parfums

سلام

فیلم رو که می بینیم گاهی نکاتی در ذهنمان پدیدار می شود

که ممکن است ارتباط دقیقی هم با پیام فیلم نداشته باشد.

هانیه به نکته جالب توجهی در فیلم  parfums  اشاره کرد

"نمی شه به عصاره چیزی دست یافت مگر با گرفتن هستی اش!"

به این فکر می کنم که نظام هستی چه پیچیده است!!

که برای ادامه حیات بشر باید عده ای برای عصاره گیری٫ از هستی اشان بگذرند

تا وجودشان مایه ادامه حیات بشر شود.

این عده باید چه وجودهای نابی باشند و وجودشان چه حیات بخش

تا جان مایه هستی از نو شوند

و داستان ادامه دارد

پروردگار شرق و غرب خودم و تمام کسانی را که دوستشان دارم و دوستم دارند به دستان پر توان تو می سپارم.

تا دیگر آن

شیث

سلام

امروز داستان شیث و موسی رو شنیدم

واقعا چه خوب می شه به امانت بودن نعمت های خدا ایمان بیارم.

این خیلی دل آدم رو آروم می کنه.

پروردگار شرق و غرب خودم و تمام کسانی را که دوستشان دارم و دوستم دارند به دستان پر توان تو می سپارم.

از نو

زینب

سلام

خانم

هر کسی نمی تونه شما رو بفهمه

خانم

امروز چه روز سنگینی است

خانم

برادر شما عجب بزرگ مردی بود

سلام بر شما و دوستان شما

 

رودخانه

سلام

کنار رودخانه که راه می رفتم متوجه تغییرات صدای حرکت آب شدم

اونجاهایی که سنگ ها درشت تر بودند و مقاومت بیشتری داشتند

آب پر سر و صدا تر عبور می کرد ولی سنگ ها نمی تونستن آب رو متوقف کنن

جاهایی که سنگ ها نرم تر و صیقلی تر بودن

آب با نوای دلنشین تر و آروم تر عبور می کرد

ولی اونچه که حتمی است حرکت همواره آب به سمت و سویی است

 که آب چشمه ها را به خود می خواند

قدرت حرکت آب انقدر زیاد بود که آدمی که توش می افتاد رو از این دنیا ببره

و این من رو می ترسوند که چرا آب با این سرعت حرکت می کنه

اما آب در جریان خیلی بهتر از راکد است

آب راکد فاسد و بد بو و بد رنگ می شه

و هر چیز را اسیر خود کند نابود خواهد کرد

می شه حرکت رودخانه رو به حرکت زندگی شبیه دونست

اگه مقابل حرکتش مقاومت کنی

مثل سنگ ها اگه مقاومتت زیاد باشه یه سر و صدایی به پا می کنی

اما تو می مونی و زندگی ازت عبور می کنه

و انقدر فرسوده و نرمت می کنه که دیگه کم کم صدات هم در نیاد

می تونی مثل اضافاتی باشی که یه جا روی آب افتادن

آب تا یه جایی در مسیرش بهشون سواری می ده

و سرنوشت اونهام بسته به حرکت آب یه چیزی می شه

می شه سد شی مقابل آب و از انرژیش برای ایجاد زندگی بهتر استفاده کنی

من نه دوست دارم سنگ باشم و نه دوست دارم اضافات باشم و خودم رو به جریان بسپرم

ترجیح می دم قسمتی از یه سد باشم که انرژی زندگی رو برای ایجاد نیروهای مفیدتر هدایت می کنه

و از همه بیشتر دوست دارم روزی برسه که من هم تبدیل به جریان حیات بخش زندگی بشم.

مرا و تمام کسانی را که تو را می طلبند آنی و کمتر از آنی به خودمان وامگذار.

پروردگار شرق و غرب خودم و تمام کسانی را که دوستشان دارم و دوستم دارند به دستان پر توان تو می سپارم.

تا دیگر آن

 

البصیر

بدی

هدف

سلام

همواره تو زندگی باید اهدافمون رو مشخص کنیم

چون زمان کافی برای رسیدن به همه ارزوهامون رو نداریم

بهتره چند هدف بلندمدت داشته باشیم

که به اهداف کوچک تقسیم بندی شود

و برای دست یابی به اهداف کوچک برنامه ریزی کنیم

و از اشتباهاتمون درس بگیریم و

اونا رو تبدیل به نقاط قوتمون برای ادامه مسیر کنیم

اگه یه راه رو پیش بگیریم هر قدم ما رو یه مقدار جلو می بره.

