نخواهيم.

بار الها! ما به درگاه تو شکوه مي کنيم

فقدان پيامبرمان و

 غيبت وليّ و سرپرستمان و

افتادن فتنه ها در ميانمان و

همداستاني دشمنان عليه ما و

کمي افرادمان را.

خداوندا! پس آن را گشايش ده با پيروزي زودرسي و ياري شکست ناپذيري از سوي خودت و

 امام عدل و دادي که آشکارش سازي، اي پروردگار عالميان!.

بار خدايا! ما از تو مي خواهيم که به وليّ خودت فرمان دهي به آشکار نمودن عدل تو در بندگانت و

 کشتن دشمنان تو در سرزمينت،

تا براي ستم هيچ ستوني را وا مگذاري - اي پروردگار! - مگر اين که آن را درهم شکني،

و هيچ بنايي را جز اين که نابود سازي،

و هيچ نيرويي را مگر اين که سُست گرداني،

و هيچ پايه اي را مگر اين که ويران کني،

و هيچ حدّي مگر اين که بي اثر سازي،

 و هيچ سلاحي مگر اين که کُند نمايي،

 و هيچ پرچمي مگر اين که سرنگون گرداني،

و هيچ قهرماني مگر اين که بر خاک هلاکت افکني،

و هيچ ارتشي مگر اين که خوار و زبون سازي، و

 اي پروردگار! آنان را با سنگ (قهر و غضبت) سنگباران کن و از دم شمشير بُرّاي انتقامت بگذران،

 و به عقوبت و بأس خويش - که از مردمان مجرم باز نمي داري - هلاکشان گردان،

و دشمنان خودت و دشمنان فرستاده ات را به دست وليّ خويش و دست بندگان مؤمنت عذاب فرماي.

بار خدايا! وليّ و حجّتت در زمينت را، از بيم دشمنش ايمن بدار و

هر آن کس با وي مکر و حيله کند، به او مکر کن و با هر که با وي نيرنگ بازد، نيرنگ بباز و

تمام بدي ها را بر بدخواهانش وارد ساز و مادّه و ريشه فسادشان را، از وجود مبارک او دور گردان و

دل هايشان را نسبت به آن جناب، مرعوب و ترسان ساز و

 گام هاي آنان را براي حضرتش، لرزان فرماي و آشکارا و ناگهاني آنان را [به عذاب] بگير و

عقوبتت را بر آن ها شديد گردان و

در ميان بندگانت، خوارشان ساز و در بلاد خويش لعنتشان کن و

 در پست ترين دَرَک هاي جهنم جايشان ده و سخت ترين عذابت را بر آن ها فرود آور و

به آتششان بسوزان و گورهاي مردگانشان را پر آتش کن و آن ها را به دوزخ واصل ساز،

که آن ها نماز را ضايع گذاشتند و

پيروي از شهوت ها نمودند و

 بندگانت را خوار (گمراه) ساختند.

بار خدايا! و به وجود وليّ خودت (حضرت حجّت عليه السلام) قرآن را زنده کن و

نور سرمدي اش را آن گونه که هيچ تاريکي در آن راه نيابد. به ما بنمايان و

 به (ظهور) آن بزرگوار، دل هاي مرده را زنده بگردان و

سينه هاي مؤمنين را که از فراق او مجروح شده، شفا ده و

آراي مختلف را به وسيله او بر حق جمع گردان و

 به (دست باکفايت) او، حدود تعطيل شده و احکام متروک مانده را برپاي فرما،

 تا هيچ حقّي نماند مگر اين که آشکار شود،

و هيچ عدلي مگر اين که درخشان گردد.

و اي پروردگار! ما را از ياران و

 تقويت کنندگان حکومتش و

ممتثلين امرش و

خشنودان از فعلش و

 تسليم شوندگان نسبت به فرمان هايش قرار دِه و

 از کساني که هيچ نيازي به تقيّه ندارند و

 (در اجراي احکام الهي) از خلق تو بيمي به دل راه ندهند.

تو هستي اي پروردگار! که بدي (سختي) را برطرف مي سازي و

بيچاره را هرگاه تو را بخواند اجابت مي نمايي و از بلاي سخت نجات مي دهي.

پس اي پروردگار! هرگونه گزند را از وليّ خويش برطرف فرماي و

او را خليفه در زمينت قرار دِه، چنان که برايش تضمين کرده اي.

بار خدايا! مرا از ستيزجويان با آل محمد و از دشمنان آل محمد قرار مده و

 مرا از کينه توزان و خشم کنندگان بر آل محمدعليهم السلام قرار مده،

که البته من از اين امر به تو پناه مي برم، پس مرا پناه ده.

و به درگاه تو پناهنده مي شوم، پس مرا در حمايت خود بدار.

بار خدايا! بر محمد و آل محمدعليهم السلام درود فرست و

مرا به وجود آنان نزد خودت،

 در دنيا و آخرت رستگار و پيروز گردان و از مقرّبان درگاهت قرار ده.

و اي پروردگار عالميان! دعايم را مستجاب فرماي.

نیمه یعنی پانزده

سلام

امام عصر جان از حضرت حافظ درباره خداش پرسیدیم٫گفتند:

عشق تو نهال حیرت آمدبس غرقه حال وصل کآخریک دل بنما که در ره اونه وصل بماند و نه واصلاز هر طرفی که گوش کردمشد منهزم از کمال عزتسر تا قدم وجود حافظ

وصل تو کمال حیرت آمدهم بر سر حال حیرت آمدبر چهره نه خال حیرت آمدآن جا که خیال حیرت آمدآواز سوال حیرت آمدآن را که جلال حیرت آمددر عشق نهال حیرت آمد

تا دیگر آن

به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم/بهار توبه شکن می رسد چه چاره کنم

اگر به باده ی مشکین دلم کشد شاید/که بوی خیر ز زهد و ریا نمی آید

حافظیه

سلام

اذان ظهر حافظیه

اذان مغرب حافظیه

و من سال نو را در جوار حافظ تحویل گرفتم

.

.

.

.

.

.

.

پروردگار شرق و غرب خودم و تمام کسانی را که دوستشان دارم و دوستم دارند به دستان پر توان تو می سپارم.

از نو

احمد بن موسی

سلام

انقدر هر کسی رفت زیارت احمدبن موسی گفتم سلام من رو بهشون برسونید

که فکر کنم دلش به رحم اومده و خواسته من رو با دعوتش شاد کنه

هر کی هر چی می خواد از دل بگذرونه که براش به واسطه آقا از پروردگار مطالبه کنم.

پروردگار شرق و غرب خودم و تمام کسانی را که دوستشان دارم و دوستم دارند به دستان پر توان تو می سپارم.

از نو

خیلی وقته همه من رو به ادب دعوت می کنند.

سلام خانم زهرا حديثا

سلام

من دوست دار زهرا هستم اما زهرا نیستم.

ببخش

چیزی برای بخشیدن ندارم.

ولي
ادب حكم مي كنه توضيح بديد...

ادب به کسانی که تحت حکومتش هستند حکم می کنه .
و
منطق حكم مي كنه دليل بياريد...

منطق یک روش است و روش نمی تواند حکم کند.

درخواهش حكم مي كنه لطف كنيد...

من به کسانی که تشخیص بدم جزو دوستانم هستند لطف می کنم با کسانی که نمی شناسم بر حسب وظیفه عمل می کنم.