خدایا من قابل اعتماد تر از تو تو زندگیم ندارم بنابراین به تو تکیه می کنم

امیدوارم با شناخت بیشتر تو یه روزی به آرامش برسم.

پروردگار شرق و غرب خودم و تمام کسانی را که دوستشان دارم و دوستم دارند را به دستان پر توان تو می سپارم.

از نو

قرارداد

سلام

بچه تر که بودم مدام علی و هانیه رو مجبور می کردم با هم یه برنامه رو انجام بدیم

و می گفتم بیان قول بدیم هر انقدر روز یه بار این کار رو بکنیم

الان هم همین طورم دوست دارم مدام با خودم و نزدیکانم قرار بذارم.

وقت امتحانات بهترین زمان برای خودشناسی و بررسی سوالات فلسفی ام است

چند تا از این قرار ها عملی شد؟

از بس که در زمان کم نمی شود آنچه را انجام نداده ام جبران کنم.

ولی هر بار از طریق مطالعه خودم و سوالات فلسفی ام

در اوقات امتحانات بوده که برای قدم های

بعدی زندگیم تصمیم گرفتم.

زمان امتحانات بهترین زمان برای بررسی عملکرد واقعیم است و

می شه واقع بینانه فهمید که زمانم رو چطور صرف کردم که الان انقدر برام دستاورد داشته.

هر چند رو به رویی با ضعف هام همیشه من رو شکننده تر و دل نازک تر می کنه.

از نو

شکر

سلام

خدایا واقعا به یه نشانه از سمت تو احتیاج داشتم

علی وقتی همه چیز خیلی سخت می شه

آیه های سوره شرح رو می خونه.

 بسم الله الرحمن الرحیم

به نام خداوند بخشنده مهربان

الم نشرح لک صدرک

 آيا ما سينه تو را گشاده نساختيم، (1) 

 ووضعنا عنک وزرک

و بار سنگين تو را از تو برنداشتيم؟! (2) 

 الذی انقض ظهرک 

همان بارى كه سخت بر پشت تو سنگينى مى‏كرد! (3) 

 ورفعنا لک ذکرک

و آوازه تو را بلند ساختيم! (4)

فان مع العسر یسرا 

به يقين با (هر) سختى آسانى است! (5)

ان مع العسر یسرا

(آرى) مسلما با (هر) سختى آسانى است، (6)

فاذا فرغت فانصب 

پس هنگامى كه از كار مهمى فارغ مى‏شوى به مهم ديگرى پرداز، (7) 

 والی ربک فارغب

و به سوى پروردگارت توجه كن! (8)

من ازش یاد گرفتم خدا به وقت "انقض ظهرک " به یاری بنده هاش می یاد

 ولی دونستن و دیدن خیلی فرق داره .

خدایا متشکرم برای آنکه آنچه درباره تو می شنوم به من نشان می دهی.

پروردگار شرق و غرب خودم و تمام کسانی که دوستشان دارم و دوستم دارند را به دستان پر توان تو می سپارم.

از نو

 

پس از اسلام

سلام

پس از اسلام این طور که به سلسله های حکومت را به ما گفتن

من فهمیدم

همواره بیگانگان دوره های بیشتری بر ایران حکومت کرده اند.

از نو

شکر

سلام

مهر با نوشته لا اله الا الله

سوال بی جواب

کفش های گم شده

منادی که ندا می داد هر چه وجود است از امیرالمونین است

خدایا شکر برای به ثمر نشستن انجمن

خدایا شکر که وعده هات محقق می شن

خدایا شکر که زحمات استاد حاصلی نادیده نماند

خدایا شکر برای امامانی که هر گاه از تو تشکر می کنیم بخشایششان در شان تو می شود.

خدایا شکر برای دوستانی که شاد کردن دوستانشان از مرام آنان است

پروردگار شرق و غرب خودم و تمام کسانی که دوستشان دارم و دوستم دارند به دستان پر توان تو می سپارم.

از نو

زمان

سلام

زمان به ما کاری نداره می گذره

خوبیش اینه که توقف نداره

ای صاحب زمان و عصر

باید بین با صاحب و بی صاحب تفاوت باشه؟

می گن یکی از دلایل عدم استجابت دعا گناه کردن است

خدایا بر می گردم به سمت تو از تمام گناهانی که ندانسته انجام دادم.

خدایا اگه تو رو نداشتم خیلی بدتر از این می شدم

ازت برای همین ایمان شکسته بسته هم تشکر می کنم

ممنونم که با آیه های آخر سوره یوسف با من حرف زدی

اونجایی که یعقوب می گه من صفاتی از خدا را می دانم که شما آن را نمی دانید.

پروردگار شرق و غرب خودم و تمام کسانی را که دوستشان دارم و دوستم دارند به دستان پر توان تو می سپارم.

از نو

امید

سلام

اولین باری بود که هانیه پیشنهاد داد بریم حرم

هی گفتم خدایا من چیزی نمی خوام و هی خواستم

دیوانه هایی مثل من رو برای چی خلق کردی؟

خدایا

من آخرشم از هر جا بمونم در خونه خودت رو می زنم

تو بزرگتری

حالا من هر چه قدر هم بد باشم

تو بزرگتری

هم به سفارش بهترین دوستم که خدا حفظش کنه.

خدایا خودم و تمام کسانی که دوستشان دارم و دوستم دارند را به دستان پر توان تو می سپارم

پروردگار قادر شرق و غرب همه چیز را به خیر بگردان.

امید دارم چون شنیدم نا امیدی بزرگترین گناه است و من دوست ندارم گناهکار باشم.

تا دیگر آن

 

قرآن

سلام

برای من همین دلخوشی های ساده مونده که

مثلا ناهید خانم بیاد و بگه

قرآنی که هدیه دادی می برم می ذارم حرم حضرت رسول

و من با همین دلخوشی های کوچک زنانه نهال ایمانم را آبیاری می کنم با اشک.

تا دیگر آن

لیله الرغائب

سلام

خدایا در این شب پیشواز شب آرزوها

از تو درخواست می کنم

خودم و تمام کسانی که دوستشان دارم و دوستم دارند

آنی و کمتر از آنی به حال خودمان وامگذاری

خدایا

راه رسیدن به خودت را به ما نشان می دهی؟

تا دیگر آن

قیمت

سلام

اگه بر مبنای قیمت باشه و

قیمت پولی باشه که برای به دست اوردن خرج می کنیم٫

قرآن چه کتاب کم قیمتی است !!!!!!!!!!!!!!!!!

و اگر ارزش کتاب به قیمتش باشد

این کتاب چه بی ارزش است نزد ما

مگر وقتی که

انسان ها تزیینش کنند

و بنویسندش!!!!!!!!!

 قرآن هایی رو نفیس می دونیم که بنا به مهارت خوشنویس و مذهب قیمتی شده باشد؟!!!!!

انوقت قرآن قیمتی می شه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

شاید خدا می دونست که جز با نازل شدن کلام بلندمرتبه اش انسان هدایت نمی شود

چه دردناک است زندگی در زمانه ای که قیمت ما نه به جان و کلام ما

بلکه به تزیینات و ظواهر مردم پسند ساخته و مورد تایید انسان های هم نوع خودمان است.

وقتی کتاب محبوبم اینگونه باشد وای به منی که مهر خود را کتاب دست نوشت خواهانم بدانم!

تا دیگر آن

 

خوشبختیت آرزومه

سلام

آدمی که هر روز بعد نماز ظهرش این دعاها رو بخونه

باید به وقتش منتظر تاثیرش بمونه

خدایا الان وقت آزمون است کمکم کن رو سفید بیرون بیام.

"معبودى جز خدا نيست

 خداى بزرگ بردبار

معبودى جز خدا نيست

پروردگار عرش

 آن پروردگار كريم،

ستايش ويژه خداى پروردگار جهانيان است.

خدايا از تو مى‏خواهم مرا موفق به انجام موجبات رحمت خويش

 و اسباب آمرزش خويش بگردانى

و بهره‏مندى از هر كار نيك

و سلامت از هر كار بدى را از تو مى‏طلبم.

خدايا!