اين قالب و هم دوسداشتنيه و هم به درد من مي خوره

ارتباطش به من چیه؟
پس
خواهش مي كنم كده اونو برام بفرستيد

با خواهش از بندگان خدا خودتان را خوار نکنید چون کم می بخشند و زیاد منت می گذارند.

اگه نمي دونيد چطوري كاري نداره ( تو بخش قالب وبلاك كد و كپي كنيد و در يك فايل txt پست كنيد و فايل و به ايميل من بفرستيد )
و اگه تمايل به فرستادن اون نداريد
حداقل ادرس اونو بديد تا خودم دانلود كنم

به هیچ کدام تمایلی ندارم.

شكيبا / 21 / 04 / 90 / 05 : 13 / منتظرم ...

خدا در انتظار ثابت قدم قرارتان دهد.

من دیگه بر مبنای هیچ چیز برای شما پاسخی نخواهم نوشت.

غربت

سلام

حالا می فهمم چه حس بدیه غربت

و وقتی امامی که قرار است پیشوای مردم باشد

در میان آنان غریب باشد.

و چه ایمانی می خواهد

تا وقتی گوشی نیست برای شنیدن

از گفتن حق کم نذاری

پروردگار شرق و غرب خودم و تمام کسانی را که دوستشان دارم و دوستم دارند به دستان پر توان تو می سپارم

تا دیگر آن

خیلی راه داریم

سلام

رفتیم سرای اهل قلم

سالنشون به نسبت خوب بود

اساتید به نسبت به موقع آمدند

دکتر آژند نیامد

مجری به نظر کارشناس نگارگری نبود

و چند نفر که به تعداد انگشتان دست هم نمی رسیدند که ما بودیم

 البته

به اندازه انگشتان یک دست دانشجو به نظر می رسیدیم

و به تعداد انگشتان دست دیگر افراد کهنسالی که چهره های آشنایی نبودند

نمی دونم متولیان فرهنگی ما چه کسانی هستند ؟

و آیا هدف برنامه های فرهنگی به جز بالا بردن آمار هایی است؟

 که شاخص رشد فرهنگی به حساب می آید!

نمی دانم تا کی بدنه فرهنگی ما قرار است رشد کند بی آنکه کسی نگران رشد درونی آن باشد؟؟؟؟!

البته آدم های بی خدایی مثل من فقط به دنبال مخاطب و ارتباط با مخاطب و غیره می گردند!

و الا برای کسی که برای خدا کار می کند

 و پولش را هم امام زمان می دهد

چه دلیلی وجود دارد به مخاطب شناسی و زبان و رسانایی هنر بیاندیشد؟

خدایا ما را هم به راه راست هدایت کن.

شاید دیگر با سوالاتمان اوضاع رو به راه را بر هم نزنیم.

از نو

خدا را فراموش نکن

سلام

به آخرین کوچه که رسیدم

یه حفره بود

نه تنها"خدا را فراموش نکن" روی کاشی آبی بالای سر در خونه آجریه نبود که خود خونم نبود!

دلم هری ریخت و حسرت خوردم

چرا هر دفعه فقط می گفتم ازش عکس می گیرم  و هیچ وقت نگرفتم؟!!

و انقدر این کار رو به تاخیر انداختم که حالا دیگه جای جبران نیست

خونه رو خراب کردن و من فقط یه تصویر تو دلم دارم بی هیچ نشانی

شاید این طوری بهتر باشه٫ کی می دونه؟ 

حالا من موندم یه تصویر تو ذهنم که معلوم نیست مرور زمان چقدر بهش رحم کنه؟

از نو

مبارزه با قدرت

سلام

به نظر من قدرت خیلی نعمت خوبی است ٫

ولی مسئولیت آدم رو زیاد می کنه !

باید همیشه حواسمون رو جمع کنیم که از جانب ما به کسی که از ما کم توان تر است

همواره خیر برسه 

خیر نداریم٫ حداقل شر نرسه.

به نظر من لازم نیست قدرت یه حاکم و یا روحانی و یا پدر و یا نظامی و یا ...

رو داشته باشی که قدرتمند به حساب بیای

می تونی یه معلم باشی و از قدرت نسبی که داری درست استفاده نکنی

می تونی یه فروشنده باشی و از قدرت نسبی ات درست استفاده نکنی

می تونی یه فرزند باشی و از قدرت نسبی ات درست استفاده نکنی

می تونی هر نقشی تو زندگی داشته باشی و درست از قدرت و توانت استفاده نکنی!

به نظر می رسه ما زمانی به قدرت اعتراض می کنیم که مانع رفع نیازهای مابشه

یا وقتی که قدرت تنها برای تحقیر و تضعیف ما استفاده شه

یا وقتی مانعی شه بر سر پاسخ به نیازهای  ما

کسانی که سلسله مراتب نیازهای مازلو را بدانند

حواسشان هست که با قدرتشان مانع پاسخ گویی به نیازهای افراد نشوند

بلکه قدرت بیشتر مسئولیت ما را برای رفع نیازهای انسان ها بیشتر می کند.

والا مبارزه با قدرتی که مانع برطرف کردن نیازها و رسیدن به مرحله خودشکوفایی است امری بسیار طبیعی خواهد بود.

همه که قرار نیست اخلاقی عمل کنند یه عده ای هم طبیعی عمل می کنند .

اخلاقی هم عمل شود فقط فرصت بیشتر می شود .

از نو

اتفاقی فهمیدم

سلام

داشتم برنامه های سرای اهل قلم رو بررسی می کردم

اتفاقی فهمیدم که قراره:

دوشنبه ۲۰/۴/۱۳۹۰

نقد و بررسي كتاب "نگارگري ايران "

(پژوهشي در تاريخ نقاشي و نگار گري ايران)

باحضور:دكتريعغوب آژند – دكترخشايار قاضي زاده – پرويزحاصلي-زهره سعيدي

ساعت:۱۷ تا ۱۹ 

آدرس : خيابان انقلاب اسلامي – خيابان فلسطين جنوبي – كوچه خواجه نصير – پلاك۲ سراي اهل قلم تلفن:۶۶۹۶۶۱۵۶. ورود براي عموم آزاد است

برام جالب بود.

از نو

عشق

سلام

در کتاب "عبور از طوفان"

"راهنمای کاربردی شرکت های نو پا در ایران "

نوشته "سید کامران باقری و همکاران"

در فصل اول بعد برشمردن ویژگی های فردی که می خواهد یک کسب و کار جدید راه بیاندازد

نکته آخری را که از نظر نویسنده به احتمال زیاد

مهم ترین و اصلی ترین عامل در موفقیت یا شکست است

"عشق به کاری که می خواهید شروع کنید" دانسته.

و ادامه می دهد:

"در واقع همین عشق است که باعث می شود شما

 ساعات کار طولانی

 و ناامیدی های گریزناپذیر

 (که همیشه جزئی از ماهیت کار شرکت های نوپاست )را تحمل کنید.

اگر شما به کارتان عشق بورزید ٫

هر روز تلاش خواهید کرد که آن را به بهترین شکل ممکن انجام دهید

و بزودی تمام اطرافیان شما هم این عشق را از شما خواهند گرفت٫

درست مثل تب!

از نو

 

غیر متنوع و ساکت اما به شدت جذاب

سلام

تصور کن

دو ساعت

کنار یه زمین فوتبال که پوشیده از چمن سبز است بایستی

و سرت رو که بالا بیاری یه ردیف درخت بلند بالای چنار مقابلت باشه

و آسمون

و فقط دیوار یه ساختمون که روش به اباعبدالله سلام داده.

 من به شدت آرامشی که در این فضا موج می زنه رو دوست دارم

خدا به باعث و بانیش خیر فراوون بده.

از نو

تو را با کلام خودت دعا می کنم

سلام

ای آقای سجده کنندگان

برای تبریک به دنیا اومدنتون

از کلام خودتون مدد گرفتم و آنچه در این دعا طلب کردید

آمین می گویم.

"

يَا مَنْ لَا تَنْقَضِي عَجَائِبُ عَظَمَتِهِ،
اي آن كه شگفتي‌هاي بزرگيِ تو را پاياني نيست،
صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ،
 وَ احْجُبْنَا عَنِ الْإِلْحَادِ فِي عَظَمَتِكَ وَ
و ما را از گمراهي در شناخت عظمتِ خود بازدار
يَا مَنْ لَا تَنْتَهِي مُدَّةُ مُلْكِهِ، 
اي آن كه مدت فرمانروايي تو بي‌نهايت است،
صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ،
 
وَ أَعْتِقْ رِقَابَنَا مِنْ نَقِمَتِكَ.
 ما را از بند انتقام خود رهايي بخش
وَ يَا مَنْ لَا تَفْنَى خَزَائِنُ رَحْمَتِهِ،
اي آن كه گنجينه‌هاي رحمتت به آخر نرسد،
 
 صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ
 
وَ اجْعَلْ لَنَا نَصِيباً فِي رَحْمَتِكَ.
ما را از رحمت خود بهره‌اي عطا فرما
 
وَ يَا مَنْ تَنْقَطِعُ دُونَ رُؤْيَتِهِ الْأَبْصَارُ
اي آن كه ديده‌ها همه از ديدنت فرو مانند،
صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ،
 
 وَ أَدْنِنَا إِلَى قُرْبِكَ
و ما را از به آستان قرب خود نزديك نما
وَ يَا مَنْ تَصْغُرُ عِنْدَ خَطَرِهِ الْأَخْطَارُ،
اي آن كه در برابر بزرگيِ تو هر چيز بزرگ ديگري ناچيز است،
 صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ،
 
وَ كَرِّمْنَا عَلَيْكَ.
و ما را نزد خود گرامي دار
وَ يَا مَنْ تَظْهَرُ عِنْدَهُ بَوَاطِنُ الْأَخْبَارِ،
اي آن كه خبرهاي پنهان پيش تو آشكار است،
 صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ،
 
 وَ لَا تَفْضَحْنَا لَدَيْكَ.
 و ما را نزد خود رسوا مكن
اللَّهُمَّ أَغْنِنَا عَنْ هِبَةِ الْوَهَّابِينَ بِهِبَتِكَ،
خدايا، ما را به لطفِ بخشش خود،از بخشش بخشندگان بي‌نياز گردان،
وَ اكْفِنَا وَحْشَةَ الْقَاطِعِينَ بِصِلَتِكَ
و با پيوند خويش ما را از هراس پيوند گسستن ديگران دور ساز،
 حَتَّى لَا نَرْغَبَ إِلَى أَحَدٍ مَعَ بَذْلِكَ،
تا با وجود بخشش تو، از ديگران چشمِ بخشش نداشته باشيم،
  وَ لَا نَسْتَوْحِشَ مِنْ أَحَدٍ مَعَ فَضْلِكَ.
و با وجود احسان تو، از تنگ چشميِ ايشان به هراس نياييم.
 اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ،
 
وَ كِدْ لَنَا وَ لَا تَكِدْ عَلَيْنَا،
و كارها را چنان تدبير كن كه به سود ما باشد، نه به زيان ما،
وَ امْكُرْ لَنَا وَ لَا تَمْكُرْ بِنَا،
و چنان مكر و ترفند نما كه به سود ما باشد، نه به زيان ما.
 وَ أَدِلْ لَنَا وَ لَا تُدِلْ مِنَّا.
ما را به پيروزي رسان و آن را از ما باز مَسِتان
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ،
 
وَ قِنَا مِنْكَ،
 و ما را از خشم خود نگاه‌دار و
وَ احْفَظْنَا بِكَ،
در پناه خود بدار
 وَ اهْدِنَا إِلَيْكَ،
و به سوي خود راه نماي
وَ لَا تُبَاعِدْنَا عَنْكَ إِنَّ مَنْ تَقِهِ يَسْلَمْ
و از خود دور مفرماي؛ زيرا هر كس كه تو او را در پناه خود آري، به سلامت مانَد،
وَ مَنْ تَتهْدِهِ يَعْلَمْ،
و هر كس كه تو او را راه بنمايي، دانا شود،
وَ مَنْ تُقَرِّبْهُ إِلَيْكَ يَغْنَمْ.
 و هر كس كه تو او را به خويش نزديك كني، بهره‌مند گردد.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ،
 
وَ اكْفِنَا حَدَّ نَوَائِبِ الزَّمَانِ،
ما را از ناگواري‌هاي سختِ روزگار
وَ شَرَّ مَصَايِدِ الشَّيْطَانِ،
و گزندِ دام‌هاي شيطان
وَ مَرَارَةَ صَوْلَةِ السُّلْطَانِ.
و خشمناكيِ سلطان كفاين كن
اللَّهُمَّ إِنَّمَا يَكْتَفِي الْمُكْتَفُونَ بِفَضْلِ قُوَّتِكَ،
خدايا، توانگران از نيروي تو توانگري دارند،
فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ،
 
 وَ اكْفِنَا،
 ما را توانگر ساز
وَ إِنَّمَا يُعْطِي الْمُعْطُونَ مِنْ فَضْلِ جِدَتِكَ،
 بخشندگان از فراواني بخشش تو مي‌بخشند،
فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ،
 
وَ أَعْطِنَا،
وَ إِنَّمَا يَهْتَدِي الْمُهْتَدُونَ بِنُورِ وَجْهِكَ،
هدايت يافتگان در پرتوِ نور تو هدايت مي‌يابند،
فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ،
 
وَ اهْدِنَا.
 اللَّهُمَّ إِنَّكَ مَنْ وَاَلَيْتَ لَمْ يَضْرُرْهُ خِذْلَانُ الْخَاذِلِينَ،
خدايا، هر كس كه تو ياورش باشي، ياري نكردن ديگران زيانش ندهد،
 وَ مَنْ أَعْطَيْتَ لَمْ يَنْقُصْهُ مَنْعُ الْمَانِعِينَ،
و هر كس كه تو عطايش بخشي، تنگ چشمي ديگران از او نكاهد،
 وَ مَنْ هَدَيْتَ لَمْ يُغْوِهِ إِضْلَالُ الْمُضِلِّينَ
 و هر كس هدايتش به دست تو باشد، فريب گمراهان پاي او را نلغزاند.
فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ،
 
وَ امْنَعْنَا بِعِزِّكَ مِنْ عِبَادِكَ،
 و ما را به عزّت خويش از گزند بندگانت در امان دار،
وَ أَغْنِنَا عَنْ غَيْرِكَ بِإِرْفَادِكَ،
و با بخشش خود، از غير خودت بي‌نياز گردان،
وَ اسْلُكْ بِنَا سَبِيلَ الْحَقِّ بِإِرْشَادِكَ.
 و در پرتو هدايتِ خويش، ما را به راه حق انداز.
 اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ،
 