بر من گناهى مگذار،جز آنكه بيامرزى

و اندوهى منه جز آنكه از دلم بردارى

و نه دردى مگر آنكه شفا دهى‏

 و نه عيبى مگر آنكه بپوشانى

و نه رزقى مگر آنكه گسترده‏سازى و

 نه ترسى جز اينكه مرا از آن ايمنى دهى

و نه پيش‏آمد بدى مگر آنكه آن را برگردانى‏

و نه حاجتى كه

تو را در آن رضايت

و مرا در آن مصلحت است

 مگر اينكه روا كنى

 اى مهربان‏ترين مهربانان،
دعايم را مستجاب‏ كن

 اى پروردگار جهانيان.

و ده مرتبه مى‏گويى:

به ريسمان خدا چنگ مى‏زنم

و بر خدا توكل مى‏كنم

و به خداوند اعتماد مى‏نمايم

بار خدايا

 اگر گناهانم بزرگ است تو بزرگترى،

و اگر كوتاهى در بندگى‏ام بزرگ است تو بزرگترى‏

و اگر همواره بخل مى‏ورزم تو بخشنده‏ترى.

خدايا

بزرگى گناهانم را به بزرگى گذشتت،

و بسيارى كوتاهى‏ام‏ را به بزرگوارى آشكارت بيامرز

و بخل مرا با جود سرشارت ريشه كن نما.

بار الها!

هر نعمتى كه در دست ماست از سوى توست،

معبودى جز تو نيست،

از تو آمرزش مى‏خواهم

 و به سوى تو باز مى‏گردم."

خدایا خودم و تمام کسانی را که دوستشان دارم و دوستم دارند به دستان پر توان تو می سپارم.

تا دیگر آن

حق

سلام

ای جان مایه هستی من تو را می پرستم و خدا می نامم.

خدایا

دلم می خواد انقدر "نه حق های" وجودم را بروبم که به حقیقت وجودم برسم

خدایا

نمی خوام کلمات حق رو روپوشی کنم بر هوس های طبیعی ام و جاه طلبی های بی فایده ام

خدایا کمک کن برای رسیدن به تو از راه غیر رضای تو حرکت نکنم

خدایا

من ضعیفم٫ کمک کن در راه رسیدن به تو به بیراهه نروم.

خدایا خودم و تمام کسانی را که دوست دارم و دوستم دارند به تو می سپارم.

تا دیگر آن

داشتیم

سلام

من نه راه پس دارم و نه راه پیش

خدایا من امیدم به توست

من تسلیمم برای هر چه مقدر کردی

نمی دونم چیکار کنم

پس هیچ کاری نمی کنم.

تا دیگر آن

می شه کسی رو که چنین دعاهایی می کنه دوست نداشت؟

سلام

"خدایا، به تو پناه می برم از طغیان حرص و قلت قناعت

و كجی خلق و افراط در شهوات

 و عصبیت شدید و پیروی هوا

و مخالفت با هدایت و سستی غفلت

و روا داشتن تكلف ها و انتخاب باطل در مقابل حق !

خدایا، پناه می برم به تو از آن كه

 بر معصیت اصرار ورزم و معصیت را كوچك و طاعت را بزرگ شمارم !

و نیز به فخرفروشی ثروتمندان و تحقیر نیازمندان،

سو سرپرستی نسبت به زیردستان و ناسپاسی نسبت به آنان كه به ما نیكی كرده اند.

و به تو پناه می بریم

از كمك به ظالمان و ظلم به مظلومان،

و نیز از آن كه درخواست كنیم آنچه را كه حق ما نیست.

یا این كه در معارف الهی بدون علم سخن بگوییم !

 و به تو پناه می بریم

كه در باطن جان با كسی نفاق ورزیم،یا نسبت به اعمال خود با عجب بنگریم

و درازی آرزو داشته باشیم !

و پناه می بریم به تو از بدی ذات و كوچك شمردن گناه صغیره !

به تو پناه می بریم

 از غلبه شیطان و مصیبت های زمان و ظلم سلطان !

به تو پناه می بریم از آلودگی به اسراف و نداشتن كفاف زندگی !

و پناه می بریم به تو از شماتت دشمنان

و فقر در مؤ ونه زندگی و زندگی سخت و مردن بدون داشتن آمادگی (ساز و سامان).

و به تو پناه می بریم از حسرت و مصیبت بزرگ در قیامت

و بدترین شقاوت ها و سو عاقبت و محروم ماندن از ثواب و راهیابی عقاب !

خدایا، بر محمد و آلش درود فرست

و مرا از تمامی این آفات در پناه خود محفوظ بدار

و نیز تمام زنان و مردان مؤ من را در حمایت خود بدار؛

 ای ارحم الراحمین !"

من نمی تونم قبول کنم کسی که این گونه دعا می کرده آدم بدی باشه

ای زینت عبادت کنندگان از این که در هفتمین دعای صحیفه ات مرا مهمان چنین کلماتی کردی

بی نهایت سپاسگزارم.

تا دیگر آن




 

سلام بر رجب

سلام

 «رجب، نام نهری است در بهشت که

از عسل شیرین‌تر

و از شیر سفیدتر است

و هر کس در این ماه روزه بگیرد،

از آب آن نهر می‏نوشد»

چی بهتر از این برای کسی که تشنه است؟

تا دیگر آن

تقدم صورت بر معنا برای من با ارزش نیست

سلام

"در آغاز کلمه بود"

اول رئیس کارگاه های کنار کتابخانه ها خوشنویس ها بودند

"کمال الدین بهزاد" فخر نگارگران کسی است که

برای اولین بار رئیس کارگاه های سلطنتی شد و نگارگر بود

ابتدا نگاره ها در حاشیه نوشته ها

و زمانی بعد نوشته ها ٫حاشیه نگاره ها و

در نهایت خوشنویسی از نگاره جدا شد و

 صورت مستقل از معنا شد

"مُرَقَع" ها در این زمان پدید آمدند.

دایره و قتی به پایان خود می رسد

یعنی دوباره باید آغاز کرد

من از نگاره به حاشیه خواهم رفت

و از آنجا به "جان"٫ که "کلام " است باز خواهم گشت

افتخار صورت های مستقل از معنا بماند برای اهلش که

اهل عمل بودن را برتر و با ارزش تر از اهل نظر بودن می دانند.

من بر دایره خویش می گردم.

تا دیگر آن 

"انامونو" متشکرم که از افکارت گفتی

سلام

"زیرا هیچ چیز به اندازه ی عدم امکان شکوفا شدن راستین عشقمان در این جهان ,

ما را به جهان دیگر امیدوار و مومن نمی گرداند."

" هیچ چیز خواسته نمی شود مگر آنکه از پیش شناخته شده باشد"و

"هیچ چیز شناخته نمی شود مگر آنکه از پیش خواسته شده باشد"

چقدر خوشحالم انامونو اینها را پیش از من دانسته و گفته و الا فکر می کردم چقدر دیوانه ام.

از نو

شباهت

سلام

اصل ها و مثل ها گاهی به شدت شبیه هستند و تفکیک نشدنی !

محک تشخیص اصل ها چیست؟

دلم می خواد اصل اصل باشم.

ولی می دونم برای خلق هر اصلی مشق لازمه

چگونه سرمشق مناسب رو پیدا کنم؟

تا دیگر آن

انتخاب

سلام

فکر کنم انتخابم رو کردم!

به قول بهترین دوستم "سبزی پاک کردن" رو انتخاب کردم؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!

 و من فهمیدم تذهیب رو به نگارگری ترجیح می دم به چند دلیل

تذهیب مجاور دو تا از محبوب ترین موجودات برای منه

یکی کلام که به خصوص من کلام خدا رو خیلی دوست دارم

و دوم محل عبادت خدا و من عاشق مسجدها هستم

به خصوص اونایی که معمار و کاشی کارش به

قول استاد "قاضی زاده" دل آگاه باشن.

برای آدمی مثل من که تلاش می کنه از کثرت به سمت وحدت برگرده و

طبقه بندی و اصول از محبوب ترین دانش ها هستند.

به دنبال نگارگری که با عالم خیال سر و کار داره

و خلق صورت جدید برای معانی انتزاعی رو هدف خودش به حساب می یاره

و حرکتش از وحدت به سمت کثرت است

نمی تونه آرامش بخش باشه و من رو اهل خودش کنه

اما تذهیب و خط اگر هم هنر های باشند که نقاط ضعف مرا به من نشان دهند

به نظرم بهترین درمان برای این روح جست و جو گر من باشه

من به دنبال تذهیب که برم

اگر مذهب محشری نشم

به احتمال زیاد به اون فرفره ای که رویامه شبیه تر خواهم شد

و در فضایی نفس می کشم

که صاحبش رو دوست دارم

تذهیب زینت کلام و خانه خدایی است که من در جست و جوی آنم

شاید سرنخی باشد که او را بیابم.