وَ اجْعَلْ سَلَامَةَ قُلُوبِنَا فِي ذِكْرِ عَظَمَتِكَ،
و سلامت دل‌هاي ما را در ياد كردِ بزرگيِ خود قرار ده،
وَ فَرَاغَ أَبْدَانِنَا فِي شُكْرِ نِعْمَتِكَ،
و آسايش بدن‌هاي ما را در سپاسگزاري نعمتِ خويش،
 وَ انْطِلَاقَ أَلْسِنَتِنَا فِي وَصْفِ مِنَّتِكَ.
 و گويايي زبان‌هاي ما را در وصف آنچه به ما داده‌اي.
 اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ،
 
وَ اجْعَلْنَا مِنْ دُعَاتِكَ الدَّاعِينَ إِلَيْكَ،
 و ما را از كساني قرار ده كه [مردم را] به سوي تو فرا مي‌خوانند،
 وَ هُدَاتِكَ الدَّالِّينَ عَلَيْكَ،
و آنان را به راه تو رهبري مي‌كنند،
وَ مِنْ خَاصَّتِكَ الْخَاصِّينَ لَدَيْكَ،
و ما را از ويژه‌ترين بندگانِ ويژه‌ي درگاه خود گردان،
 يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِين َ
اي مهربان‌ترين مهربانان. "
آمین
 

بی حصار

سلام

حصار را دوست دارم و

 به نظرم حصار به در٫ معنا می دهد.

 دوست تر دارم در فاصله معین دری نصب کنم بی حصار !

ولی این قابل اجرا نیست

چون اونایی که از جاهایی می یان که حصاری مقابلشون نبوده

و نزدیک و نزدیک تر می شن

من دیگه نمی تونم سرشون داد بزنم بگم به چه اجازه ای وارد شدین ؟مگه در رو ندیدن؟!

ممکنه کسی از جهتی اومده باشه که در دیده نمی شده !

یا

یه درگاه در یه فضا بی ربط و پرت ٫ احمقانه به نظر می رسیده!

مقصر اینجا منم که درست فضای اطرافم رو معرفی نکردم

نه کسی که قوانین غیر معمول مرا نشناخته!

برای حل این قضیه می شه جای حصار های چوبی و سیمی و ...

خندقی کند و پر از آب کرد خندق را

تا کسانی که از در وارد نمی شوند را

از خیسی به آب زدنشان بتوان باز شناخت

کسی که به آب می زند پاک می شود و هر چند از در نیامده باشد

مهمان است و حبیب خدا و لازم نیست سرش داد بزنی

باید برایش لباس آورد و آتش روشن کرد تا گرم شود و با نوشیدنی و غذا از او پذیرایی کرد.

تا دیگر آن

خندان

سلام

نتونستم بمونم و دفاع "خندان" رو از پایان نامش ببینم

باید می رفتم

می رفتم پیش بچه هایی که منتظر بودن تا بهشون بگم اوریگامی یعنی چی؟

ویژگی های مربع چیه؟

ضلع چیست؟

گوشه ها کدامند؟

و چطوری می شه بدون استفاده از قیچی و چسب کاردستی درست کرد؟

و هر جلسه اول کلاس یکی از بچه ها بگه چه قرارهایی با هم داشتیم!

نمی دونم انقدر که من از دیدن بچه ها خوشحال می شم اونا هم از اینکه

در کلاسی هستن که من بهشون درس می دم خوشحالن؟!

من تمام تلاشم رو خواهم کرد که اونا هر جلسه یه قدم از خودشون جلو بیان.

از نو

اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْياىَ مَحْيا مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَمَماتى مَماتَ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّ

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبْدِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا خِيَرَةَ اللَّهِ وَابْنَ خِيَرَتِهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ وَابْنَ سَيِّدِ الْوَصِيّينَ

 

سلام بر تو اى ابا عبداللّه سلام بر تو اى فرزند رسول خدا سلام بر تو اى برگزيده خدا و فرزند برگزيده اش سلام بر تو اى فرزند امير مؤ منان و فرزند آقاى اوصياء

 

 

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ فاطِمَةَ سَيِّدَةِ نِساَّءِ الْعالَمينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا ثارَ اللَّهِ وَابْنَ ثارِهِ وَالْوِتْرَ الْمَوْتُورَ

 

سلام بر تو اى فرزند فاطمه بانوى زنان جهانيان سلام بر تو اى که خدا خونخواهيش کند و فرزند چنين کسى و اى کشته اى که انتقام کشته گانت نگرفتى

 

 

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ عَلَيْكُمْ مِنّى جَميعاً سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَبَقِىَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ

 

سلام بر تو و بر روانهائى که فرود آمدند به آستانت ، بر شما همگى از جانب من سلام خدا باد هميشه تا من برجايم و برجا است شب و روز

 

 

يا اَبا عَبْدِ اللَّهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ وَجَلَّتْ وَعَظُمَتِ الْمُصيبَةُ بِكَ عَلَيْنا وَعَلى جَميعِ اَهْل ِالاِْسْلامِ

 

اى ابا عبداللّه براستى بزرگ شد سوگوارى تو و گران و عظيم گشت مصيبت تو بر ما و بر همه اهل اسلام

 

 

وَجَلَّتْ وَعَظُمَتْ مُصيبَتُكَ فِى السَّمواتِ عَلى جَميعِ اَهْلِ السَّمواتِ فَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسَّسَتْ اَساسَ الظُّلْمِ وَالْجَوْرِ عَلَيْكُمْ اَهْلَ الْبَيْتِ

 

و گران و عظيم گشت مصيبت تو در آسمانها بر همه اهل آسمانها پس خدا لعنت کند مردمى را که ريختند شالوده ستم و بيدادگرى را بر شما خاندان

 

 

وَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقامِكُمْ وَاَزالَتْكُمْ عَنْ مَراتِبِكُمُ الَّتى رَتَّبَكُمُ اللَّهُ فيها

 

و خدا لعنت کند مردمى را که کنار زدند شما را از مقام مخصوصتان و دور کردند شما را از آن مرتبه هائى که خداوند آن رتبه ها را به شما داده بود

 

 

وَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً قَتَلَتْكُمْ  وَلَعَنَ اللَّهُ الْمُمَهِّدينَ لَهُمْ بِالتَّمْكينِ مِنْ قِتالِكُمْ

 

و خدا لعنت کند مردمى که شما را کشتند و خدا لعنت کند آنانكه تهيه اسباب کردند براى کشندگان شما تا آنها توانستند با شما بجنگند

 

 

بَرِئْتُ اِلَى اللَّهِ وَاِلَيْكُمْ مِنْهُمْ وَمِنْ اَشْياعِهِمْ وَاَتْباعِهِمْ وَاَوْلِياَّئِهِم

 

بيزارى جويم بسوى خدا و بسوى شما از ايشان و از پيروان و دنبال روندگانشان و دوستانشان

 

 

 

يا اَبا عَبْدِ اللَّهِ اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ اِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ

 

اى اباعبداللّه من تسليمم و در صلحم با کسى که با شما در صلح است و در جنگم با هر کس که با شما در جنگ است تا روز قيامت

 

 

وَلَعَنَ اللَّهُ آلَ زِيادٍ وَآلَ مَرْوانَ وَلَعَنَ اللَّهُ بَنى اُمَيَّةَ قاطِبَةً وَلَعَنَ اللَّهُ ابْنَ مَرْجانَةَ

 

و خدا لعنت کند خاندان زياد و خاندان مروان را و خدا لعنت کند بنى اميه را همگى و خدا لعنت کند فرزند مرجانه (ابن زياد) را

 

 