و او سیرابم کند.

ای پرودگار شرق و غرب اگه تو نشانی ات را ندهی فکر می کنی من هیچ وقت بهت برسم؟

خودم و تمام کسانی رو که دوست دارم و دوستم دارند به تو می سپارم.

تا دیگر آن

کوثر

سلام

به مدرسه عالی شهید مطهری که مسجدی در بهارستان است

نگاه که می کنم سوره کوثر را می خوانم

امروز یه نکته جالب تو این سوره کشف کردم

اگر فرض چشمه بودن کوثر را بپذیریم

و بپذیریم درباره فاطمه فرزند رسول اسلام است

و بپذیریم که فاطمه به چشمه تشبیه شده

و یادمون باشه که در روایت آمده قرآن را آنچنان بخوانید که گویی بر خود شما نازل شده

خیلی نتایج خوشایندی می شه ازش گرفت.

چقدر خوبه که نماد چشمه رو برای وجود یه خانم در نظر بگیرن

دوست دارم

به چشمه شبیه باشم.

تا دیگر آن

خودم به خودم ظلم کردم

سلام

حالا که به کلاس زبانم فکر می کنم

فکر می کنم به جای اینکه هی نق بزنم استادمون چرا اینجوریه

و چه چیزهایی نداره

می شستم و اون چیزهایی رو که داشت با دقت گوش می دادم و

فقط ترجمه ها رو می نوشتم

الان احساس نمی کردم وقتم رو از دست دادم

ولی خوشحالم که درسم رو گرفتم

و یادم می مونه به جای اینکه انرژیمو صرف ایراد گرفتن از چیزهایی که نیست

صرف کسب هستی ها بکنم

آخر هر زمان گذاشتنی می تونم دست پر و خوشحال باشم

تصمیم گرفتم به خودم با صرف انرژی برای نبودهای اطرافم ظلم نکنم

و همواره به هست ها قوت ببخشم.

کمکم می کنی پروردگار شرق و غرب؟

لطفا آنی و کمتر از آنی من و کسانی رو که دوستشون دارم و دوستم دارند به خودمون وامگذار.

تا دیگر آن

باید از چه کسی پرسید

سلام

اگه از کسی که ضد من فکر می کنه سوال می پرسم

برای این نیست

که قانعش کنم و

یا قانعم کنه

برای اینه که بدونم به چه دلیلی از راه من رو گردان است ؟

و از اهل راهم و پیش رو ها بپرسم.

وقتی بدونی٫

دیگه لازم نیست از افراد مخالفت فرار کنی !

دیگه پایه های زندگیت انقدر سست نیست که با یه شبه به همه راهت شک کنی!

خدایا برای تمام افرادی که ضد اندیشه مرا دارند و تمام رنجی که از ندانستن می کشم

و این دو مهم ترین انگیزه من برای تکیه به توست سپاسگذارم.

و متشکرم که به من نشان دادی

 این که مثل مردها قدرت بدنی زیادی ندارم و ظریف آفریده شدم

می تواند خیلی شیرین و با شکوه باشد .

خدایا برای تمام نشانه ها ازت ممنونم

پروردگار شرق و غرب خودم و تمام کسانی که دوستشان دارم و دوستم دارند

به دستان پرتوان تو می سپارم.

تا دیگر آن

ایمان

سلام

وقتی ایمان داری که راهت درسته٫

و ایمان داری روشت درسته٫

دیگه سوالی نخواهی داشت.

اگه تو زندگیم انقدر سوال دارم

به خاطره اینه که هنوز به درستی راهم ایمان ندارم

و نمی تونم به حرف راهنما ها ی راهی که پیش رو دارم اطمینان کنم

ولی من هم سوار زمانم و توقف وجود نداره

و فقط پرسان پرسان به دنبال

تنها موجودیکه تو زندگیم بهش ایمان دارم و اون خداست

و به وسیله تنها محکی که بهش ایمان دارم و اون محبته می گردم.

کاش من هم دست از دست و پا زدن بیرونی بردارم و

انقدر دور خودم بچرخم و بچرخم و بچرخم ... که آرام و ساکن به نظر برسم

 درست مثل یه فرفره قبل از سکون واقعی.

تا دیگر آن

 

 

انقدر خوشحالم

سلام

انقدر خوشحالم ماه رجب نزدیک است

این یعنی چشم به هم بزنم ماه رمضان است .هورا

رمضان یعنی لحظه شماری برا ی اذان

و هر اذان از نو معنی پیدا می کنه اگه خدا بخواد.

شمارش معکوس آغاز شد

پنج

.

.

.

تا دیگر آن

 

من آدم کارهای بزرگ نیستم

سلام

من آدم کارهای بزرگ و تصمیمات مهم نیستم

خانوادم از مهم ترین داشته هام است

آدم بزرگ ها بین زندگیشون و مسولیت اجتماعی

مسئولیت اجتماعیشون رو انتخاب می کنند

برای من خودم و متعلقاتم در اولویت هستند

نمی دونم چطوری با این وضع آرزوی شهادت دارم؟؟؟!!!!!!!!!!!

از نو

خیلی سخته

سلام

زندگی خیلی سخته و اگه تلاش نکنی بی معنا می شه

باید ادامه داد با هر جون کندنی که شده

وقتی انتخابات بر اساس تفکرات جامعه نباشه

سخت تر هم می شه و ممکنه هیچ فایده ای هم نداشته باشه

کاش حداقل کار درست رو انجام می دادم که دل گرم شم و بتونم ادامه بدم.

از نو

نماز

سلام

نمی دونم حرکات بدنی "تای چی چوان" یا "یوگا"

مثل نماز است در اسلام ٫

یا مثل تیر اندازی و شنا؟

احساس می کنم اگه تمرین های ووشو رو انجام بدم حالم بهتر شه

اما دیگه وقت تجربه گذشته هر انتخابی سرنوشت سازه.

از نو

طلب

سلام

به علی می گفتم مثل وقتی که یه چیزی می گی بدون اینکه بدونی٫ جواب دوستته!

گفت :بعضی موقع ها زیادی طلب دوستت است که از حرف تو پاسخش را می گیرد.

وقتی با تمام وجود طالب چیزی می شه حتی جواب یه سوال ریاضی خاص

یه دفعه می بینی که یه جا روی یه دیوار جواب را با تمام جزئیات نوشته اند

و این کار دیوار نیست و از زیادی طلب اوست که پاسخ را یافته!!!

منظورش این بود که پاسخی که دوستم از من شنیده رو به حساب کرامات نفسانی خودم نذارم

بدونم انقدر او طالب بوده که خدا پاسخش را داده.

حتی اگه این طور هم باشه و من در حد یه دیوار فقط یه جا برای پاسخ خدا به بنده طالبش باشم هم

خوشحال تر می شم تا کسی رو دنباله رو دانش های نسبی خودم کنم

که خودم هم به کارآمدیش اعتقادی ندارم.

پروردگار شرق و غرب من آمادگی خودم رو برای ابزار تحقق خواسته های تو شدن اعلام می کنم.

ای جباری که لطیف هم هست دوستت دارم و می پرستمت.

تا دیگر آن

مرز

سلام

شنیدم یا خواندم ٫خاطرم نیست

"کسی که باز دارنده و نگه دارنده ای از درون نداشته باشد

باز دارنده و نگه دارنده ای از بیرون نمی تواند سد او شود"

یکی از دوستام که خانم معمولی به حساب می یاد تو یکی از پاساژها راه می رفته٫

یه آقایی می یاد طرفش و پیشنهاد آشنایی می ده !

و دوستم به اون آقا می گه متاهل است

و اون آقا می گه از نظر من اشکال نداره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

زندگی کردن تو دنیایی که حدود و مرزهاش رو نظر آدم ها مشخص کنه خیلی جهنمی تر از

زندگی در بندگی خداوندی است که هر گاه از حق روی برگردانی تو را با آتش بسوزاند

من زندگی با خدا را  که هم بهشت دارد و هم جهنم برگزیدم.

 و از آدم هایی که

لذت و

دلشان

حدود و مرزها را معین می کند به دستان پرتوان او پناه می برم.

کلمات برای من به شدت مهم هستند

خدایا کمک کن تا متکلم به کلام تو شوم و واصل به حقیقت وجود تو.