وَلَعَنَ اللَّهُ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَلَعَنَ اللَّهُ شِمْراً وَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسْرَجَتْ وَاَلْجَمَتْ وَتَنَقَّبَتْ لِقِتالِكَ

 

خدا لعنت کند عمر بن سعد را و خدا لعنت کند شمر را و خدا لعنت کند مردمى را که اسبها را زين کردند و دهنه زدند و به راه افتادند براى پيكار با تو

 

 

بِاَبى اَنْتَ وَاُمّى لَقَدْ عَظُمَ مُصابى بِكَ فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذى اَکْرَمَ مَقامَكَ

 

پدر و مادرم بفدايت که براستى بزرگ شد مصيبت تو بر من پس مى خواهم از آن خدائى که گرامى داشت مقام تو را

 

 

وَاَکْرَمَنى بِكَ اَنْ يَرْزُقَنى طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ

 

و گرامى داشت مرا بخاطر تو که روزيم گرداند خونخواهى تو را در رکاب آن امام يارى شده از خاندان محمد صلى اللّه عليه و آله

 

 

اَللّهُمَّ اجْعَلْنى عِنْدَكَ وَجيهاً بِالْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلامُ فِى الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ

 

خدايا قرار ده مرا نزد خودت آبرومند بوسيله حسين عليه السلام در دنيا و آخرت

 

 

يا اَبا عَبْدِاللَّهِ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلى اللَّهِ وَاِلى رَسُولِهِ وَاِلى اميرِالْمُؤْمِنينَ وَ اِلى فاطِمَةَ وَاِلَى الْحَسَنِ

 

اى اباعبداللّه من تقرب جويم به درگاه خدا و پيشگاه رسولش و اميرالمؤ منين و فاطمه و حسن

 

 

وَاِلَيْكَ بِمُوالاتِكَ وَبِالْبَراَّئَةِ [مِمَّنْ قاتَلَكَ وَ نَصَبَ لَكَ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرائَةِ مِمَّنْ اَسَّسَ اَساسَ الظُّلْمِ وَالْجَوْرِعَلَيْكُمْ

 

و شما بوسيله دوستى تو و بوسيله بيزارى از کسى که با تو مقاتله کرد و جنگ با تو را برپا آرد و به بيزارى جستن از آسى آه شالوده ستم و ظلم بر شما را ريخت

 

 

وَاَبْرَءُ اِلَى اللّهِ وَ اِلى رَسُولِهِ] مِمَّنْ اَسَسَّ اَساسَ ذلِكَ وَبَنى عَلَيْهِ بُنْيانَهُ وَجَرى فى ظُلْمِهِ وَجَوْرِهِ عَلَيْكُمْ وَعلى اَشْياعِكُمْ

 

و بيزارى جويم بسوى خدا و بسوى رسولش از کسى که پى ريزى کرد شالوده اين کار را و پايه گذارى کرد بر آن بنيانش را و دنبال کرد ستم و ظلمش را بر شما و بر پيروان شما

 

 

بَرِئْتُ اِلَى اللَّهِ وَاِلَيْكُمْ مِنْهُمْ وَاَتَقَرَّبُ اِلَى اللَّهِ ثُمَّ اِلَيْكُمْ بِمُوالاتِكُمْ وَمُوالاةِ وَلِيِّكُمْ

 

بيزارى جويم بدرگاه خدا و به پيشگاه شما از ايشان و تقرب جويم بسوى خدا سپس بشما بوسيله دوستيتان و دوستى دوستان شما

 

 

وَبِالْبَر آئَةِ مِنْ اَعْداَّئِكُمْ وَالنّاصِبينَ لَكُمُ الْحَرْبَ وَبِالْبَر آئَةِ مِنْ اَشْياعِهِمْ وَاَتْباعِهِمْ

 

و به بيزارى از دشمنانتان و برپا کنندگان (و آتش افروزان ) جنگ با شما و به بيزارى از ياران و پيروانشان

 

 

اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ وَوَلِىُّ لِمَنْ والاکُمْ وَعَدُوُّ لِمَنْ عاداکُمْ

 

من در صلح و سازشم با کسى که با شما در صلح است و در جنگم با کسى که با شما در جنگ است

 

و دوستم با کسى که شما را دوست دارد و دشمنم با کسى که شما را دشمن دارد

 

 

فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذى اَکْرَمَنى بِمَعْرِفَتِكُمْ وَمَعْرِفَةِ اَوْلِياَّئِكُمْ وَرَزَقَنِى الْبَراَّئَةَ مِنْ اَعْداَّئِكُمْ

 

و درخواست کنم از خدائى که مرا گرامى داشت بوسيله معرفت شما و معرفت دوستانتان و روزيم کند بيزارى جستن از دشمنانتان را

 

 

اَنْ يَجْعَلَنى مَعَكُمْ فِى الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ وَاَنْ يُثَبِّتَ لى عِنْدَآُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فِى الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ

 

به اينكه قرار دهد مرا با شما در دنيا و آخرت و پابرجا دارد براى من در پيش شما گام راست و درستى (و ثبات قدمى ) در دنيا و آخرت

 

 

وَاَسْئَلُهُ اَنْ يُبَلِّغَنِى الْمَقامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ وَ اَنْ يَرْزُقَنى طَلَبَ ثارى مَعَ اِمامٍ هُدىً ظاهِرٍ ناطِقٍ [بِالْحَقِّ] مِنْكُمْ

 

و از او خواهم که برساند مرا به مقام پسنديده شما در پيش خدا و روزيم کند خونخواهى شما را با امام راهنماى آشكار گوياى [به حق] که از شما (خاندان ) است

 

 

وَاَسْئَلُ اللَّهَ بِحَقِّكُمْ وَبِالشَّاْنِ الَّذى لَكُمْ عِنْدَهُ اَنْ يُعْطِيَنى بِمُصابى بِكُمْ اَفْضَلَ ما يُعْطى مُصاباً بِمُصيبَتِهِ مُصيبَةً ما اَعْظَمَها

 

و از خدا خواهم به حق شما و بدان منزلتى که شما نزد او داريد ،

 

که عطا کند به من بوسيله مصيبتى که از ناحيه شما به من رسيده بهترين پاداشى را که مى دهد به يك مصيبت زده از مصيبتى که ديده

 

 

وَاَعْظَمَ رَزِيَّتَها فِى الاِْسْلامِ وَفى جَميعِ السَّمواتِ وَالاَْرْضِ اَللّهُمَّ اجْعَلْنى فى مَقامى هذا مِمَّنْ تَنالُهُ مِنْكَ صَلَواتٌ وَرَحْمَةٌ وَمَغْفِرَةٌ

 

براستى چه مصيبت بزرگى و چه داغ گرانى بود در اسلام و در تمام آسمانها و زمين

 

خدايا چنانم کن در اينجا که ايستاده ام از کسانى باشم که برسد بدو از ناحيه تو درود و رحمت و آمرزشى

 

 

اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْياىَ مَحْيا مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَمَماتى مَماتَ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ

 

خدايا قرار ده زندگيم را زندگى محمد و آل محمد و مرگم را مرگ محمد و آل محمد

 

 

اَللّهُمَّ اِنَّ هذا يَوْمٌ تَبرَّکَتْ بِهِ بَنُو اُمَيَّةَ وَابْنُ آکِلَةِ الَْآکبادِ اللَّعينُ ابْنُ اللَّعينِ عَلى لِسانِكَ وَلِسانِ نَبِيِّكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ

 

خدايا اين روز روزى است که مبارك و ميمون دانستند آنرا بنى اميه و پسر آن زن جگرخوار (معاويه )

 

آن ملعون پسر ملعون (آه لعن شده ) بر زبان تو و زبان پيامبرت که درود خدا بر او و آلش باد

 

 

فى کُلِّ مَوْطِنٍ وَمَوْقِفٍ وَقَفَ فيهِ نَبِيُّكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ

 

در هر جا و هر مكانى که توقف کرد در آن مكان پيامبرت صلى اللّه عليه و آله

 

 

اَللّهُمَّ الْعَنْ اَبا سُفْيانَ وَمُعوِيَةَ وَ يَزيدَ بْنَ مُعاوِيَةَ عَلَيْهِمْ مِنْكَ اللَّعْنَةُ اَبَدَ الاْبِدينَ

 

خدايا لعنت کن ابوسفيان و معاويه و يزيد بن معاويه را که لعنت بر ايشان باد از جانب تو براى هميشه

 

 

وَهذا يَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِيادٍ وَآلُ مَرْوانَ بِقَتْلِهِمُ الْحُسَيْنَ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيْهِ

 

و اين روز روزى است که شادمان شدند به اين روز دودمان زياد و دودمان مروان بخاطر کشتنشان حضرت حسين صلوات اللّه عليه را

 

 

اَللّهُمَّ فَضاعِفْ عَلَيْهِمُ اللَّعْنَ مِنْكَ وَالْعَذابَ [الاَْليمَ] اَللّهُمَّ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَيْكَ فى هذَاالْيَوْمِ وَفى مَوْقِفى هذا

 

خدايا پس چندين برابر کن بر آنها لعنت خود و عذاب دردناك را خدايا من تقرب جويم بسوى تو در اين روز و در اين جائى که هستم

 

 

وَاَيّامِ حَيوتى بِالْبَراَّئَهِ مِنْهُمْ وَاللَّعْنَةِ عَلَيْهِمْ وَبِالْمُوالاتِ لِنَبِيِّكَ وَآلِ نَبِيِّكَ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمُ اَلسَّلامُ

 

و در تمام دوران زندگيم به بيزارى جستن از اينها و لعنت فرستادن بر ايشان و بوسيله دوست داشتن پيامبرت و خاندان پيامبرت که بر او و بر ايشان سلام باد

 

 

پس مى گوئى صد مرتبه :

 

 

اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَآخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِكَ

 

خدايا لعنت کن نخستين ستمگرى را که بزور گرفت حق محمد و آل محمد را و آخرين کسى که او را در اين زور و ستم پيروى کرد

 

 

اَللّهُمَّ الْعَنِ الْعِصابَةَ الَّتى جاهَدَتِ الْحُسَيْنَ وَشايَعَتْ وَبايَعَتْ وَتابَعَتْ عَلى قَتْلِهِ اَللّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَميعاً

 

خدايا لعنت کن بر گروهى که پيكار کردند با حسين عليه السلام و همراهى کردند

 

و پيمان بستند و از هم پيروى کردند براى کشتن آن حضرت خدايا لعنت کن همه آنها را

 

 

پس مى گوئى صد مرتبه :

 

 

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ عَلَيْكَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ

 

[اَبَداً] ما بَقيتُ وَبَقِىَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ وَلا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِيارَتِكُمْ

 

سلام بر تو اى ابا عبداللّه و بر روانهائى که فرود آمدند به آستانت ،

 

بر تو از جانب من سلام خدا باد هميشه تا من زنده ام و برپا است شب و روز و قرار ندهد اين زيارت را خداوند آخرين بار زيارت من از شما

 

 

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَعَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَعَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَعَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ

 

سلام بر حسين و بر على بن الحسين و بر فرزندان حسين و بر اصحاب و ياران حسين

 

 

پس مى گوئى :

 

 

اَللّهُمَّ خُصَّ اَنْتَ اَوَّلَ ظالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنّى وَابْدَاءْ بِهِ اَوَّلاً ثُمَّ الثّانِىَ وَالثّالِثَ وَالرّابِعَ

 

خدايا مخصوص گردان نخستين ستمگر را به لعنت من و آغاز کن بدان لعن اولى را و سپس دومى و سومى و چهارمى را

 

 

اَللّهُمَّ الْعَنْ يَزيدَ خامِساً وَالْعَنْ عُبَيْدَ اللَّهِ بْنَ زِيادٍ وَابْنَ مَرْجانَةَ وَعُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَشِمْراً وَآلَ اَبى سُفْيانَ وَآلَ زِيادٍ وَآلَ مَرْوانَ اِلى يَوْمِ الْقِيمَةِ

 

خدايا لعنت کن يزيد را در مرتبه پنجم و لعنت کن عبيداللّه پسر زياد و پسر مرجانه را

 

و عمر بن سعد و شمر و دودمان ابوسفيان و دودمان زياد و دودمان مروان را تا روز قيامت

 

 

پس به سجده مى روى ومى گوئى :

 

 

اَللّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشّاآِرينَ لَكَ عَلى مُصابِهِمْ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ عَلى عَظيمِ رَزِيَّتى

 

خدايا مخصوص تو است ستايش سپاسگزاران تو بر مصيبت زدگى آنها، ستايش خداى را بر بزرگى مصيبتم

 

 

اَللّهُمَّ ارْزُقْنى شَفاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُرُودِ وَثَبِّتْ لى قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَكَ مَعَ الْحُسَيْنِ وَاَصْحابِ الْحُسَيْنِ الَّذينَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلامُ

 

خدايا روزيم گردان شفاعت حسين عليه السلام را در روز ورود (به صحراى قيامت )

 

و ثابت بدار گام راستيم را در نزد خودت با حسين عليه السلام و ياران حسين آنانكه بى دريغ دادند جان خود را در راه حسين عليه السلام

 

 

 

 

حسین بن علی سلام بر شما

سلام

شنیدم فردا روزی به دنیا آمدید

می خواستم بدونید که ازتون متشکرم که راه رو روشن کردید

 من پا به دنیایی گذاشتم که لطافت رو شناخت در عبور از یه واقعه هولناک

من از شما متشکرم که انسانی ترین تصمیم ها رو در سخت ترین شرایط گرفتین

 و درس رو تمام و کمال دادید.

من پا به دنیایی گذاشتم که مردی گذشت٫ از عزیزترین هاش٫ تا بر حق باقی بمونه!

من پا به دنیایی گذاشتم که صحیفه ای از فرزند مردی در اون وجود داره که

بازمانده شرایط سختی است که ضعف بدنی او را از حمایت از خانوادش بازداشته بود

 چنین  کتابی حتما خواندنی است

 چون  سخنان مردی است که تسلیم شد بر آنچه مقدر او بودو ایستاد و مقاومت کرد

 مردی که در دل دردهایی دارد که شاید یکی از آنها بر من وارد می شد کالبدم تهی می شد

 او ماند و شد آقای سجده کنندگان

من سجده را خیلی دوست دارم از اونایی که شونه هات از گریه می لرزه و سر و بینی ات رو خاکه

و خیالت راحت که با همه سختی که تو این لحظه تحمل می کنی

 یکی هست که

 از همه چیز با خبره و

قدیم است و

اول و آخر همه چیز و

 بر حق است و

کاری که درسته انجام می ده.

من فرزند شما رو خیلی دوست دارم

شنیدم که با همه عزت و مردونگیش به آب جاری که نگاه می کرده اشک می ریخته!

 به یاد آنچه با شما کردند و دلم می خواد بیشتر بشناسمش.