مرا و کسانی را که دوست دارم آنی و کمتر از آنی به خودمان وامگذار

و آنگاه که دلمان جز تو را طلب نکرد دیگر این عالم جای دردناکی برای ادامه حیات نخواهد بود.

پروردگار قادر شرق و غرب دوستت دارم و می پرستمت.

تا دیگر آن

 

ترحم

سلام

چون دوست ندارم کسی بهم ترحم کنه دلیل نمی شه که از بی مراعاتی خوشم بیاد!

چون دوست ندارم به کسی ترحم کنم دلیل نمی شه مراعات احوالش رو نکنم.

ولی از آدم هایی که حس کنم در سایه رقابت می کنند خوشم نمی یاد

اگه کسی فکر می کنه که وضعیتی حق اوست نه من٫ باید در شرایط برابر با من رقابت کنه

رقیب خیلی هم خوبه

چون

کمک می کنه که توانایی های پنهان من آشکار بشه

اما کسی که منتظر می مونه من چیزی رو به دست بیارم از کنار مالکیت من به نوایی برسه

برام محترم نیست

اگه چنین حسی به کسی داشته باشم براش موضعم رو روشن می کنم

 و رفتار های جدیدش رو بررسی می کنم

اگه دیدم طرف نه تو باغه و نه قصد تو باغ اومدن داره ازش رو بر می گردونم

چون معتقدم بدی ما آدم ها برامون کافی است

و فکر کی کنم وقت صرف کردن برای مبارزه با بدی وقت تلف کردنه!

باید برای برپایی خوبی تلاش کرد و چنین تلاشی به شدت ثمر بخشه

وقتی می گه حق آمد و باطل رفت و باطل رفتنی بود

می شه فهمید که همین که من کار درست رو انجام بدم همه چیز خود به خود درست می شه.

پروردگار شرق و غرب کمکم کن که همواره درستی را تشخیص دهم و همواره تسلیم حق باشم.

خودم و تمام کسانی را که دوست دارم به دستان پر توان تو می سپارم.

تا دیگر آن

الله اکبر

سلام

صدای دف

یاد صدای هق هق گریه ام افتادم

صدای دف

یاد زیارت نیمه شب امامزاده قاسم و سپردن به خدا

صدای دف

یاد راه پیش رو که هیچ چیزش معلوم نیست

صدای دف

برای من به خاطرات دردناکی گره خورده که نشانم داد هیچ نیستم

اما توکلم را به پروردگار شرق و غرب بیشتر کرد

ادامه نوشته

چادر

سلام

هر چیزی رو باید به اهلش گفت

چادر

مادر

دست

یاس

بو

بانوی آبها تشنه ام

حسین

حسین

.

.

.

 

امید

سلام

بهترین دوستم پرسید ناامید شدین؟

گفتم: ناامید نشدم.

کلی فکر کردم و دیدم

وقتی ناامیدی جزو گناهان بزرگ و خدا بزرگتر است٫ چطور می تونم ناامید شم؟

من امیدم همیشه به توست خداوندی که بزرگتر است

و هیچ موجودی و خیری را کوچک نمی شماری

و بدی را برابر بدی پاسخ می دهی

اما خوبی را چند برابر پاسخ می دهی.

پروردگار شرق و غرب برای خودم و تمام کسانی که دوستشان دارم

"امید" و "صبر" می خوام

تا ببینیم

هر چیز به وقتش به بهترین شکل صورت می پذیره.

یا لطیف می پرستمت

تا دیگر آن

دایره

سلام

دارم درباره دایره مطالعه می کنم٫

دایره محبوب ترین شکل است نزد من است و همواره همه مدل هام رو براون سوار می کردم

حالا که دارم دربارش مطالعه می کنم و از ریشه هاش با خبر تر می شم

خیلی از انتخابش راضی هستم و بیشتر دوستش دارم.

کاش درباره همه انتخابام در زندگی با گذشت زمان مطمئن تر و دل گرم تر بشم .

من تلاشم رو می کنم و نتایج رو به دستان پر توان تو می سپارم ای پروردگار شرق و غرب

با اینکه می دونی و علمت به همه موجودات احاطه داره اما دوست دارم به زبان اقرار کنم

که دوستت دارم و می پرستمت.

ازنو