من کشته" انی سلم لمن سالمکم " زیارت شما هستم.

ای ثار الله و ابن ثاره‏

می شه شفیع ما بشین که عزتمون رو حفظ کنیم؟

مگه می شه که افتخار نکرد مردی رو دوست داری که

 وقتی فرزندش رو رو دستاش بالا برد...

خم شد اما نشکست ؟

می شه از شما گفت و یاد "ابا فضل" نیفتاد؟

فکر کنم برادری معناش رو از او گرفته

من شما رو دوست دارم و امیدوارم در عمل هم با کسب رضایتتون این محبت رو ثابت کنم.

کمکم می کنید تا در این راهی که پا گذاشتم بتونم ثابت قدم باشم؟

پروردگار شرق و غرب برای نعمت وجود حسین بن علی بی نهایت ازت سپاسگزارم می شه من و تمام کسانی که دوستشان دارم و دوستم دارند رو از محبت او بهره مند کنی؟

از نو

مسئولیت بنده

سلام

خدایا من حالم گرفته

می گن مسئولیت بنده ها با صاحب امرشونه

یه کاری برام بکن.

لطفا از کسی که حالش خوب نیست انتظار ادب مطالبه نداشته باش

من می ترسم

من نمی دونم

من چه کاری کنم تو راضی می شی؟

من فقط دارم تلاشم رو می کنم تو رو راضی کنم

من بنده خوبی نیستم ولی تا جایی که می دونم تو بهترین صاحب شناخته شده هستی

من و تمام کسانی که دوستشان دارم و دوستم دارند آنی و کمتر از آنی به خودمون وامگذار.

از نو

 

امروز

سلام

آخر رجب

لیلا/عرفان /حافظ/سلطان محمد

مهناز /تشعیر/بد قولی

لیلا/مکه/

کافه نادری

چقدر حرف زدم

لیلا/علی رضا

مترو

سکینه /آناهیتا

من باید چی کار کنم؟

پروردگار شرق و غرب خودم و تمام کسانی که دوستشان دارم و دوستم دارند به دستان پر توان تو می سپارم.

از نو

 

سخت گیری

سلام

این خیلی مفیده که

موجوداتی که خیلی خوشحالمون می کنن

به همون حد می تونن ناراحتمون کنند.

من نسبت به کسانی که بیشتر دوستشان دارم سخت گیر ترم.

پروردگار شرق و غرب خودم و تمام کسانی که دوستشان دارم و دوستم دارند به دستان پر توان تو می سپارم.

از نو

برای رسول مهربانی ها

﴿ بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ﴾

يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ ﴿1﴾

 قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿2﴾

 نِصْفَهُ أَوِ انقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا ﴿3﴾

 أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا ﴿4﴾

 إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا ﴿5﴾

 إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْءًا وَأَقْوَمُ قِيلًا ﴿6﴾

إِنَّ لَكَ فِي اَلنَّهَارِ سَبْحًا طَوِيلًا ﴿7﴾

وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَتَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا ﴿8﴾

رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكِيلًا ﴿9﴾

 وَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَاهْجُرْهُمْ هَجْرًا جَمِيلًا ﴿10﴾

 وَذَرْنِي وَالْمُكَذِّبِينَ أُولِي النَّعْمَةِ وَمَهِّلْهُمْ قَلِيلًا ﴿11﴾

 إِنَّ لَدَيْنَا أَنكَالًا وَجَحِيمًا ﴿12﴾

وَطَعَامًا ذَا غُصَّةٍ وَعَذَابًا أَلِيمًا ﴿13﴾

يَوْمَ تَرْجُفُ الْأَرْضُ وَالْجِبَالُ وَكَانَتِ الْجِبَالُ كَثِيبًا مَّهِيلًا ﴿14﴾

 إِنَّا أَرْسَلْنَا إِلَيْكُمْ رَسُولًا شَاهِدًا عَلَيْكُمْ كَمَا أَرْسَلْنَا إِلَى فِرْعَوْنَ رَسُولًا ﴿15﴾

 فَعَصَى فِرْعَوْنُ الرَّسُولَ فَأَخَذْنَاهُ أَخْذًا وَبِيلًا ﴿16﴾

 فَكَيْفَ تَتَّقُونَ إِن كَفَرْتُمْ يَوْمًا يَجْعَلُ الْوِلْدَانَ شِيبًا ﴿17﴾

السَّمَاء مُنفَطِرٌ بِهِ كَانَ وَعْدُهُ مَفْعُولًا ﴿18﴾

 إِنَّ هَذِهِ تَذْكِرَةٌ فَمَن شَاء اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلًا ﴿19﴾

 إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنَى مِن ثُلُثَيِ اللَّيْلِ وَنِصْفَهُ وَثُلُثَهُ وَطَائِفَةٌ مِّنَ الَّذِينَ مَعَكَ وَاللَّهُ يُقَدِّرُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ عَلِمَ أَن لَّن تُحْصُوهُ فَتَابَ عَلَيْكُمْ فَاقْرَؤُوا مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ عَلِمَ أَن سَيَكُونُ مِنكُم مَّرْضَى وَآخَرُونَ يَضْرِبُونَ فِي الْأَرْضِ يَبْتَغُونَ مِن فَضْلِ اللَّهِ وَآخَرُونَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَاقْرَؤُوا مَا تَيَسَّرَ مِنْهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنفُسِكُم مِّنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللَّهِ هُوَ خَيْرًا وَأَعْظَمَ أَجْرًا وَاسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿20﴾

پلاک 10

سلام

ته کوچه درختی

پلاک ۱۰

روی پله ها

چشمم به برگ های مو بود

و گوشم به صدای اذان

و به این فکر می کردم

خدایا چقدر خوشبختم که می تونم با بچه ها باشم

هفت نفر که کلی با انرژی هستن و وجودشون سرشار از زندگی است

من پلاک ۱۰ رو دوست دارم

و فکر می کنم حتما یه مادربزرگ خیلی خیلی دوست داشتنی صاحب این خونه بوده

که حالا نوه هاش می خوان شادی رو که تو این خونه تجربه کردن

با حضور بچه ها تو این خونه مستدام کنند.

حالا چهارشنبه ها هم برام معنای جدیدی پیدا می کنه.

پروردگار شرق و غرب خودم و تمام کسانی رو که دوستشان دارم و دوستم دارند به دستان پر توان تو می سپارم.

از نو

ورزش

سلام

خیلی خوشحالم که دوباره ورزش می کنم

با وجود اینکه فقط یک جا می ایستم

و دو ساعت فقط ادای کار درست رو در می یارم

.

.

.

پروردگار شرق و غرب خودم و تمام کسانی که دوستشان دارم و دوستم دارند به دستان پرتوان تو می سپارم.

از نو

تاریکه

سلام

خیلی تاریکه

نمی دونم از کدوم راه برم

نمی دونم کدوم کار درسته

نمی دونم مسئولیتم تا کجاست

نمی دونم چطوری از این وضعیت خارج می شم

خدایا دستم رو بگیر و از این سرگردانی بیرونم بیار.

پروردگار شرق و غرب خودم و تمام کسانی را که دوستشان دارم و دوستم دارند به دستان پرتوان تو می سپارم.

از نو

موفقیت

سلام

"موفقیت ٫

حاصل تکرار لجوجانه ی کارهای ساده و درست است"

تکرار

لجوجانه

کارهای

ساده

و درست

پروردگار شرق و غرب خودم و تمام کسانی را که دوستشان دارم و دوستم دارند به دستان پر توان تو می سپارم.

از نو

محبت

سلام

برای نمایش دادن محبت همیشه نیاز به یه راهی هست

این راه شاید یه مسیر مناسب برای کسانی باشه که

امام رضا رو دوست دارن.

پروردگار شرق و غرب خودم و تمام کسانی را که دوستشان دارم و دوستم دارند به دستان پر توان تو می سپارم.

از نو

خانواده نگارگری شاهد

سلام

خدایا می دونی چی ازت می خوام

خانواده نگارگری شاهد سال های سال ادامه حیات پیدا کنه

و ما هر چند سال یک بار دور هم جمع شیم

و سالگرد موفقیت هامون رو جشن بگیریم

می دونم برای تو کاری نداره

پس خواستم از آرزوم با خبر بشی که اگه به صلاح توست و رضایتت درون هست

اجابتش کنی.

پروردگار شرق و غرب خودم و تمام کسانی را که دوستشان دارم و دوستم دارند به دستان پر توان تو می سپارم.

از نو

جنگجو

سلام

من آدم ساده لوحی

نمی دانم بودم یا هنوز هم بشود گفت هستم

اما

با ایمان می توانم بگویم

که داستان جنگجو ها را از بچگی باور کردم

و هر بار برای

دیدن و شنیدن یک قصه جدید از یک جنگجو

تمام حواسم را در اختیار گذاشتم

و باز امروز با دیدن فیلمی که داستان زندگی یک جنگجو بود

خودم را جای او گذاشتم

و پذیرفتم که یک جنگجو باید به هیچ چیز دل نبنددو فاصله اش را از همه دوست داشتنی های زندگیش

حفظ کند

اما یاد حسین فرزند علی و فاطمه که می افتم کل داستان به یک نقطه جدید می رسد

یک جنگجو با خانواده اش مهاجرت می کند تا

با ظالم عهد نبندد

و به فرزندش دل می بنددو

به وقت باز پس دادن امانت خونش را مقابل پروردگار به آسمان می پاچدو

من دلم می خواهد هنوز ساده لوحانه پیروی کنم از جنگجو ها

ولی نه از نوع تخیلی شان

من درپی خاندان حسین فرزند علی و فاطمه خواهم رفت

و در این سفر با زیاده خواهی های درونم خواهم جنگید

و در مقابل حق تسلیم خواهم شد اگر او کمکم کند.

پروردگار شرق و غرب خودم و تمام کسانی که دوستشان دارم و دوستم دارند به دستان پر توان تو می سپارم.

از نو

به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقیست

سلام

به جهان خرم از آنم که جهان خرم ازوست

 

عاشقم بر همه عالم که همه عالم ازوست

به غنیمت شمر ای دوست دم عیسی صبح

 

تا دل مرده مگر زنده کنی کاین دم ازوست

نه فلک راست مسلم نه ملک را حاصل

 

آنچه در سر سویدای بنی‌آدم ازوست

به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقیست

 

به ارادت ببرم درد که درمان هم ازوست

زخم خونینم اگر به نشود به باشد

 

خنک آن زخم که هر لحظه مرا مرهم ازوست

غم و شادی بر عارف چه تفاوت دارد

 

ساقیا باده بده شادی آن کاین غم ازوست

پادشاهی و گدایی بر ما یکسانست

 

که برین در همه را پشت عبادت خم ازوست

سعدیا گر بکند سیل فنا خانه‌ی دل

 

دل قوی دار که بنیاد بقا محکم ازوست

به جهان خرم از آنم که جهان خرم ازوست

 

عاشقم بر همه عالم که همه عالم ازوست

به غنیمت شمر ای دوست دم عیسی صبح

 

تا دل مرده مگر زنده کنی کاین دم ازوست

نه فلک راست مسلم نه ملک را حاصل

 

آنچه در سر سویدای بنی‌آدم ازوست

به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقیست

 

به ارادت ببرم درد که درمان هم ازوست

زخم خونینم اگر به نشود به باشد

 

خنک آن زخم که هر لحظه مرا مرهم ازوست

غم و شادی بر عارف چه تفاوت دارد

 

ساقیا باده بده شادی آن کاین غم ازوست

پادشاهی و گدایی بر ما یکسانست

 

که برین در همه را پشت عبادت خم ازوست

سعدیا گر بکند سیل فنا خانه‌ی دل

 

دل قوی دار که بنیاد بقا محکم ازوست

هاج و واج

سلام

زهرا می گفت

حدیثا که مامان شه

بچه اش که گریه کنه می ذاردش زمین

و هی به کتابش نگاه می کنه

 و می گه من که هر کاری لازم بود انجام دادم

پس چرا این هنوز داره گریه می کنه؟!!!!!!!!!

یه نگاه به کتاب می ندازه و یه نگاه به بچه

راست می گه من همش یه نگاهم به کتاب است و

یه نگاهم به هر موجودی که طبق کتاب با او برخورد کرده ام

اما زهرا نمی دونست من

امیدم به خداست که وقتی هر چه از او می دانم گوش دادم

او بهم بگه کجای کارم اشکال داشت که نتیجه اونی که باید بشه نشد

امیدم به خداست که منی رو که برای رضایت او قدم بر می دارم به حال خودم نذاره

امیدم به خداست و جایی که دیگه کاری از دستم بر نمی یاد کاری نمی کنم که اوضاع بدتر نشه

امیدم به خداست که وقتی راه و از چاه تشخیص نمی دم می ایستم که راهنمایی ام کنه

امیدم به خداست که نمی ذاره پشتم زیر بار سنگین مسئولیتی که توانش رو ندارم بشکنه

به خاطر همینه که دل به کتاب بستم که جمع کلمات اوست

پروردگار شرق و غرب خودم و تمام کسانی که دوستشان دارم و دوستم دارند به دستان پر توان تو می سپارم.

از نو

 

 

"به کدام مذهب است این,به کدام ملت است این /که کشند عاشقی را که تو عاشقم چرایی؟"

زندگی

سلام

وقتی به کل زندگی فکر می کنی خیلی طولانی و سخت به نظر می یاد

اما اگه اهداف مشخص داشته باشی و روز به روز زندگی کنی خیلی هم سخت نمی گذره

پروردگار شرق و غرب خودم و تمام کسانی را که دوستشان دارم و دوستم دارند به دستان پر توان تو می سپارم.

از نو

مرگ

سلام

سالگرد از دنیا رفتن زینب بچه ها می خوان برن بهش سر بزنن

و من دوباره به این فکر می کنم

اگه اونروزی که بهم گفت باید وقت بیشتری براش بذارم من می فهمیدم که باید وقت بیشتری براش بذارم

الان نوع رفتارهام متفاوت تر بودن

و می شد که دیگه لازم نباشه براش سالگرد بگیرن

دوست ندارم دیگه هیچ وقت این سوال رو درباره هیچ آدم دیگه ای تو زندگیم از خودم بپرسم

مخصوصا درباره اعضای خانوادم

واقعا ما چقدر تو اتفاقات اطرافمون تاثیرگذاریم؟

خدایا خوشحالم که بیشتر از توانمون ازمون انتظار نداری

خدایا کمکم کن با تصمیم گیری هام فضا رو برای همه شادتر کنم نه اینکه دیگران رو از خودم برنجونم

پروردگار شرق و غرب خودم و تمام کسانی رو که دوستشان دارم و دوستم دارند به دستان پرتوان تو می سپارم.

از نو